ساز ناکوک در روزگار ناساز - ۳۰ بهمن ۸۶
سینما <br>به بهانه پخش سنتوری در شبکه غیرمجاز
علی طجوزی
سنتوری آمد. سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجویی، یکی از سینماگران مولف ایران بالاخره آمد. خبری که بسیاری از اهالی سینما و دوستداران خاص مهرجویی پس از بیستوپنجمین جشنواره فیلم فجر، هر روز منتظر شنیدن آن بودند. سنتوری آمد. حالا خیلیها هستند که سنتوری را دیدهاند. سینماروهای حرفهای دلشان را صابون زده بودند که اول تابستان در یکی از سینماها سنتوری را روی پرده خواهند دید، اما از صابون دلشان تنها لیز خوردن خیال برایشان باقی ماند. چرا که پس از اعلام خبری مبنی بر اینکه سنتوری پروانه نمایش گرفته و قرار است اوایل تابستان اکران شود، هیچگاه آن تابستان نیامد و هیچ سینمارویی لذت نشستن در سالن پخش فیلم را برای دیدن سنتوری نچشید.
سنتوری آمد. خبر کوتاه است. خیلی کوتاه اما همیشه خبر فاجعه است که کوتاه میشود و عواقب بلند و کشیده و دامنهدار.
سنتوری قرار بود دیده شود. سنتوری قرار بود که در جای خودش دیده شود، سنتوری را قرار بود در جای خودش ببینند. سنتوری قرار بود محترمانه دیده شود. سنتوری قرار بود مثل یک فیلم واقعی دیده شود، سنتوری قرار بود تماشاگران را به سینما بکشاند. سنتوری قرار بود بیش از آنکه حرف و حدیث در حاشیهاش باشد درباره خودش باشد. قرار بود منتقدان حرفهای سینما بازیگران و فیلمنامه و کارگردان و خلاصه عوامل فیلم و مسائل مربوط به آن را نقد کنند. و هزار قرار دیگر در مورد سنتوری و خیل عظیمی از دیگر فیلمها بود که در حد همان قرار باقی ماند.
حالا سنتوری آمده است. حالا هرچهقدر که دست سنتوری و عواملش خالیمانده، دست فعالان بازارسیاه پر پر است.
حالا سنتوری که قرار بود در تعداد محدودی سینما به اکران در بیاید پس از چند بار اصلاح و ممیزی و چه و چه و چه، سینمایی به وسعت ایران پیدا کرده است. سنتوری که از همان ابتدا به خاطر موضوع، کارگردان و بازیگرانش قرار بود سرمایه سرمایهگذار را برگرداند، حالا جیب کسانی را دارد پر میکند که بازار را میشناسند. اصلا آنها روانشناس و جامعهشناس بزرگی هستند، چرا که میدانند چگونه عطش مردمان بسیاری را برطرفکنند. آنها به کار خود ایمان دارند. کار خود را هدفدار دنبال میکنند. آنها بازار و اهالی آن را بهتر از خودشان میشناسند چرا که بیش از قرار گرفتن سنتوری روی اینترنت بارها سیدیهای خالی یا نامرتبط را به نام سنتوری فروخته بودند. همان بلایی که سرحکم، اتوبوس شب و چند فیلم دیگر آمد و آوردند و کک کسی هم نگزید و کمکم هم که اصلا سینما به سمت گیشه نرفت.
حالا به رغم تمام هشدارها و اعلام خبر برخورد شدید و جدی و مجازات سنگین در گوشه و کنار اکثر خیابانهای تهران صدای سنتوری پیچیده است.
چه هرچه قدر که خبر و حاشیه درباره اثری زیاد شود بر تعداد مخاطبان آن افزوده میشود.
مگر قرار نبود که برخوردهای شدید با فعالان بازار قاچاق فیلم صورت بگیرد و حرکتهایی هم شد. البته در این مورد برخوردها صورت گرفت و برخی از خبرگزاریها و رسانهها اخباری مبنی بر انهدام شبکههای تکثیر و توزیع فیلمهای غیرمجاز به مخاطبان خود عرضه کردند. اما مگر میشود از این بازار که گردش مالی بسیار بالایی دارد به سادگی گذشت و فقط در این میان کمی قیمت افزایش پیدا میکند که آن هم مربوط به افزایش ریسک است.