پیمان بغداد هیچکس را تهدید نمیکند
نامهها و نکتهها
به نفع ما بود که فعالیتهای اقتصادی پیمان بغداد را در درجه اول اهمیت قرار دهیم. رخنه و نفوذ روسها در خاورمیانه، بیش از تجاوز آنها به ناحیه مزبور موجب وحشت و هراس ما بود. برای مقابله با این خطر، آسایش و رفاه روزافزون ملل شرق میانه موثرترین سلاح بود، گرچه درست شدن این سلاح ناگزیر وقت میگرفت. به این جنبه پیمان بغداد هر اندازه بیشتر میتوانستیم تکیه کنیم، این امید بیشتر میشد که شورویها رفتهرفته پیمان بغداد را همان گونه که هست تلقی کنند. یعنی آن را تجلی کمک متقابل کشورهای عضو پیمان در ناحیهای که ممالک در آنجا منافع مشترک دارند، بدانند نه خطری که بر فراز منابع نفت باکو در پرواز است. اندکی قبل از آن، شورویها تهدید کرده بودند که اگر به جای «جامعه دفاعی اروپا» سازمان دیگری درست شود عواقب و نتایج این کار گریبانگیر اروپا خواهد شد. در واقع گرچه شورویها «اتحادیه اروپای غربی» را نپذیرفته بودند وجود آن را تحمل کرده بودند و از این رو امیدوار بودم که شوروی به موقع خود وجود پیمان بغداد را نیز تحمل کند. درباره خلع سلاح، رهبران شوروی به طور خصوصی و قبلا به ما گفتند که در نظر دارند اسلحه «معمولی» خود را تقلیل دهند. شورویها هشدار دادند که نمیتوان اجازه داد وضع تنگه هرمز تا مدت نامعلومی ادامه یابد، زیرا دوام این وضع خطرناک است.
سپس روسها مخالفت خود را با قید و بندهای نظامی که به تجارت تحمیل شده بود، ابراز کردند. رهبران شوروی گفتند که در حقیقت این محدودیتها به اتحاد شوروی لطمه بزرگی نزده است و گفتند: برعکس محدودیتهای مورد بحث ما را وادار کرده است تا اجناسی را که اگر خود نمیساختیم راضی بودیم از خارج بخریم خودمان بسازیم. مثلا پس از آنکه صدور کشتیهای نفتکش دانمارک به شوروی ممنوع شد، شوروی خود کشتیهای نفتکش ساخت و هماکنون این کشتیها را به کشورهای دیگر میفروشد. ولی این موضوع مانع نشد که رهبران شوروی رنجش خاطر خویش را از قید و بندهای بازرگانی ابراز کنند. ما (انگلیسیها) مجبور شدیم توضیح بدهیم که مساله محدودیتهای تجاری فقط مربوط به ما نیست و گفتیم که خارج از حیطه این قید و بندها میدان وسیعی برای افزودن بر دامنه تجارت وجود دارد.
منبع: خاطرات ایدن،ترجمه کاوه دهگان
این خاطرات دو دوره نخستوزیری ایدن
در سالهای ۱۹۳۵-۴۵ و ۱۹۵۱-۵۷ را در برمیگیرد.