برای جراحی اقتصادی شتاب نکنید
کیوان مهرگان <br>بخش پایانی<br>عکس:حمید جانی پور<br>بخش نخست گفت و گو با دکتر حسن روحانی روز گذشته در همین صفحه چاپ شد امروز بخش پایانی آن را می خوانیم.
کیوان مهرگان
بخش پایانی
عکس:حمید جانی پور
بخش نخست گفت و گو با دکتر حسن روحانی روز گذشته در همین صفحه چاپ شد امروز بخش پایانی آن را می خوانیم. * آیا در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص، پژوهشی در رابطه با آثار اقتصادی تحریمها شده است؟
در مرکز تحقیقات چند جورتحقیق انجام میگیرد. یک نوع تحقیقاتی است که ویژه مسوولان رده بالای کشور است و معمولا طبقهبندی دارد و بیشتر از چهار الی پنج نسخه نخواهد بود. گاهی هم کمتر. یک سری گزارشاتی داریم برای مسوولان رده دوم کشور میفرستیم یعنی وزرا، معاونین وزرا، نمایندگان مجلس و برخی از نهادهای دیگر. در چند سال اخیر در این زمینه گزارشهای زیادی تهیه شده. بعضی از گزارشات ما گزارشات عامتری است که به صورت پژوهشنامه، بهصورت کتاب، یا مطالبی که در سایت مرکز منتشر میشود و اینها برای همه مردم است. ما در هر سه سطح هم کار کردهایم، هم تحقیق کردهایم و هم مطالب را برای مسوولان در ردههای مختلف و همچنین مردم منتشر کردهایم.
* به نظر حضرتعالی اگر آن گزارشهای سطح اول و دوم به گوش مردم برسد، مفاد آن را نگرانکننده خواهند یافت؟
اینطور نیست که مردم ما بیاطلاع باشند. مردم ایران مردم هوشیاری هستند، مطلع هستند. دنیای امروز هم که مثل قدیم نیست. یعنی قدیم اطلاعات متکی بر روزنامههای کشور و رادیو و تلویزیون داخلی بود، ولی امروز مسائل ارتباط جمعی خیلی گسترده شده است به هر حال دسترسی نسل جوان ما به اینترنت، سایتهای مختلف، ماهواره، رادیوها، تلویزیونهای مختلف خیلی زیاد است. مشکلی ندارند مردم که به اطلاعات دسترسی داشته باشند. اطلاعات خیلی بیش از گذشته است، یعنی چند دهبرابر یا گاهی چند صد برابر گذشته است. بنابراین مردم مطلع هستند. مسائل اقتصادی را با زندگی خودشون لمس میکنند. مسائل سیاسی را مطلعاند. اینجوری نیست که آگاه نباشند. من فکر نمیکنم در دنیا خبر مهمی باشد که مردم ازآن مطلع نشوند.
* اخباری هم در افواه است و همه درباره آن حرف میزنند. مثلا کارخانه دار یا بازرگانی میگوید که من نمیتوانم از طریق بانکهای داخلی ال سی باز کنم و ...
به هر حال اینگونه مسائل چیزی نیست که نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا وزرای ما، یا کارشناسان بیاطلاع باشند. چون این کارخانهای که شما میگویید این فرد میرود برای آن که جنس بخرد با مشکل مواجه میشود، چند برابر آن، کارخانه دولتی داریم آنها هم این نوع مشکلات را دارند. این مشکلات فقط برای بخش خصوصی نیست برای بخش دولتی هم هست. بنابراین آنها هم میدانند چه مشکلاتی وجود دارد برای اینکه بخواهند کالایی وارد کنند یا عملیات بانکی را انجام دهند. چیزی نیست که به اعتقاد من از دید دولت، تولیدکنندگان، صنعتگران یا حتی مردم پنهان باشد. به هر حال وقتی شما یک جنسی را میخواهید وارد کنید و با ۱۰درصد ۲۰درصد و ۳۰درصد گرانتر وارد میکنید این افزایش هزینه بر قیمت کالا اثر میگذارد و مردم البته با چند ماه تاخیر، این مشکلات را حس میکنند.
* بعضیها نسبت به آینده اقتصاد ایران خیلی بدگمان هستند و میگویند اگر روند کنونی همین الان متوقف شود چه در حوزه داخلی و چه خارجی ۱۰سال طول میکشد که کشور به جایگاه قبلی برگردد و اقتصاد روی ریل طبیعی خود قرار گیرد.
مدت زمان آن ۱۰سال باشد یا کمتر یا بیشتر، من نمیدانم ولی حتما زمان میبرد. مثل یک بیماری است که غیر از دوران درمان، دوران نقاهت هم دارد، باید زمان بگذرد تا برگردد به حالت اول. مسائل اقتصادی هم همینطور است یعنی همه تحولات اینچنین است. یعنی وقتی ارتباطات قبلی شما با دنیا دچار مشکل میشود، وضع تغییر میکند. مثلا وقتی بود که با یک تلکس کالا وارد میشد. یک وقتی با تلکس جنس نمیآید با تایید یک بانک معمولی کالا میآید. یا حتی شرکتهای دولتی نیاز به تایید هیچ بانکی نداشتند و معاملات بزرگ انجام میدادند با امضای مدیرعامل آن شرکت. الان خیلی فرق کرده. اگر به قول شما همه چیز متوقف بشود و برگردیم به حالت اول، حتما زمان زیادی میبرد. در بخشهای مختلف زمانها فرق میکند. یک مقدار هم برمیگردد به دستگاههای مالی و اعتباری که با هم کار میکنند. روند و روالی که حالا بهوجود آمده و آییننامه و مقررات جدیدی که مانع شده و کمکم تبدیل شده به روال جدید، خود این تحولات ۶ الی ۷ ماه طول کشیده، حالا بازگشت آن ۶ الی ۷ ماه طول میکشد که عملیاتی شود وقتی میخواهد برگردد همان هفت ماه یا دو برابر آن یا سه برابر آن طول میکشد، به روال عادی برگردد.
بازگشت به وضع اول آسان نیست، کلید برقی نیست که زدیم خاموش شود و دو مرتبه بزنیم و روشن شود، اینطور نیست. این طول میکشد و زمان میبرد تا به صورت اول که به تدریج و قدم به قدم به همه دستگاهها سرایت کرده برگردد. حالا اتفاقا وقتی میخواهند مشکل درست کنند خیلی راحت میگویند عوض شده و این را اجرا کنید و دستگاه یا بانک یا کارخانه و شرکت، دستور را عملیاتی میکند، ولی وقتی میخواهد برگردد وسواس هم دارد که آیا حتما برگشته؟ حتما درست است؟ نکند دوباره دچار مشکل بشود. بنابراین بازگشت آن همواره با یک وسواس بیشتری صورت میگیرد برای اینکه طرف میخواهد ضرر نکند و لطمه اقتصادی نخورد. بنابراین طبیعی است که یک زمانی میبرد تا برگردیم به نقطه اول.
* در این دوران ریکاوری دشوار سیاستمدارهای خیلی شجاع باید نامزد انتخابات ریاستجمهوری بشوند، بر اساس قرائن قرار است حضرتعالی یکی از این شجاعان باشید. به نظر شما رییسجمهور آینده ایران برای دوران ریکاوری چه باید بکند؟
از کجا این قرینه را به دست آوردید؟ (با خنده)
* قرائن ما این را میگوید.
به هر حال ایام، ایام تخمینها و گمانهزنیها است. به هر حال، اول اینکه مردم ما خوب میدانند که انتخابات این دوره بسیار بسیار مهم است. بیش از آنچه بعضی فکر میکنند مهم است. انتخابات مجلس شورای اسلامی سال گذشته پیشرو بود و انجام شد و امروز مردم شاهد مجلس هشتم هستند. خوب هر مقدار نمایندههای مجلس بهتر، قویتر، آگاهتر، باشهامتتر، با سابقهتر و باتجربهتر باشند، مردم آثار آن را در قانونگذاری و نظارت میبینند. دستگاه اجرایی هم به همین صورت است. مردم باید بدانند که رای آنها فوقالعاده تاثیرگذار است این شایعات به اعتقاد من بسیار مخرب است که برخی میگویند که رای ما هیچ تاثیری ندارد و در انتخابات شرکت کنیم یا نکنیم، هر که باید از صندوق درآید، درمیآید. این جزو حرفهایی است که برای آینده کشور بسیار خطرناک است. همه باید احساس کنیم رای ما تاثیرگذار است. همه ما باید احساس کنیم که صندوقهای ما امن است. حرفهایی مثل اینکه حسن مینویسیم، تقی از صندوق درمیآید، درست نیست. به اعتقاد من این شایعات بدی است و نباید به آن توجه کنیم. البته باید برویم و واقعا نظارت کنیم. اگر شبههای داریم برویم بالای سر صندوق. برویم و راهحل پیدا کنیم. اینکه نرویم پای صندوق بدترین راهحل است. اگر با این افکار جلو برویم هرهدفی که داشته باشیم به آن نمیرسیم. ما باید این افکار را بزداییم و به مسوولان اجرایی کشور اعتماد کنیم. اگر هم درباره انتخابات دغدغهای داریم برویم چارچوب نظارتی دقیق را برایش فراهم کنیم. از طریق نمایندگان مردم در مجلس، از طریق احزاب، از طریق سیاستمداران، از طریق مطبوعات و رسانهها. برویم راهحل نظارتی بهتری را ارائه دهیم. به نظر من بسیار مهم است که مردم بروند پای صندوق انتخابات و کسی را برگزینند که از دید آنها توان و تجربه این کار و شهامت آن را دارد. ما برای تشخیص اصلی بهتر از مردم سراغ نداریم. خود مردم هستند که باید دقت کنند، خود مردم هستند که باید صلاحیت افراد را بشناسند. خود مردم هستند که نباید تحتتاثیر شایعات و تخریبها قرار گیرند. به هر حال تخریب هست در جامعه ما، متاسفانه در این سالهای اخیر هم گسترده شده است و اخلاق انتخاباتی خیلی مطرح نیست. خیلی معنویت و فضایل اخلاقی آنطور که انتظار میرود وجود ندارد یک عدهای میآیند دروغ، تهمت، افتراء هرچه میخواهند میکنند. ما در انتخابات گذشته شاهد بودیم که چه حوادثی در این زمینهها رخ داد. به اعتقاد من راهحل این مشکل در هوشیاری مردم، آگاهی مردم و حضور مردم است. مردم هرچه هوشیارتر، آگاهتر و با حضور بیشتر در صحنه باشند، بهتر میتوانند مشکلات را حل کنند و خدای نکرده هرچه مردم از صحنه انتخابات فاصله بگیرند ضررش برای کشور و مردم است. حال ممکن است پنج نفر کاندیدا شوند، همه هم صالح و خوب باشند. ما نباید خوب را برگزینیم. مسوولیت ما برگزیدن آدم خوب نیست؛ برگزیدن صالحترین و بهترین است. ما باید اصلح را برگزینیم. به هر حال مسوولیت مهمی است و امیدواریم که مردم به آن رسالت و مسوولیت مهم عمل کنند.
* تاکنون سه مدیریت در پرونده هستهای تجربه کردهایم. مدیریت حضرتعالی، مدیریت آقای لاریجانی و این اواخر مدیریت آقای جلیلی، ارزیابی شما از این سه دوره چیست؟
بنده نمیتوانم در این زمینه قاضی خوبی باشم. خود مردم میتوانند در این مورد قضاوت کنند. آنچه که من میتوانم بگویم این است که اوایل کار بین برخی مسوولان و سیاسیون اختلاف نظرهایی وجود داشت. من خوشحالم که آن اختلافنظرها امروز حل شده است. مثلا اولین بحث این بود که آیا ما باید به بازرسان آژانس اجازه ورود به کشور را بدهیم یا نه؟ خیلی بودند در سال ۸۲ در روزنامهها مینوشتند در سرمقاله یا در مقالات که جاسوسها را راه دادند. آژانس هستهای همه جاسوسند، همه مزدورند، همه خائن هستند. الحمدالله این مساله حل شد و حالا همه اتفاق نظر دارند که آژانس میتواند نظارت بکند.حتی برخی به مبالغه روی آورده اند تا جایی که آقای البرادعی را در حد یک منجی معرفی کردند. گفتند همه چیز دست البرادعی است و چقدر مرد منصف و خوبی است. به هر حال اینکه میگویند هر تفریطی، افراطی دارد همین است. مساله دوم این بود که عدهای معتقد بودند که اساسا چرا باید مذاکره کنیم. یکی از ائمه جمعه تهران مفصلا بحث کرد که مذاکره با غربیها مضر و غلط است. اما الان همه اتفاقنظر دارند که مذاکره راهحل خوبی است. همه میگویند باید مذاکره کنیم، باید برویم حرف بزنیم. یک مقطعی بود که میگفتند مذاکره خوب است فقط با شرق، با غرب نباید مذاکره کنیم. با هند، چین و با روس مذاکره کنیم.
الحمدالله این هم حل شد. چون همه دنبال این هستند که با آقای سولانا بنشینند و با او مذاکره کنند. به آقای سولانا تلفن کنند با اروپاییها بنشینند، با آمریکاییها بنشینند. الحمدالله این هم حل شد. این جزو مسائلی بود که خیلی فرازونشیب داشت. نکته بعد این بود که بعضیها میگفتند که شورای امنیت چه عیبی دارد؟ اصلا خوب است که ما برویم شورای امنیت. اصلا به نفع ما است. یکی از روزنامهها چندین مقاله در این زمینه نوشت که شورای امنیت برویم به نفع ماست. اون وقت ما میگفتیم به نفع ما نیست. یک عده میگفتند نه به نفع ماست. الحمدالله این هم حل شد. من فکر میکنم که هیچکس شک ندارد که باید از شورای امنیت خارج شویم. بعضیها میگویند باید خارج شویم، بعضی میگویند بیخود پرونده به شورای امنیت رفته، بعضیها میگویند شورای امنیت غیرقانونی است. هر تعبیری بکنیم پس چیز بدی است. نکته بعدی که اختلاف نظر بود این بود که آیا مسائل خود را با آژانس حل کنیم یا نه؟ چون یک عده میگفتند به آژانس چه ربطی دارد ما کار قانونی کردهایم. الحمدلله این هم حل شد. چون میگویند باید مسائل را با آژانس حل کنیم. نکته بعدی این بود که ما میگفتیم که یک نوع اعتمادسازی با دنیا لازم است برای اینکه ما بتوانیم تعامل خوبی داشته باشیم. یک عده میگفتند آنها بیایند به ما اعتماد بدهند، چرا ما به آنها اعتماد بدهیم. یک عده میگفتند جاده دوطرفه است.
البته این حرف درست است که اعتماد جاده دو طرف است. من فکر میکنم این هم حل شده چون الان میگویند بله ما حاضریم اعتماد بدهیم. ما آمادهایم برای هرگونه اعتمادی. من خوشحالم آن روزهای اولی که اینها بهعنوان تابویی بود، خیانت بود، جنایت بود، مرعوب شدن بود، ترسیدن بود، الحمدلله همه قبول کردند و رسیدند به این نقطه واحد. من خوشحالم که بسیاری از اختلافات امروزه حل شده و همه رسیدند به آنچه میبایست برسند، البته یک مقدار زمان گذشت و از این سعی و خطا ما ضرر دیدیم، ولی الحمدلله به توافق خیلی نزدیکتر شدیم. من فکر میکنم که حالا باید همه دست به دست هم بدهیم و بتوانیم از این مرحله عبور کنیم.
* آقای دکتر آیا این توافق و همگرایی فقط مختص به این دولتمردان و این دولت است؟ آیا ما میتوانیم این همگرایی را برای دولتهای آینده ببینیم که بتوانند با غرب وآمریکا مذاکره کنند؟
امیدواریم که اینچنین باشد. البته بعضیها میگویند که اگر یک دولت دیگری باشد باز قیمت چلوار گران میشود، چون کفنپوش زیاد میشود. از این حرفها میزنند، ولی من امیدوارم این طور نباشد. باید به این نقطه نظر برسیم که به منافع ملی بیندیشیم، به امنیت بیندیشیم، به مصالح ملت بیندیشیم. رفتن در مسیر منافع گروهی و جناحی و حزبی و در نظر نگرفتن منافع ملی و امنیت ملی و مصالح ملی بسیار خطرناک است. امیدوارم برویم به سمتی که مصالح ملی را بر مصالح فردی، جناحی و حزبی ترجیح بدهیم.
* چه شرایطی دولتمردان ما رابه این نقطه رساند که رضایت بدهیم که با آمریکا سر میز مذاکره بنشینیم و آیا مذاکره ژنو آغاز خوبی بود برای این روند و میشود تداوم پیدا کند یا خیر؟
ببینید آن زمان که ما مذاکره میکردیم فقط سه کشور اروپایی بودند. سه وزیرخارجه از سه کشور بودند، معمولا سولانا هم شرکت میکرد. آن مقطع یک بحثی بود که روس و آمریکا هم میتوانند به مذاکرات بپیوندند. ما در داخل کشور نتوانستیم در این زمینه به اتفاق نظر برسیم. بعد از آن که پرونده ما رفت به شورای امنیت چون آنجا پنج قدرت بزرگ بودند که حق وتو دارند در آنجا مطرح شد و آلمان هم چون از قبل بود، به جمع اعضای دائم شورای امنیت اضافه شد و گروه ۱+۵ یا به قول اروپاییها ۳+۳ یعنی سه کشور اروپایی که قبلا بودند و سه کشور جدید که آمریکا و چین و روس شکل گرفت. بنابراین خود آنها آمدند و این جمع را تبدیل کردند به جمع ۱+۵ و خود آنها آمدند و مطرح کردند که مذاکرات با چه پیششرطی باشد. بعد که آنها مطرح کردند ما دیگر هیچوقت رد نکردیم. البته اینها همه در دولت جدید اتفاق افتاد. هیچوقت ما نگفتیم با جمعی ازکشورها که آمریکا در میان آنها باشد مذاکره نمیکنیم. ما همیشه میگفتیم آمادهایم برای مذاکره، اما بدون پیششرط. پس هم آنها اعلام کردند و هم دولت ایران موافقت کرد. نکته دیگر آن که آمریکاییها ابتدا میگفتند در مذاکرات ژنو شرکت نمیکنیم، ولی درست در آستانه این مذاکرات آمریکاییها اعلام کردند که ما حضور پیدا میکنیم. من نمیدانم دلیل حضور آمریکاییها چه بوده ولی فکر میکنم آنها تصور میکردند در این مذاکرات ایران با ۱+۵ به توافقی دست پیدا میکند و آمریکاییها میخواستند در این توافق حضور داشته باشند و نمیخواستند که توافقی حاصل شود بدون حضور آنها. آمریکاییها گمان میکردند درمذاکرات پیشرفت قابلملاحظه خواهد شد و به این دلیل آمدند، ولی چنین اتفاقی نیفتاد. ضمن اینکه این یک جلسه در واقع یک پیش مذاکره بود که بحث شود مذاکره چگونه شکل بگیرد. البته ممکن است علت حضور نماینده آمریکا شرایط انتخاباتی در آمریکا هم باشد.
چون حزب رقیب یکی از ایرادهایش عدمحضور آمریکا در مذاکره با ایران است.
* انتخابات آمریکا دو ماه دیگر برگزار میشود. برخی در ایران امیدوارند با شکست نامزد جمهوریخواهان و روی کار آمدن باراک اوباما نامزد دموکراتها، شرایط ایران بهتر شود. به نظر شما تغییر رییسجمهور در آمریکا شکل و محتوای روابط تهران و واشنگتن را عوض خواهد کرد؟
بله، خیلیها معتقدند که اگردموکراتها سر کار بیایند برای ما بهتر است. ما در مقام عمل و بر اساس تجربههای پیشین هرگز چنین چیزی ندیدهایم. تمام تهدیدهای اصلی آمریکا علیه ما یا در زمان جیمی کارتر اتفاق افتاد که یک دموکرات بود یا بیل کلینتون که او هم دموکرات بود. یعنی داستان طرح تحریم داماتو، به هم زدن قرارداد کونوکو و امثال اینها در دورهای بود که کلینتون سر کار بود. جورج بوش وقتی آمد همان تحریمها ادامه پیدا کرد. تحریم جدیدی علیه ما اتفاق نیفتاد. بله لحن تهدید نظامی در دوران جمهوریخواهان بیشتر بوده ولی کیک و انجیل در زمان رونالد ریگان جمهوریخواه فرستاده شد. در دوران دموکراتها اینها اتفاق نیفتاد. اما در نهایت من فکر میکنم در مقام عمل تفاوت چندانی نباشد و اتفاقی نیفتد. یعنی فکر نمیکنم با آمدن کسی مثل اوباما تحول عمدهای رخ بدهد.
البته ممکن است فضا برای مذاکرات در دوران دموکراتها بهتر از دولت جمهوریخواهان باشد. منتها وقتی هم فضا، فضای مذاکراتی باشد باید دولتی در ایران سر کار باشد که توان این کار را داشته باشد. یعنی قدرت مذاکره را داشته باشد والا آن هم یک فرصت از دسترفتهای خواهد بود.
* اجازه بدهید به مباحث اقتصادی برگردیم. ماهها است که طرح تحول اقتصادی یا به تعبیری دیگر جراحی اقتصادی مطرح شده است. دولت امیدوار است با اجرای طرح، بسیاری از مشکلات اقتصادی را حل کند و منتقدان معتقدند اگر پیشزمینهها فراهم نشود، تبعات بسیار بدی خواهد داشت. به نظر حضرتعالی آیا این طرح عملیاتی است؟ اصرار رییس دولت بر اجرای این طرح ولو تا پایان آخرین روز دولت ناشی از چیست؟ و اساسا این طرح میتواند تحولی ایجاد کند یا خیر؟
اصل این طرح که یارانهها باید روزی حذف یا هدفمند شود و در مسیر درستی قرار گیرد، سخن درستی است و در چارچوب برنامه است و برنامه هم دنبال این بوده است که ما یارانهها را هدفمند کنیم، چون اصل یارانهها یک مسکن است. اقتصاد سالم با یارانه معمولا سازگار نیست. اقتصاد سالم باید بدون یارانه باشد. حالا اینها که نمیخواهند یارانهها را بردارند. الان بحث هدایت یارانه است. یعنی الان یارانه به همه داده میشود اینها میخواهند یارانهها را به یک عده بدهند و به یک عده ندهند، بنابراین اصل این فکر که ما میخواهیم به دنبال ساماندهی یارانهها و یک روزی حذف یارانهها باشیم، فکر درستی است. منتها چگونه آن را اجرا کرد و به چه صورت. با چه مقرراتی باید این کار بشود. چون اولین کار این است که دولت لایحهای را باید ببرد به مجلس و مجلس باید تصویب کند. چون ماده ۳ برنامه پنج ساله چهارم روند خاصی را برای آن پیشبینی کرده است پس دولت باید لایحهای برای اصلاح آن قانون ببرد به مجلس. دوم اینکه چون این کار بزرگی است باید اجماع نظری در داخل کشور بهوجود بیاید و همه جناحها، گروهها، مجلس، دولت، قوه قضائیه و مجمع تشخیص نسبت به نحوه اجرای آن همنظر باشند. نکته بعد این است که کار به این بزرگی را با این شتاب نمیشود انجام داد. کار به این بزرگی نیاز به تامل و دقت و کارشناسی و برنامهریزی دارد. اصل کار خوب است ولی چون دوره دولت رو به پایان است، شتاب این کار معقول نیست. باید به هر کاری همان زمانی که احتیاج دارد به آن بدهیم. ضمن اینکه وقت بدی برای شروع این کار انتخاب شده است. برای اینکه این شبهه به وجود آمده که این کار برای انتخابات است.
وقتی چنین شبههای هست؛ چرا ما این کار را بکنیم. میتوانیم برای آن برنامهریزی بکنیم، گروه کارشناسی تشکیل بدهیم اما اجرای آن را بگذاریم برای دولت بعد. هر دولتی که بیاید باید دنباله کارهای قبلی را بگیرد.به هر حال این شبهههای ی که بهوجود آمده، اصل این طرح را زیر سوال میبرد. چون بسیاری از مردم فکر میکنند که دولت دنبال رای جمع کردن است.
مساله بعد این پرسشنامههایی است که دولت توزیع کرده. من نمیدانم معنی آن چیست؟ چون دولت قبلا گفته بود که میخواهد در مرحله اول بین همه مردم پول تقسیم کند و همه دهکهای درآمدی مشمول طرح تقسیم هستند. اگر اینطور است که به این پرسشنامه احتیاج ندارد. برای تمام خانوارها یک حساب ملی باز کنند و پول را به حساب بریزند. اگر هم قرار است پولی به دهکهای بالا تعلق نگیرد و محدود به خانوارهای کم درآمد باشد، فقط خانوارهای مشمول طرح باید پرسشنامه پر کنند. پس شیوه اجرا را من درست متوجه نیستم، مبنای آن چیست؟ ضمن اینکه درباره طرح به این مهمی یک صفحه مکتوب نداریم که بخوانیم، همه اش حرف میزنند. مسوولان میآیند سخنرانی و مصاحبه میکنند. طرح به این مهمی باید مدون شود و بیاید روی کاغذ. ما حتی از نمایندگان محترم مجلس پرسیدیم که آیا برای شما چیزی فرستاده شده؟ گفتند نه، چیز مکتوبی نیامده است.
طرح به این مهمی باید به صورت مدون و مکتوب منتشر شود تا کارشناسان و اهل نظر درباره آن حرف بزنند، نقد کنند و به یک جمعبندی برسند، بعد بروند برای اجرای طرح. به نظرم اصل کار و هدف آن، هدف خوبی است، زمان آن زمان خوبی نیست، سرعتی که برای این کار وجود دارد، دلیلی ندارد و مطلوب نیست، پخش این پرسشنامهها برای این مقطع دلیلی برای آن نمییابیم.
بنابراین به اعتقاد من چون هدف بسیار مهم و خوب است پس بهتر است در یک وسعت وقتی این بحث مطرح شود و بعد مدون شود و بیاید روی کاغذ و در اختیار نمایندگان مجلس، نخبگان، اهلنظر و اقتصاددانان قرار گرفته و طرح پخته شود ، سپس برای اجرا برنامهریزی شود. ضمنا پرداخت یارانه به صورت نقدی تبعات تورمی زیادی دارد و علاوهبر آن آثار سوء زیادی خواهد داشت. ظاهرا تجربه پرداخت نقدی یارانه در دیگر کشورها هم سابقه ندارد. زمان برای این طرح، زمان مناسبی نیست چون دولت در سه سال گذشته حجم نقدینگی را بیش از دو برابر کرده و در این شرایط میخواهد از یک طرف قیمت حاملهای انرژی را گران کند و از طرفی پول نقد تقسیم کند. عدمتوجه به ثبات سیاست هدفمند کردن یارانه تبعات اجتماعی - سیاسی ناگواری را خواهد داشت. خلاصه سخن آنکه، اصلاح نظام قیمتها امری مثبت و ضروری است، اما لازمه آن اعمال سیاستهای دیگر و تنظیم بستر مناسب برای اجرای آن است.