اشتباهات روس و انگلیس در ایران
<p> کشتی روسیه در دریای خزر </p> <p> ایرج افشار </p> <p> روس </p> <p> ایران باید بیاندازه از موسسین دولت جدید روسیه متشکر باشد؛ زیرا اگر قائد ملی آن مملکت، مرد بزرگ عصر حاضر، (لنین) و رفقایش اساس جور و ستم تزاری را واژگون نکرده بودند شاید وطن عزیز ما امروز از یک اصطلاح جغرافیایی و چند صفحه تاریخ بیش نبود. نه تنها به طور غیرمستقیم انقلابیون روسیه به ما فایده رساندند، بلکه از ابتدای امر بهواسطه الغای قرارداد شوم ۱۹۰۷، ابطال قروض ایران نسبت به روسیه، اعطای راه آهن تبریز و موسسه بانک استقراضی روس و غیره فواید مستقیم بیشمار به ما رسانیدند که فراموش کردن آنها یک نوع کفران نعمت خواهد بود. </p>
کشتی روسیه در دریای خزر
ایرج افشار
روس
ایران باید بیاندازه از موسسین دولت جدید روسیه متشکر باشد؛ زیرا اگر قائد ملی آن مملکت، مرد بزرگ عصر حاضر، (لنین) و رفقایش اساس جور و ستم تزاری را واژگون نکرده بودند شاید وطن عزیز ما امروز از یک اصطلاح جغرافیایی و چند صفحه تاریخ بیش نبود. نه تنها به طور غیرمستقیم انقلابیون روسیه به ما فایده رساندند، بلکه از ابتدای امر بهواسطه الغای قرارداد شوم ۱۹۰۷، ابطال قروض ایران نسبت به روسیه، اعطای راه آهن تبریز و موسسه بانک استقراضی روس و غیره فواید مستقیم بیشمار به ما رسانیدند که فراموش کردن آنها یک نوع کفران نعمت خواهد بود. سیاست دوستانه و کریمانه بلشویکها نتایج خوبی برای مملکت روسیه نیز داشت: ایرانیان که روسها را دشمن جانی خود میدانستند و برای خون آنها تشنه بودند در تعاقب سیاست جدید به کلی کینه دیرینه فراموش کرده تمایل زیادی نسبت به آنها پیدا کردند؛ اما بعد در مسائل اقتصادی آن طور که ایرانیان منتظر بودند از طرف روسها مساعدت نشد. مثلا در مساله «ترانزیت» یعنی عبور مالالتجاره از خاک روسیه تسهیلاتی که لازم بود، وعده داده بودند و منتظر بودیم نکردند. وسایلی فراهم آورده نشد که اجناس صادر از ایران مثل قبل از جنگ در روسیه با آزادی کامل بهمصرف برسد... شاید این پیشامدها از سوءسیاست بعضی اشخاص بوده و امیدواریم نماینده جدید دولت جماهیر شوروی روسیه اقدامات مجدانه در بهبودی روابط اقتصادی مملکتین کند. به هر حال عقیده ما بر این است که ایران باید دوره تزاری را همیشه بهیاد داشته باشد، حکومت امروزی روسیه را اسباب سعادت خود بداند و روابط دوستانه خود را با آن دولت محکم کند.»
سطور فوق را نگارنده قریب بیست سال پیش در صفحه ۱۴ شماره اول مجله آینده نگاشته بودم و هنوز هم معتقدم که اگر حکومت سویت در روسیه تشکیل نشده، قرارداد ۱۹۰۷ را دولت شوری به طیب خاطر ملغی نکرده و قشون روس را از ایران فرا نخوانده بود، استقلال کشور ما پایمال و وحدت ملت و مملکت ما از دست رفته بود. اکنون هم پس از پایان جنگ از جوانمردی روسها و دیپلماتهای باهوش آنها که کمتر اشتباه میکنند، جز همان انتظاری نداریم.
انگلیس
هر چند حکومت روسیه به واسطه عظمتی که داشته و دارد در کپه سیاست وزنش قابل احساس است، لیکن دولت بریتانیای کبیر چون دیپلماتهای بسیار زبردست و نقشههای سیاسی عاقلانه و دیر اندیشیده داشته سنگینی او در سیاست بیشتر محسوس است. پس ما ناچاریم پلتیک و دیپلماسی این دولت را با نظری عمیقتر و مفصلتر تحت مطالعه درآوریم. در سابق مکرر از سیاستهای بریتانیا در جراید و مجلات بحث نمودهایم. گاهی نیز، «وقتی جوانتر بودیم»، به پیروی از احساسات تند ملی خود راه افراط حتی مبالغه پیمودهایم که شاید موجب رنجش شده باشد (۱) لیکن چون قصدی جز گفتن حقایق آن هم به منظور تحکیم روابط حسنه واقعی بین ایران و همسایگانش نداشته و نداریم، ما نرنجیده و نمیرنجیم و باز هم در خیر و صلاح طرفین آنچه به نظرمان برسد خواهیم نوشت؛ ولی از جاده مستقیم هیچ وقت بیرون نخواهیم شد.
قرارداد ۱۹۰۷
دولت انگلیس تا قبل از قرارداد ۱۹۰۷، دائر به تقسیم ایران به مناطق نفوذ در این کشور وجهه بسیار خوبی داشت. کلمه «انگلوفیل»؛ یعنی انگلیس دوست مرادف بود با مشروطهطلب که در آن زمان از پسندیدهترین صفتها شمرده میشد، علت آن هم این بود که چون روسها در آن تاریخ سیاست جابرانه نسبت به ایران اتخاذ کرده بودند ایرانیان با نظر نفرت به آنها مینگریستند و «روسوفیل» یعنی روس دوست مرادف بود با خائن و وطنفروش. ایرانیان انگلیسها را حامی خود میدانستند و حتی مشروطه خواهانی مانند آقا سید حسن تقیزاده پس از توپ بستن مجلس برای فرار از شکنجه مرتجعین بهسفارت انگلیس پناه بردند...
اما سیاست بینالمللی موجب انعقاد قرارداد تقسیم ایران به مناطق نفوذ میان روس و انگلیس شد. ایرانیان نمیتوانستند علل بسیار مهمی که سر ادوارد گری وزیر خارجه بریتانیا را بهعقد این معاهده وادار کرده بود درک کنند؛ ولی از نتیجه عملی که بر ضرر کشورشان بود بیاندازه متاثر بودند. با وجود این، وقتی چند سال بعد مستر شوستر آمریکایی خواست مجر استکس وابسته نظامی سفارت انگلیس را برای اداره ژاندارمری مالیه ایران استخدام کند، حسن استقبال نمودند؛ اما پس از پایان جنگ بینالملل گذشته که دو رقیب آن روز امپراتوری بریتانیا؛ یعنی آلمان و روسیه، ضعیف شده و در میدان سیاست ایران گویی نمیزدند، ایرانیان انتظار داشتند که دولت انگلیس فرصت را برای تقویت واقعی ایران که همیشه از حمایت معنوی آن دولت برای حفظ استقلال و تمامیت خود بهره برده بود، مغتنم شمرده او را نه تنها ظاهرا، بلکه باطنا هم آراسته نماید...
قرارداد ۱۹۱۹
اما، قرارداد ۱۹۱۹ پیشآمد که احساسات عمومی را برانگیخت. ما در جای دیگر از لحاظ منافع خود انگلیسها از آن انتقاد کردهایم و هنوز هم معتقدیم که حق با ما بوده است.بهترین دلیل هم همین که خود آنها بعد از چندی موجب الغای آن شدند. این بار ایرانیان دانا نیز که عذر انگلیسها را در عقد معاهده ۱۹۰۷ تلویحا میپذیرفتند، نمیتوانستند اجباری که دولت انگلستان در بستن پیمان ۱۹۱۹ داشت درک کنند...
کودتای ۱۲۹۹
این هم گذشت... ایران بهواسطه شورش جنگلیان و غیره در هرجومرج افتاده بود... کودتای ۱۲۹۹ و الغای قرارداد ۱۹۱۹ پیشآمد.
من آن وقت در ایران نبودم تا از نزدیک واکنش آن را در سیمای هموطنان مشاهده کنم؛ ولی حدس میزنم چون در تعاقب کودتا قرارداد نامبرده که منفور عامه بود ملغی گردید و اوضاع رو به برقراری امنیت و «اصلاحات» میرفت مردم نسبت به آن چندان بدبین نبودهاند... جز بعضی از رجال مانند آقای دکتر مصدقالسطنه والی فارس که دعوت همکاری آقای سید ضیاءالدین رییس حکومت وقت را نپذیرفتند (۲) البته اگر چنین که ما استنباط میکنیم بوده است انگلیسها میتوانستند در پرتو حسن سیاستی که میبایست پس از کودتا و الغای قرارداد اتخاذ کرده باشند وجهه از دست رفته را باز بهچنگ آورند... زیرا در آن ایام تنها دولت خارجی موثر در امور را مردم حکومت انگلیس میدانستند و بهبودی اوضاع را هم قاعدتا باید منتسب به تغییر سیاست آن دولت پنداشته باشند. در تیرماه ۱۳۰۴ حتی خود نگارنده موقعی که نخستین شماره مجله آینده را منتشر کردم در تحتتاثیر همین اوضاع نوشتم: «... ما هم طرفدار عقد قرارداد دوستانهای که منافع مملکتین را به طرز رضایتبخشی تامین کند، بودیم؛ اما به نظرمان این قرارداد بهنحوی که تدوین شده بود تاسفآور و حتی اسباب تعجب بود؛ زیرا تصور نمیکردیم بتواند منافع دو مملکت را تامین کند و حوادثی که در تعاقب آن واقع شد و منتهی به الغای آن گردید به ما حق داد. انگلیسها از سیاست ۱۹۱۹ و سوءنتیجهای که از آن گرفتهاند، پشیمانند. از آنچه نمایان است سیاست تازه آنها تقویت ایران و احترام استقلال این دولت میباشد؛ چون این روش کاملا بهمنفعت ایران و انگلیس است باید طرفین سعی کنند که خللی به آن وارد نیاید...»
ولی «کمکم» در اثر سوءسیاست این عقیده از مردم سلب شد. آنچه کار بد در ایران صورت میگرفت بهحق یا بهباطل آن را ناشی از پلتیک انگلیس میدانستند. ما که داخل در مردم بودهایم جزئیات افکار عامه را میشناسیم...
شهریور ۱۳۲۰
در این گیرودار آتش جنگ بزرگ عمومی دوم در اروپا درگرفت که هنوز هم شعلهور است. ما نمیخواهیم و نمیتوانیم در قضایای سیاسی خودمان که مرتبط با جنگ است و هنوز در حقیقت جزو تاریخ نشده بحث کنیم. همین قدر میگوییم قضایای سیاسی یکی بعد از دیگری پیشآمد تا آنجا که قشون روس از شمال و نظامیان انگلیس از جنوب و غرب وارد خاک ما شدند و حیرت عموم را فرا گرفت... در این هنگام، شبی که ابرهای تیره آسمان سیاست ایران را کدر کرده و ملت از پیشامدهای آینده خود نگران بوده ناگاه صدای دلنواز رادیوی لندن امواج هوا را شکافت و مژده تغییر رژیم دیکتاتوری و بیزاری دولت انگلستان را از آن به گوشها رسانید. من همان دم حس کردم که انگلیسها بار دیگر محبوبیت گمشده خود را در میان ملت ایران پیدا خواهند نمود... هر جا میرفتند صحبت از تغییر سیاست بود. همه منتظر بودند که رژیم دموکراسی جایگزین دیکتاتوری خواهد شد، اما در حقیقت نشد و همان رجالی که در عصر دیکتاتوری سیاستمدار بودند دوباره زمامدار شدند. مردم فهمیدند که رژیم عوض نشده، فقط اسم آن تغییر کرده است.
امروز هم که این مقاله را مینویسم دیکتاتوری شاه سابق در اساس کار به صورتی دیگر بهمجلس شورا منتقل شده است.
زیرنویسها
(۱) در اکتبر ۱۹۲۱ موقعی که نگارنده از لندن عبور میکردم مقالهای راجع به سیاست انگلیس در ایران در مجله شرق نزدیک انتشار دادم و شرحی که مدیر روزنامه انگلیسی ذیل مقاله انتقادا نسبت به مقاله و رساله دکترای من تحت عنوان (سیاست اروپا در ایران) نوشته بود اشاره کافی به این معنی داشت.
(۲) عین تلگراف آقای طباطبایی به آقای دکتر مصدق در شماره ۱۱ سال اول مجله آینده صفحه ۶۹۷ مندرج است و در انتهای آن این عبارت خوانده میشود: «امیدوارم بهنام وطن و بهنام اصلاحات از آن فاصله بعید آغوش گشوده مرا برادرانه در بغل گرفته، کمک و مظاهرت خودتان را به احترام منافع ملی به من اهدا فرمایید».
منبع: ماهنامه آینده،
مهر ۱۳۲۳