خطر بزرگ با بانک‌های بزرگ

شماره روزنامه: ۲۶۵۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۹۱۲۵۴ اقتصاد-سیاسی

حامد بهشتی

نویسنده: تام فراست*<br> مترجم: حامد بهشتی<br> منبع: وال استریت ژورنال<br>شبکه‌های امنیتی مالیات‌دهندگان، مانند FDIC،۱، باید تنها در دسترس بانک‌هایی باشد که عمده فعالیت آنها در زمینه وام دادن است، نه بانک‌هایی که عمدتا به سرمایه‌گذاری می‌پردازند.

خطر بزرگ با بانک‌های بزرگ

نویسنده: تام فراست*

مترجم: حامد بهشتی

منبع: وال استریت ژورنال

شبکه‌های امنیتی مالیات‌دهندگان، مانند FDIC،۱، باید تنها در دسترس بانک‌هایی باشد که عمده فعالیت آنها در زمینه وام دادن است، نه بانک‌هایی که عمدتا به سرمایه‌گذاری می‌پردازند. در اوایل دهه ۱۹۵۰میلادی، زمانی که من فارغ‌التحصیل جوان دانشگاه و یک کارمند جدید بانک فراست بودم، عموی بزرگ من جو فراست - مدیر عامل بانک - به من گفت که هدف ما در وهله اول، بازگرداندن سپرده‌های دریافتی از مشتریان است. تعهد ما مراقبت از دارایی‌های نقد جامعه و مدیریت توام با امنیت آنها به گونه‌ای است که دیگران بتوانند از آنها (به شکل وام) در جهت رشد و توسعه بهره‌برداری کنند.

بانک فراست به آن اندازه بزرگ نیست که در صورت به وجود آمدن مشکل، به دخالت دولت نیاز داشته باشد، به همین خاطر، عمو در آن زمان به من گفت، بنابراین ما همیشه باید به حفظ نقدینگی قوی، دارایی‌های امن و سرمایه کافی، بپردازیم. من کاملا تحت تاثیر قرار گرفته بودم که او ایجاد ثروت را در فهرست اولویت‌های خود قرار نداده بود، اما او به طور ضمنی بیان کرد که اگر ما اصول بانکداری بدون ربا (sound banking)را مدنظر قرار دهیم، سود را به‌دست خواهیم آورد.

هنگامی که ما نگاهی به سیستم بانکداری کنونی ایالات متحده بیاندازیم، ارزش‌های عمو جو، بسیار دور و رویایی به نظر می‌رسد. این صنعت در حال حاضر تحت سلطه چند بانک بزرگ قرار دارد.

با توجه به اطلاعات به‌دست آمده از بانک فدرال رزرو دالاس، در سال ۱۹۷۰، تعداد پنج تا از بزرگ‌ترین موسسات ایالات متحده صاحب ۱۷ درصد از دارایی‌های صنعت بانکداری بودند که سهم آنها در سال ۲۰۱۰ به ۵۲ درصد رسید. آنها کسب و کار خود را به خوبی گسترش داده بودند و از نقش خود به عنوان مباشر و کارگزار دارایی‌های جامعه، فراتر رفته و در کمین فرصت‌های سرمایه‌گذاری با بازدهی فوق‌العاده و بیش از حد معمول، نشستند.

همان‌طور که بحران مالی سال ۲۰۰۸ نشان داد، گوناگونی و تنوع، ساختار و اندازه اغلب بانک‌های بزرگ ما، دارایی‌های جامعه را در معرض خطر بزرگی قرار داد. آنها به یک ورشکسته بزرگ تبدیل شده بودند و دولت آمریکا - در واقع مالیات دهندگان آمریکایی - چاره‌ای جز ادامه دادن به اشتباهات خود و حرکت در جهت فروپاشی اقتصادی نداشتند.

اما سال گذشته، ‌هاروی روزنبلوم (Harvey Rosenblum)، قائم مقام اجرایی و مدیر بخش پژوهشی بانک فدرال رزرو دالاس، نوشت: «این مساله در واقع جریمه‌ای برای نگه دارندگان پول نقد و تا حدودی برای مدیران بانکی است، در حالی که این منابع باید صرف حمایت از دارندگان اوراق قرضه می‌شد.» به عبارت دیگر، آنها با ارائه کمک‌های مالی برای حفاظت از مردم در مقابل عواقب اشتباهات طرح‌های خود، باعث افزایش احتمال تکرار همان اشتباهات

در آینده شدند. پیشنهادهای بسیار خوبی برای به حداقل رساندن احتمال مواجه شدن دوباره با بحران سال ۲۰۰۸ ارائه شد که شاید برجسته‌ترین آنها به ما می‌گوید، ما به بانک‌ها برای نگهداری سرمایه‌های اضافی با هدف حفاظت از خود و دیگران نیاز داریم.

اما حتی همین پیشنهاد‌های به بانک‌های بزرگ اجازه خواهد داد که در کنار فعالیت در شرکت‌های سرمایه‌گذاری وابسته به خود، ذخایر قانونی را نیز داشته باشند. پیشنهاد من این است که ما می‌توانیم این دو عملکرد را در دو ردیف جداگانه تقسیم کنیم: نهاد مدیریت و نهاد تنظیم. این تنها راهی است که به ما اطمینان می‌دهد کسب و کار همراه با ریسک آنها، ذخایر قانونی را که پایه و اساس اقتصاد با ثبات و سالم است، تضعیف نمی‌کند.

برنامه‌های شبکه امنیتی مالیات‌دهندگان، مانند (FDIC)، باید تنها برای حفظ ذخایر قانونی در دسترس بانک‌ها قرار گیرد.

موسسات مالی که ارائه دهنده خدمات پوشش ریسک در سرمایه‌گذاری و سفته‌بازی هستند، هیچگونه حفاظت و حمایتی ندارند مگر به وسیله (FDIC) که آنها را به طور صریح ضمانت کند یا این درک ضمنی که مالیات‌دهندگان به عنوان کفیل آنها هستند، به این علت که هیچ جایگزین دیگری در این باره وجود ندارد. در واقع، این نوع حفاظت، یک برداشت انحراف‌آمیز از سرمایه‌داری است که می‌تواند نتایج خوب آن را تحریف کند.

عمو از طرفداران FDIC نیست، او می‌گوید با این کار پول خود را صرف پوشش ناتوانی رقبای ناکارآمد خود می‌کند. من از FDIC به علت حفاظت از سپرده گذاران حمایت می‌کنم، اما با توجه به نظرات عمو جو، معتقدم که این شبکه امنیتی، تنها باید برای بانک‌هایی باشد که مجاز به دریافت، بیمه سپرده FDIC هستند.

در حقیقت دو فرهنگ متفاوت کسب و کار در در سیستم بانکداری وجود دارد که باید از هم تفکیک شوند. نوع اول که بر ایجاد روابط بلند مدت با مشتری، ساختن جوامعی که در آن عمدتا بانک به کسب و کار می‌پردازد و بر حفظ دارایی‌های نقد سپرده‌گذاران، تمرکز دارد. بسیاری از بانک‌های کوچک در ایالات متحده، در قالب این فرهنگ به فعالیت می‌پردازند و این فرهنگ بانکداری نیز باید به خاطر پایداری رفاه اقتصادی محلی، منطقه‌ای و ملی، مورد حفظ و حمایت قرارگیرد.

فرهنگ دوم، ریسک‌پذیریی که فرهنگ اول را تهدید می‌کند، مجاز می‌داند و حتی به تشویق آن نیز می‌پردازد. لطفا دچار اشتباه و درک ناصحیح نشوید: موسسات مالی باید برای شرکت در خدماتی که بیمه سپرده بانک‌ها نمی‌توانند در آن شرکت کنند، آزاد باشند. اما آنها نباید انتظار داشته باشند که مالیات دهندگان متحمل کوتاهی و قصور آنها و در نتیجه شکست به خاطر فعالیت‌های

مخاطره آمیزشان بشوند.

ما نیاز به یک شبکه امنیتی مستحکم و غیرقابل تسخیر داریم که یک طرف سیستم بانکی و اقتصاد را هنگامی که سمت دیگر به سوی نابودی پیش می‌رود، در امان نگاه دارد.

تنها چند سال پیش، ترکیبی از هر دو فرهنگ سیستم بانکداری در یک موسسه نوعی- که برای چند دهه به واسطه عملکرد Glass-Steagall در سال ۱۹۳۳ از هم جدا شده بود - ما را به سمت آستانه فروپاشی سیستم مالی جهانی پیش برد. اگرسیستم مالی دنیا در مسیر فعلی خود باقی بماند، ما می‌توانیم شاهد یک بحران دیگر باشیم.

ما در حال نزدیک شدن به وضعیتی هستیم که در آن یک مجموعه انحصارگر متشکل از چند موسسه بزرگ، کل سیستم بانکی ما را تحت سلطه خود خواهد گرفت. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه آن نهادها، نگرانی‌های عموی من و بسیاری از همفکران او را در مورد مشکلات سیستم بانکداری در زمان خودشان درک کرده بودند. اگر ما بتوانیم به درستی دو فرهنگ بانکداری تجاری و سرمایه‌ای را از هم جدا کنیم، مشتریان هر دو سیستم به موفقیت خواهند رسید.

*آقای فراست رییس بازنشسته بانک سان آنتونیو، شعبه تگزاس بانک فراست است.

پاورقی:

۱-FDIC: Federal Deposit Insurance Corporation

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن