الگویی به نام ترکیه
نویسنده: مصطفی اکیل<br>اشاره: مصطفی اکیل روزنامهنگار ترکی و مولف «اسلام بدون افراطگراها: نمونهی اسلامی آزادی» است.
نویسنده: مصطفی اکیل
اشاره: مصطفی اکیل روزنامهنگار ترکی و مولف «اسلام بدون افراطگراها: نمونهی اسلامی آزادی» است. آیا رییسجمهور مرسی میتواند کشور را متحد کند؟
در آینده جواب این پرسش را درخواهیم یافت. با این حال، من اکنون به شکلی محتاطانه خوشبینم؛ به خصوص وقتی به تجربه سیاسی در ترکیه نگاه میکنم که میتواند الگویی برای بررسی چالشهای کنونی مصر هم باشد.
تعامل سه بلوک اصلی، دو دهه اخیر سیاست ترکیه را رقم زدهاند و این ترکیب، دقیقا همچون مصر پس از بهار عربی است:
یکم: مراجع اقتدار سکولار که به ارتش اتکا کردهاند تا قدرت غیردموکراتیک خود را حفظ کنند.
دوم: اسلامگراهای مردمی که مراجع اقتدار سکولار آنها را تهدید، مرعوب و سرکوب کردهاند.
سوم: لیبرالهای سکولار که ایدهآلهایی دموکراتیک دارند، اما نه همچون بلوک نخست به دم و دستگاه دولتی دسترسی دارند و نه همچون بلوک دوم از حمایت مردمی برخوردارند.
در اواخر دهه ۹۰، تقابل سیاسی عظیمی در ترکیه رخ داد: تقابل بین اقتدارگرایان سکولار ـ همان کمالیستها یا پیروان ایدئولوژیک مصطفی کمال آتاتورک، بنیانگذار فوق سکولاریست ترکیه ــ و اسلامگراهای مردمی ــ که حزب رفاه نکمتین اربکان پیشروی آنان بود. بیشتر لیبرالهای سکولار خود را از این نزاع عقب کشیدند، اگرچه تنفر عمیقی نسبت به اقتدارگرایان سکولار داشتند. دلیل عقبنشینی آنها اختلافات فکری نسبت به حزب اسلامگرای اربکان بود.
با این حال، در دهه ۲۰۰۰ همه چیز به نحوی اساسی تغییر کرد. برخی از شاگردان اصلاحطلبتر اربکان، همچون طیب اردوغان و عبدالله گل جنبشی سیاسی را آغاز کردند که در حزب عدالت و توسعه (آ.ک.پ) به کمال رسید. آنها تمرکز خود را رشد اقتصادی قرار دادند و حتی روند پیوستن به اتحادیه اروپا را از صمیم قلب دنبال کردند. چیزی نگذشته بود که لیبرالها نیز همپیمان و متحد اسلامگراها شدند و هر دو علیه اقتدارگرایان سکولار به وحدت رسیدند. به این ترتیب بود که دیگر نظامیها نمیتوانستند همچون دهه ۹۰ کودتای «پستمدرن» برگزار کنند. این «مدل ترکیهای» ــ که صد البته عیب و نقص فراوانی دارد ــ نشان داده است که میتوان با بقیه بخشهای اپوزوسیون به وحدت علیه اقتدارگرایان نظامی رسید. مساله اساسی اکنون این است: مرسی میخواهد الگوی اربکان را اتخاذ کند (بگویید نسخه شماره ۱) یا میخواهد به الگوی اردوغان (نسخه شماره ۲) توسل جوید.
در هر حال، تجربه ترکیه پیش روی مصریها است و میتوانند از آن درس بگیرند. اما تفاوتهایی هم وجود دارد و شاید برای شروع بتوان به این تفاوت مهم اشاره کرد: حزب مرسی ابدا همچون حزب اردوغان پایگاه طبقهمتوسطی مردمی واجد هوش کسب و کار ندارد؛ پایگاهی مردمی و طبقهمتوسطی که بخواهد دیدگاهی عملگرایانهتر و جهانیتر اتخاذ کند.