بهبود نظام مالیاتی از شعار تا عمل
نفیسه حقیقت جوان<br>ساماندهی اطلاعات اقتصادی جامعه و استفاده از این اطلاعات برای تدوین نظام مالیاتی مناسب و ایجاد شرایط مطلوب برای ارتقای سطح رضایتمندی شهروندان از جمله مواردی است که دست کم ایالات متحده از زمانی که مستعمره انگلیس بوده است تا هنگامی که استقلال خود را به دست گرفت و قانون اساسیاش را تصویب کرد (و امروز که مدعی است یک ابرقدرت سیاسی-اقتصادی در دنیا به شمار میآید) برای تحقق تمام اهداف آن تلاش کرده است. <br>
نفیسه حقیقت جوان
ساماندهی اطلاعات اقتصادی جامعه و استفاده از این اطلاعات برای تدوین نظام مالیاتی مناسب و ایجاد شرایط مطلوب برای ارتقای سطح رضایتمندی شهروندان از جمله مواردی است که دست کم ایالات متحده از زمانی که مستعمره انگلیس بوده است تا هنگامی که استقلال خود را به دست گرفت و قانون اساسیاش را تصویب کرد (و امروز که مدعی است یک ابرقدرت سیاسی-اقتصادی در دنیا به شمار میآید) برای تحقق تمام اهداف آن تلاش کرده است.
اما بحران اقتصادی آمریکا و چالشهایی که این روزها ایالات متحده به دلیل نزدیکشدن به انتخابات ریاستجمهوری با آن دست به گریبان است موجب شده تا برنامهریزان و کارشناسان اقتصادی آمریکا راهکار سیاستهای مالیاتی را با وجود پیچیدهتر شدن نظام مالیاتی آمریکا، برای گذر از این بحران پیشنهاد کنند.
پاسخ به این پرسش که چه کسی، چه قدر مالیات میپردازد از دهههای گذشته و در حاشیه مسائل مختلف در آمریکا مطرح بوده و فکر و ذهن کارشناسان را به خود مشغول کرده است. اگرچه دولت همواره درآمدهایی را از حقوق گمرکی، برخی مالیاتهای انتخابی، مالیاتهای غیرمستقیم کالاهایی همچون تنباکو، شکر و...به دست میآورد که عدد بسیار کلانی نیز است اما مالیات بر درآمد و دستمزد از جمله مواردی به شمار میآیند که همواره بحثهای زیادی پیرامون آن وجود داشته و دارد. چرا که مالیات بر درآمد در طول سالها موجب تغییر رابطه بین افراد جامعه و دولت شده است.
قبل از اینکه مالیات بر درآمد به شکل قانون در آمریکا تصویب شود، شهروندان میتوانستند امور اقتصادی خود را بدون اطلاع مستقیم دولت پیگیری کنند اما اینک دولت میتواند به راحتی از امور مربوط به زندگی اقتصادی تکتک افراد جامعه مطلع شود که همین اطلاعات موجب نگرانی مردم شده چرا که آنان بر این اعتقاد بودند که مسائل خصوصیشان که در واقع امنیت آنان را نیز شامل میشود به مخاطره افتاده است و همین نگرانیها به پیچیدشدن نظام مالیاتی در آمریکا دامن زد و حتی در بسیاری از موارد دولت را برای ساماندهی اطلاعات اقتصادی جامعه با مشکل رو به رو کرد غافل از اینکه که مالیات ابزاری قدرتمند برای ایجاد رفاه اجتماعی است.
جالب این است که مردم آمریکا در مقایسه با بسیاری از کشورهای دنیا مالیات چندانی نمیپردازند به طوری که سهم کلی مالیات در تولید ناخالص داخلی ایالاتمتحده رقمی در حدود ۲۶درصد یا کمی بیشتر و کمتر است در حالی که در کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی این رقم چیزی در حدود ۳۶درصد است.
کارشناسان ادعا کردهاند که نبود مدیریت صحیح نظام مالیاتی و ساماندهی اطلاعات اقتصادی جامعه و ناتوانی در ایجاد مفهوم واقعی این حرکت در اذهان عمومی و ترغیب مردم برای پرداخت درست مالیاتها و ارائه اطلاعات اقتصادی زمینه بروز مشکلات متعدد را برای سیاستمداران و مالیاتدهندگان فراهم میکند که با وجود تلاشهای مستمر در ایالات متحده اقتصاددانان این کشور به دلیل نبود حمایتهای لازم و همکاری متقابل از سوی مردم همچنان در اجرایی کردن کامل طرحهای اقتصادی-مالیاتی خود با شکست مواجه شدهاند و همین شکست نیز به بحران مسکن در آمریکا دامن زده است و نارضایتی مردم را آن هم در آستانه انتخابات ریاستجمهوری فراهم کرده است.
همین نارضایتی نیز سیاستگذاران ایالات متحده را بر آن داشته برای جمعآوری رای بیشتر و تضمین پیروزی در مبارزات انتخاباتی خود، شعارهایی را تدوین کنند که مرکز آن نظام مالیاتی و بهبود وضعیت مالی مردم است.
منبع: CNN