یک روزنامه متشخص<br>
<p> بهروز بهزادی روزنامهنگار </p> <p> بهروز بهزادی روزنامهنگاری را از سال ۴۷ در موسسه اطلاعات آغاز کرد. او در رسانههای مختلفی کار خبری انجام داده است. بهزادی در حال حاضر قائممقام مدیر مسوول روزنامه اعتماد است. یادمان باشد وقتی از واحدی به نام روزنامه صحبت میکنیم، فراموش نکنیم که یک بنیاد تولیدی است و باید براساس قوانین عرضه و تقاضا اداره شود. قوانین عرضه و تقاضا روشن است و باید تقاضایی باشد که به راحتی به دست مشتری برسد. البته عرضهای خوب و با کیفیت که از بدیهیات است و درباره آن سخنی نمیگویم. </p>
بهروز بهزادی روزنامهنگار
بهروز بهزادی روزنامهنگاری را از سال ۴۷ در موسسه اطلاعات آغاز کرد. او در رسانههای مختلفی کار خبری انجام داده است. بهزادی در حال حاضر قائممقام مدیر مسوول روزنامه اعتماد است. یادمان باشد وقتی از واحدی به نام روزنامه صحبت میکنیم، فراموش نکنیم که یک بنیاد تولیدی است و باید براساس قوانین عرضه و تقاضا اداره شود. قوانین عرضه و تقاضا روشن است و باید تقاضایی باشد که به راحتی به دست مشتری برسد. البته عرضهای خوب و با کیفیت که از بدیهیات است و درباره آن سخنی نمیگویم.
مدیر یک بنیاد رسانهای که اینجا منظور من روزنامه است، باید این هوش و فراست را داشته باشد که بر زنجیره تولید از تحریریه گرفته تا توزیع که نخستین و آخرین بخش کارند، نظارت مستمرداشته باشد و همه جا از نیروهای متخصص و کارآمد استفاده کند.
دیگر اینکه مداومت در کار داشته باشد و به تدریج بر شمار مشتریان دائم خود بیفزاید. نه اینکه روزنامهای منتشر کند که تکلیف فروش آن را عدهای رهگذر در کنار کیوسک به دلیل تیترهای جنجالی روشن کنند و روزنامه از یک کف فروش مطمئن به مخاطبان دائمی برخوردار نباشد. به گمان من، ده سال پیش که روزنامه دنیای اقتصاد متولد شد، همکار خوب ما آقای بختیاری این چند قانون طلایی را میدانست که اینک در راس یکی از موفق ترین بنگاههای رسانهای کشور نشسته است و روزنامه اش - دنیای اقتصاد - را اکثر مدیران اقتصادی کشور چه در بخش عمومی و چه در بخش خصوصی هر روز کنار دست خود دارند. درکنار آنچه از مدیریت قوی و یکپارچه دنیای اقتصاد گفتم فراموش نکنیم که تحریریه این روزنامه تمام ابزارها را برای انتشار یک روزنامه موفق اقتصادی به کار گرفته است. این موضوع وقتی برای ما روشن میشود که به یاد بیاوریم در کنار دنیای اقتصاد چند روزنامه اقتصادی دیگر نیز متولد شدند که اینک فقط یاد و نامی از آنها مانده است. چراکه به بیراهه رفتند و نتوانستند به صفت اقتصادی خود وفادار بمانند. باید بگویم که خود من بهرغم وقت اندکی که دارم، نشده است که روزها به دنیای اقتصاد مراجعه نکنم. شاید این مراجعه برای دانستن قیمت سکه یا ارز بوده و شاید بسیار فراتر از آن رفته است ولی خود نشانگر این است که من نیز در کنار دهها هزار خواننده دنیای اقتصاد آن را یک روزنامه مرجع و مورد اطمینان میدانم و اضافه کنم که این روزنامه وقتی توانسته است خود را به عنوان یک روزنامه مرجع و تاثیرگذار و با پرستیژ و پرنسیپ نزد مخاطب به ثبت برساند، در واقع اسباب موفقیت خود را فراهم آورده است. گرچه میخواهم به این یادداشت کوتاه خاتمه دهم ولی حیفم آمد به این موضوع اشاره نکنم که روزنامهها هم مانند آدمیان شخصیت خود را دارند و روزنامه دنیای اقتصاد در ده سال گذشته از ثبات شخصیتی برخوردار بوده است و ندیده ام که شکل زیبا و کلاسیک خود را آنچنان تغییر دهد که آن دنیای اقتصاد همیشگی نباشد و این یکی از رموز موفقیت این روزنامه است. به شکل کلاسیک دنیای اقتصاد که اشاره کردم باید این را اضافه کنم که نوآوریهای دائمی روزنامه در بستهبندی کلاسیک فعلی نیز یکی از نقاط مثبت کار این روزنامه بوده است و تمام آنچه گفتم خلاصه اش میشود یک محصول زیبا و باب دندان مشتری - مخاطب - امروز کشور که بدون تردید از یک روزنامه متشخص استقبال میکنند. با امید موفقیتهای بیشتر دنیای اقتصاد، من نیز دهمین سال فعالیت این روزنامه را به تمامی همکارانم در این روزنامه و البته بیشتر از آنها به مخاطبانش که به همکارانم اطمینان دارند، تبریک میگویم.