حلقه مفقوده مدیریت شهری
دکتر مهرداد رحمتی پژوهشگر شهری
افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی بهعنوان پدیدهای فراگیر در یکصد سال اخیر هم کشورهای صنعتی و هم کشورهای درحال توسعه را در بر گرفته و دامنه شهرنشینی در دهههای اخیر باعث شده است تا در بسیاری از کشورها همچون ایران، جمعیت شهرنشین از روستانشین پیشی بگیرد. در کنار گسترش شهرنشینی و تلاش برای توسعه شهرها، باید مردم شهرها نیز در این امر مشارکت داشته باشند و فراخواندن مردم به مشارکت در امور شهر و محله سکونت، خود از جمله تئوریهای مدیریت مشارکتی است، چراکه با مشارکت همهجانبه شهروندان و فائق آمدن بر مشکلات شهری میتوان در راستای یک جامعه توسعهمند حرکت کرد.
نباید فراموش کرد که اگر مسوولیتپذیری و مشارکت اجتماعی در جامعه (شهری و روستایی) تقویت شود، بهدنبال آن شاهد همدلی خواهیم بود و مشارکت و همدلی اجتماعی نیز یکی از مهمترین ابزارها و شاخصههای توسعه پایدار هر شهر به حساب میآید. در مقابل بیتفاوتی اجتماعی حاکی از نوعی بیتوجهی افراد نسبت به قوانین و موضوعات اجتماعی شهر و اجتماع خود است. در این بین نقش شهرداریها بهعنوان واحدهای مدیریت شهری در همدلی اجتماعی، نقشی بیبدیل است و بهعنوان هسته مرکزی مدیریت هر شهر، هدایت، نظارت راهبری و جلب مشارکت سایر مجموعهها به حساب میآید و شهرداری میتواند در نظام مدیریت شهری تحقق بخش عمدهای از اهداف مربوطه باشد. با این توضیح، شهرداریها باید با مشارکت مردمی و بهرهگیری از افراد متخصص و متعهد و همکاری با سازمانهای مردمنهاد و بهمنظور شناخت نیازمندیهای شهری و برنامهریزی مدون شهری و همچنین افزایش میزان مشارکت و جذب شهروندان زمینهساز ایجاد شهری پویا و در نتیجه توسعه شهر شوند. و اما شهرداریها در این بین چه اقداماتی میتوانند در پیش بگیرند؟ اول اینکه شهرداریها بهعنوان سازمانی نیمهدولتی و غیرانتفاعی که وابستگیهای زیادی به امکانات جامعه خود دارند، باید ساختار مدیریتی و سازمان اداری خود را به سوی یک سیستم مشارکتی سوق دهند تا بتوانند به بهترین وجه از شرایط و امکانات جامعه استفاده کنند و علاوه بر نیل به اهداف سازمانی خود، میتوانند با ایجاد روند مشارکتی و دخالت مردم در تصمیمگیریها و سرنوشت شهر، نوعی مشروعیت قانونی را از جانب شهروندان اخذ کنند و به این ترتیب هم مسائل اقتصادی و هم مشکلات اجتماعی و سیاسی خود را به حداقل برسانند. دوم اینکه توسعه و گسترش راههای ارتباطی میان مردم و مدیریت شهری، مانند تسهیل در برقراری ارتباطات مردمی، بهبود و شفافسازی در اطلاعرسانی خدمات، برنامهها و طرحها، تقویت سامانه پاسخگویی بهمنظور ارتقای فرآیند پاسخگویی مدیریت شهری در تعامل با شهروندان و افزایش روحیه انتقادپذیری میتواند مشارکت اجتماعی را به حداکثر برساند. و نکته سوم آنکه مدیریت شهری میتواند با استفاده از توان و ظرفیت گروهها و تشکلهای مردمی همچون سمنها و دفاتر تسهیلگری که ارتباط مستقیم با شهروندان دارند نیازهای شهروندان را شناسایی و با بررسی علمی و اصولی و تجزیه و تحلیل کارشناسانه مسائل و معضلات شهری، برنامهریزی و تصمیمگیری توسعهای خود را بر مبنای واقعیات شهر و نیاز شهروندان تدوین کند.