آیا صلح به کشمیر باز میگردد؟
نسترن تیشه یار
ششی تارور*<br> مترجم: نسترن تیشه یار <br>سالها کشمکش میان هند و پاکستان بر سر مساله کشمیر که در طی بیش از نیم قرن گذشته تبدیل به یکی از سرسختترین اختلافات منطقهای شده است، هر دو طرف مورد مناقشه را به چاره جویی دعوت کرده است.
ششی تارور*
مترجم: نسترن تیشه یار
سالها کشمکش میان هند و پاکستان بر سر مساله کشمیر که در طی بیش از نیم قرن گذشته تبدیل به یکی از سرسختترین اختلافات منطقهای شده است، هر دو طرف مورد مناقشه را به چاره جویی دعوت کرده است. پاکستانیها امروزه از خود میپرسند که جنگ برای به دست آوردن کشمیر چه بلایی بر سر دولت و جامعه آنها آورده است.
پس از استقلال هند از امپراتوری بریتانیا در سال ۱۹۴۷ و تقسیم این سرزمین به دو کشور هند و پاکستان، مهاراجه کشمیر که فرمانروای این ایالت (که بیشتر مردم آن مسلمان بودند، اما به دست هندوها اداره میشد) بود، باید میان پیوستن به هند و پاکستان یکی را برمیگزید یا آنکه ادعای خودمختاری میکرد. اما مدتی بعد شایعه شد که مهاراجه ایالت جامو و کشمیر تمایل پیوستن به هند را دارد. این خبر آغازگر اولین درگیری مسلمانان انقلابی و قبایل پاکستانی این منطقه با دولت بود. مهاراجه از ترس جنگ و غارت منطقه تحت امرش به هند پیوست. هند نیز به سرعت نیروهای نظامی خود را به منطقه فرستاد تا جلوی درگیریهایی که توسط ارتش پاکستان تقویت میشد را بگیرد. اولین جنگ کشمیر تا سال ۱۹۴۸ به طول انجامید. این جنگ در حالی به پایان رسید که هند این قضیه را به شورای امنیت سازمان ملل برده بود. در نتیجه این آتش بس حدود دو سوم این ایالت به خاک هند تعلق گرفت.
سازمان ملل متحد، پیشنهاد برگزاری یک همهپرسی پس از خروج سربازان پاکستانی از منطقه را داد. هند از انجام این همهپرسی پشتیبانی کرد. حزب کنفرانس ملی کشمیر۱ که یک حزب مردمسالار و جنبشی عملگرا بود، به رهبری شیخ عبدالله۲ که از حمایت عمومی گستردهای برخوردار بود، به حزب کنگره ملی هند۳ به رهبری جواهر لعل نهرو۴، اولین نخست وزیر هند مستقل، نزدیکتر بود تا به حزب «مسلم لیگ۵» که در ایجاد کشور پاکستان نقش مهمی داشت.
نهرو مطمئن بود که با انجام همهپرسی، هند پیروز خواهد شد. اما پاکستان با اطلاع از محبوبیت عمومی شیخ عبدالله و نگرانی که از جانب نهرو پیش آمده بود، قطعنامه سازمان ملل را نادیده گرفت و از عقبنشینی از سرزمین کشمیر سرباز زد. همه پرسی هیچ گاه برگزار نشد و مناقشات بر سر سرزمین کشمیر تا کنون ادامه دارد.
چهار جنگ (در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۵، ۱۹۷۱ و ۱۹۹۹) در خط آتشبس که امروزه خطوط تحت کنترل۶ نامیده میشود، بدون آنکه تغییری در شرایط ایجاد کند، رخ داد. در اواخر دهه ۱۹۸۰، مسلمانان کشمیر که از لحاظ مالی و نظامی از سوی پاکستان حمایت میشدند، در خطوط تحت کنترل علیه هند قیام کردند. نتیجه برخورد میان انقلابیان مسلمان و نیروهای امنیتی هند خسارات مالی و جانی و ویرانیهای زیادی بود که ازهمپاشیدگی اقتصاد کشمیر که بر مبنای گردشگری و صنایع دستی پایهگذاری شده است را در پی داشت. این درگیری تلفات و ویرانیهای بسیاری برای هر دو کشور باقی گذاشت. هزاران شهروند هندی کشته شدند و این کشور برای نگه داشتن صلح در این منطقه ناچار به فرستادن بیش از نیم میلیون نیروی نظامی شد.
در این میان، استراتژی پاکستان مبنی بر اصرار بر
کشتار هر چه بیشتر هندیها و عملیاتهای تروریستی پی در پی باعث شد تا ارتش آن کشور به طرز افراطگرایانه و بیقاعدهای قدرتمند و مجهز شود. هزینه تانکهای بزرگی که تحت نظارت ارتش پاکستان به کشمیر فرستاده میشد از بودجه ملی این کشور میکاست. در حال حاضر ارتش پاکستان در میان ارتشهای همه کشورهای جهان بیشترین بخش بودجه سالانه کشور را به خود اختصاص داده است.
ارتش پاکستان در این اندیشه بود که تحریک نظامی و عملیات تروریستی در هند یک استراتژی موثر با کمترین هزینه برای صدمه زدن به دشمن است. اما در حال حاضر دولت پاکستان به این نتیجه رسیده است که آن استراتژی تنها قربانیان بیشتری داشته است و سبب شد که ارتش دست به چهار کودتا بزند و از پشت صحنه بازیگردان اصلی عرصه سیاست این کشور باشد.
اقتصاد پاکستان، اقتصادی بیثبات و رو به فروپاشی است. تورم روزافزون، شمار زیاد مردان جوان بیکار و کم سواد و علاوه بر آنها گرایش و تبلیغ به اسلامگرایی افراطی در مقابل هندیان کافر از جمله مسائلی است که در سالهای اخیر به چشم میخورد. نتیجه آن افزایش افراطگرایی و ناامیدی است که تهدیدی جدی بر اعمال قدرت از سوی پاکستان و کاهش نفوذ این کشور در رویدادهای منطقه است که سبب شده این دولت متهم به پشتیبانی از عملیاتهای تروریستی بشود.
اخیرا رهبران پاکستان به این مسائل توجه کردهاند. در آخرین سفری که به اسلامآباد و لاهور داشتم صحبتهای گسترده و محرمانهای مبنی بر به پایان رساندن مناقشه کشمیر و کشف راهحلی که به نفع هر دو طرف هند و پاکستان باشد، به گوش میرسید.
پاکستانیها بر این باور هستند که این نظر عموم مردم کشور است. در آخرین مصاحبهای که رهبر سیاسی و مذهبی پاکستان، مولانا فضلالرحمان۷ داشته صریح و بی پرده به مساله کشمیر اشاره کرده است: بدیهی است که ما به دنبال یک راهحل سیاسی مناسب هستیم... . بسیاری از چیزها تغییر کردهاند. در حال حاضر مفهوم پیروزی در کشمیر، عقب نشستن و نجات فوری پاکستان است.
پاکستانیهای جوان پیشتاز صلح در کشمیر هستند. مقالات یعقوب خان بنگاش۸ مثالی است در این مورد که در آخرین مقالهاش به تمسخر نظرات پاکستانیها که بیان میکنند مسلمانان و هندیان کشمیر تقاضای پیوستن به پاکستان را دارند، پرداخته است. او نوشته است: «بعد از جنگ سال ۱۹۸۹، تعداد باسوادان کشمیر افزایش یافته است، اقتصاد رشد داشته و همچنین سرانه ناخالص ملی برای هر نفر بسیار بیشتر از پاکستان است. پس چرا مردم کشمیر باید همچنان تقاضای پیوستن به پاکستان را داشته باشند؟ ما چه ارمغانی برای آنها داریم؟
از سوی دیگر به تاخیر افتادن راهحل مناسب هزینههای غیرقابل جبرانی در مشکلات داخلی پاکستان به بار میآورد. به نوشته بنگاش، «مردم کشمیر قطعا نباید به قیمت از دست رفتن زندگی ما به ما بپیوندند، آن هم هنگامی که هیچ چیز جز یک دولت ورشکسته نداریم که به آنها بدهیم.»
صلح در کشمیر و خروج از آن هنوز هم مخالفان زیادی در پاکستان دارد اما چشم انداز آینده حاکی از پیشرفت مذاکرات است. نخستوزیر هند، مان موهان سینگ۹ که همواره تلاش کرده است تا راهی برای آشتی با همسایه هستهای خود بیابد، تابستان گذشته گفت: «پاکستان باید مساله کشمیر را کنار بگذار.» رسانههای پاکستانی به این سخن توجه نشان دادند و حتی گفتند شاید این بار حق با رهبر هند باشد. در صورت مثبت بودن بازتاب این رویداد در افکار ملی گرایانه مردم پاکستان، زمان مناسبی برای هند خواهد بود تا به درگیریها پایان دهد و صلح در این منطقه را تثبیت کند.
*وزیر خارجه اسبق هند
پاورقی:
۱- Kashmir`s National Conference Party
۲- Sheikh Abdullah
۳- Indian National Congress
۴- Jawaharlal Nehru
۵- Muslim League
۶- Line of Control (LOC)
۷- Maulana Fazal-ur-Rehman
۸- Yaqoob Khan Bangash
۹- Manmohan Singh