دولت علاء و بحران های کارگری
گاهشمار
گروه تاریخ اقتصاد - در فروردین ماه سال ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی با ۷۷ رای مثبت به کابینه علاء رای اعتماد داد.
دوره اول نخست وزیری حسین علاء بهرغم سر و صدای فراوانی که به راه انداخت، بسیار کوتاه بود و بیشتر از ۴۶ روز به طول نینجامید. او دولت را در شرایطی تحویل گرفت که اوضاع مملکت چندان مناسب نبود.
فقر و عدم پرداخت حقوق کارمندان از یکسو و ترور نخست وزیر سابق (حاجعلی رزم آرا) از سوی دیگر شرایط کشور را ناآرام و بحرانی کرده بود. موضوع ملی شدن صنعت نفت هم به عنوان یکی از مهمترین مباحث سیاسی دیپلماتیک سالهای منتهی به نخست وزیری علا، در مجلس شورای ملی مطرح و پیش روی دولت بود. شرایط عمومی کشور از یک طرف و اعتراض و اعتصاب کارکنان شرکت نفت در روزهای اول تشکیل کابینه از طرف دیگر، موقعیت را برای اداره کشور سختتر میکرد. هرچند علا به فاصله نسبتا کوتاهی از انتخابش به سمت نخستوزیری موفق شد اعتصابات و ناآرامیهای جنوب را مهار کند، اما مقاومت در برابر ملی شدن صنعت نفت یا اجرایی کردن آن (حتی اگر میخواست)، عزم و ارادهای میطلبید که دستکم تجربه کوتاه حضور در مسند قدرت نشان داد علا فاقد آن است و شاید همین خودآگاهی بود که دلیلی شد بر کنارهگیری او از ریاست دولت استعفایی که راه را بر نخست وزیری محمد مصدق گشود.
دوره اول نخست وزیری او از ۲۲ اسفند ۱۳۲۹ تا ۶ اردیبهشت ۱۳۳۰ ادامه یافت.
علا پس از انتخاب، از تشکیل کابینه فوری خودداری کرد، در عوض با احتیاط دست به کار شد، از اعلام حکومت نظامی خودداری کرد، کوشید با جبهه ملی روابطی دوستانه برقرار کند و از همه مهمتر از سنگاندازی در روند ملی شدن صنعت نفت خودداری ورزید. هدف علا در سیاست داخلی آرامسازی اوضاع کشور بود، بنابراین با انحلال مجلسین مخالف بود.
کلیات برنامه او در قالب شش محور بود که تقدیم مجلس شد:
۱ از بین بردن روح تمرد و عصیان نسبت به اجرای قوانین
۲ توجه به نهاد قضایی به منظور استقلال قضاوت و استقرار امنیت
۳ توازن و تعادل حقیقی بودجه
۴ به کار انداختن و تقویت قوه تولید
۵ اصلاح و توسعه تعلیمات عمومی
۶ در سیاست خارجی نیز رویه مسالمت و دوستی با تمام همسایگان و سایر دول بر اساس احترام متقابل.
با ارائه چنین برنامهای بود که مجلس سنا به اتفاق آرا و مجلس شورای ملی با اکثریت ۷۷ رای به کابینه وی رای اعتماد داد.
در پی تعطیلات نوروز دولت علاء با مساله ای جدی یعنی اعتصاب کارگران نفت جنوب روبهرو شد. اعتصاب در ۵ فروردین در بندر معشور آغاز شد، اعتصاب بزرگی که مشارکتکنندگان در آن حداقل ده هزار نفر تخمینزده شده بود. اعتصابات به سرعت به مناطق دیگر به خصوص آبادان سرایت کرد. این اعتصابات به دلیل قطع شدن اضافه معوق کارگران بود هرچند منابع خارجی و انگلیسیها آن را به حزب توده مربوط میدانستند. انتظارات کارگران در ملی شدن صنعت نفت بالا رفته بود. این در حالی بود که شرکت نفت به خواسته کارگران توجهی نمیکرد. این عدم حساسیت شرکت اوضاع را روز به روز وخیمتر از پیش کرده بود. علاء در تمامی مناطق اعتصابی به مدت دو ماه حکومت نظامی اعلام کرد، اقدامی که مورد تایید مجلس نیز قرار گرفت.
اقدام او در جهت بازگرداندن نظم هنگامی توجیه شد که ابعاد ناآرامیها به اصفهان نیز سرایت کرد. با این همه اعتصابات در اوایل اردیبهشت به پایان رسید، دولت موفق شد نظم را برقرار کند و شرکت نفت هم با پرداخت کمک هزینه به کارگران موافقت کرد. ناآرامیها در شرایطی با سیاست موفق علاء مهار شد که اگر ادامه مییافت ممکن بود انگلیسیها این ناآرامیها را بهانه قرار داده و دست به اقدام نظامی بزنند. این نگرانی علاء چندان دور از ذهن نبود که همان روزها روزنامه تایمز چاپ لندن با درج مقالهای تلویحا به مداخله نظامی احتمالی انگلیس اشاره کرده بود: «تنش داخلی جامعه ایران ناشی از نادانی، حرص و ناسنجیدگی طبقه حاکم اکنون به حدی رسیده که فقط با شتاب گرفتن جریان آن بلاگردان بیگانه انگلستان رفع شدنی است.»
در ۴ اردیبهشت ۱۳۳۰ بلافاصله پس از آنکه اعتصابات جنوب پایان یافت، کمیسیون نفت مجلس به اتفاق آرا پیشنویس یک طرح ۹ مادهای را که از جانب یک کمیسیون فرعی هفت نفری تهیه شده بود، تصویب کرد، این پیشنویس چارچوب اجرای اصل ملی شدن نفت را فراهم میساخت. در پی تصویب این پیشنویس علاء پس از ۴۶ روز زمامداری استعفا داد. علا برای مواجه شدن با آنچه بعدها در عرصه نفت رخ داد هم بیمیل بود و هم ناتوان. او وظیفه خود را به صورت نسبی در موقعیت یک نخست وزیر موقت انجام داده بود و اکنون میتوانست به ایمنی و امنیت شغل سابقش که وزارت دربار بود بازگردد.
منبع: اعتصابات کارگری در دوره نخست وزیری علا، دکتر شوان صدرقاضی