گروه تاریخ اقتصاد- نامه‌ای که می‌خوانید از مجموعه نامه‌های خصوصی سرسیل اسپرینگ رایس (وزیر مختار انگلیس در دربار ایران) است، وی در عهد مظفرالدین شاه قاجار در ایران بوده و گزارش تامل برانگیز از وضع اجتماعی ایران صد سال پیش رابه خواننده ارائه می‌دهد این قسمتی از نامه وی به ویلیرز (فرانسیس ویلیرز یکی از وزرای خارجه بریتانیا بود و از دوستان بسیار نزدیک رایس) است در مورخ ۵ فوریه ۱۹۰۰: «... در ایران روزهایی را می‌گذرانیم تیره و تاریک. دیگر کسی به ما نزدیک نمی‌شود و مثل این است که همه از بدبختی‌مان لذت می‌برند. تحصیل هر نوع اطلاعی تقریبا غیرممکن شده است. درباره حفظ ارتباط مستقیم با حکومت ایران، که این همه راجع به آن تاکید می‌شود، متاسفانه فارسی صحبت کردن اشنایدر چندان فرقی با من ندارد. صحبت‌هایی که با وزیر خارجه ایران به زبان خودش انجام می‌دهیم قاعدتا باید اسباب تفریح و تعجبش شده باشد گرچه احساسات خود را در این زمینه مودبانه مخفی می‌کند. سیستم حکومت ایران سیستم خارق‌العاده‌ای است. دفعتا خبر می‌رسد که وزیر خارجه می‌خواهد ما را ببیند. ناچار می‌شویم برویم بی‌آنکه متخصصی کارآزموده و مسلط به زبان همراه داشته باشیم. ولی در مجموع، فکر می‌کنم که این موضوع (نداشتن متخصصان کارآزموده) چیز بی‌سابقه‌ای نباشد و فقط هرج و مرج اداری ما را در لندن نشان بدهد. منظورم این است که وضع ما در نقاط دیگر جهان از این حیث شاید بهتر از ایران نباشد. مثلا آیا وزارتخانه بریتانیا کارگزاری در باکو دارد؟ هیچ‌کاری آسان‌تر از این عمل (گماشتن کارگزار یا کنسولی در بادکوبه) به نظر نمی‌رسد. زیرا اولا تعداد زیادی از اتباع بریتانیا مقیم بادکوبه هستند و ثانیا جمع کثیری از ارامنه آذربایجان در روسیه زندگی می‌کنند که حاضرند در مقابل دریافت پول اطلاعات منظم محلی در اختیارمان بگذارند. در حال حاضر هیچ نمی‌دانیم چه تعداد از نیروهای نظامی روسیه از فقفاز می‌گذرند. متاسفم از اینکه در روزهایی چنین غم‌آگین این همه نق می‌زنم و شکایت می‌کنم. نیز معذرت می‌خواهم از اینکه این نامه را با عجله می‌نویسم. تقصیر ندارم چون از ساعت هفت بامداد مشغول کار بوده‌ام و حالا که به ساعت نگاه می‌کنم می‌بینم هفت و نیم بعد‌ازظهر است و در این مدت هیچ کاری انجام نداده‌ام جز دیدن مراجعان مختلف و صحبت کردن با آنها به زبان‌های مختلف تا جایی که مقدورم بوده. همه این اشخاص که پیش من می‌آیند در یک نکته متفق‌القولند و آن اینکه روسیه موفق شده است انگلستان را با کمال احترام و نزاکت از صحنه سیاست‌های ایران خارج سازد. چند روز پیش وزیر خارجه ایران نظر مرا در این باره جویا شد. جواب دادم در حال حاضر مثل این است که روسیه شوهر قانونی ایران شده است و تنها روزنه امیدی که برای انگلستان باقی مانده این است که به مقام عاشقی و داشتن سروسر محرمانه با زنی که همسرقانونی دارد اکتفا کند. در قبال این تشبیه وزیر خارجه پاسخی علاقانه داد و گفت اگر روابط دو دولت واقعا به چنین وضعی رسیده باشد که از بیانتان مستفاد می‌شود، در آن صورت سنت جاری اقتضا می‌کند که احتیاجات مالی معشوقه از کیسه عاشق پرداخت گردد!»

منبع: نامه‌های خصوصی سرسیل اسپرینگ‌رایس

ترجمه دکترجواد شیخ‌الاسلامی