سفرهای کاغذی - ۱ اسفند ۸۶

شماره روزنامه: ۱۴۶۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۰۸ اخبار

میترا یزدچی<br> سیاحت و سفر، از قدیمی‌ترین ادوار و جزو مهم‌ترین خواست‌ها و تمایلات انسان بوده و هست. <p> بشر همیشه آرزو داشته و دارد که از دیگر اقوام و افراد و سرزمین‌ها دیدار کند، ناشینده‌ها را بشنود و نادیده‌ها را ببیند.<br> در این میان کسانی که اهل فضل و دانش بودند،‌ نه تنها خودشان از تجارب سفرهایشان بهره‌مند می‌شدند بلکه با نگارش خاطراتشان، دیگران را نیز در این لذات شریک می‌کردند.<br> اهمیت سفرنامه‌ها، به بیان تجارب محدود نشده و امروزه حتی در بررسی اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور قابل توجه هستند، چرا که جهانگردان صرفا آنچه را که می‌بینند، فارغ از هرگونه نظر شخصی به نگارش درمی‌آورند و خواننده با یک گزارش مستند مواجه است. </p>

سفرهای کاغذی - ۱ اسفند ۸۶

میترا یزدچی
سیاحت و سفر، از قدیمی‌ترین ادوار و جزو مهم‌ترین خواست‌ها و تمایلات انسان بوده و هست.

بشر همیشه آرزو داشته و دارد که از دیگر اقوام و افراد و سرزمین‌ها دیدار کند، ناشینده‌ها را بشنود و نادیده‌ها را ببیند.
در این میان کسانی که اهل فضل و دانش بودند،‌ نه تنها خودشان از تجارب سفرهایشان بهره‌مند می‌شدند بلکه با نگارش خاطراتشان، دیگران را نیز در این لذات شریک می‌کردند.
اهمیت سفرنامه‌ها، به بیان تجارب محدود نشده و امروزه حتی در بررسی اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور قابل توجه هستند، چرا که جهانگردان صرفا آنچه را که می‌بینند، فارغ از هرگونه نظر شخصی به نگارش درمی‌آورند و خواننده با یک گزارش مستند مواجه است.
ایران در سفرنامه‌ها
ایران، از جمله کشورهایی است که در طول تاریخ مورد توجه سفرنامه‌نویسان معروف بوده است.
این افراد که در ادوار متفاوت و به دلایل مختلف به ایران آمده‌اند، هر کدام وضعیت بخشی از ایران را به تصویر می‌کشند که هنوز هم مطالعه آنها خالی از لطف نیست.
فیثاغورث در ایران
فیثاغورث، قدیمی‌ترین دانشمندی است که از او سیاحت‌نامه به جای مانده است که در سال ۱۳۱۴شمسی به چاپ رسیده است. وی به ایران نیز سفر کرده بود. در این سفرنامه توضیحاتی را از مراسم تاج‌گذاری داریوش هخامنشی، زرتشت، دخمه میترا، پرسپولیس و... در هشت فصل آورده است.
بخشی از توصیف سفر فیثاغورث به پرسپولیس، خواندنی است: «چند روز پس از این جشن که پر از تذکرات و خاطرات سفر مصر بود، دربار به عزم اقامت در پرسپولیس حرکت کرد، من نیز همراه او بودم، داریوش از اسبان اسطبل‌های پادشاه ایران، اسبی به سواری من مقرر فرمود که در اثر تربیت معلمین ماهر برای رکاب دادن خم می‌شد، نام اسب «فارس» بود. تاسیس مراکز اسبان در مسافات معینه توسط کوروش، از وقت و خستگی ما بسی کاست.»
ابن بطوطه در ایران
یکی از مشهورترین و جامع‌ترین سفرنامه موجود، سفرنامه ابن بطوطه است. این سیاح که اهل مراکش بود در زمان خود به بخش عمده‌ای از دنیا سفر کرد و آنچه را دیده بود با ژرف‌اندیشی به رشته تحریر درآورد.
سفر او در سال ۷۲۵هجری با زیارت از خانه خدا شروع شد. او در این زمان بیست و دو سال داشت و پس از زیارت به سیاحت پرداخت و بعدها دیدگاه‌های عمیق وی سرمشق آموزنده‌ای برای سایر دانشمندان شد.
ابن بطوطه در سفر به ایران از خوزستان، لرستان، اصفهان، فارس و جزایر خلیج فارس دیدن کرد و سپس به خراسان رفت.
وی در رابطه با مشاهداتش از مقبره سعدی آورده است: «از مشاهدی که در بیرون شهر شیراز واقع شده، قبر شیخ صالح معروف به سعدی است که در میان فارسی زبانان سرآمد شاعران زمان خود بوده و گاهی نیز در بین سخنان خویش شعر عربی سروده است.
مقبره سعدی زاویه‌ای دارد نیکو و با باغی نمکین که خود در زمان حیات خویش بنا کرده و محل آن نزدیک سرچشمه نهر معروف رکن آباد است و شیخ در آنجا حوضچه‌هایی از مرمر برآورده که برای شستن لباس است.»
مارکوپولو در ایران
شاید بتوان گفت اولین سیاح و سفرنامه‌نویس اروپایی که به ایران آمد «مارکوپولو» بوده است. این جهانگرد ایتالیایی، متولد ونیز بود. پدرش تاجر و همواره در سفر بود. او در سال ۱۲۶۹میلادی با پدر و عمویش به چین رفت و با استقبال خاقان چین مواجه شد. مارکوپولو، پس از یادگیری زبان، عادات و آداب تاتارها، از طرف خان به ماموریت‌هایی در ایالات دوردست‌‌چین رفت و عادات غریب مردمان را جمع‌آوری کرد و برای خان برد.
پس از چندی، سفیرانی از جانب ارغون خان، ایلخان ایران به دربار چین رفتند و دختری از خاندان امپراتوری برای ارغنون خواستگاری کردند و چون می‌خواستند از راه دریا به ایران بازگردند، تقاضا کردند پولوها که ملوانان ماهری بودند همراه آنان به ایران بروند، آنها نیز چنین کردند و سپس به ونیز بازگشتند.
سفرنامه مارکوپولو، یکی از معتبرترین و ارزشمندترین سفرنامه‌ها بود و حتی در مطالعات جغرافیایی بارها مورد استفاده قرار گرفته است.
وی در توصیف شهر تبریز، این شهر را آباد و در ایالت عراق(عراق عجم) خوانده و می‌گوید: «در این ایالت شهرها و قلاع مستحکم بسیار است ولی این شهر از همه پرجمعیت‌تر و آبادتر است. شغل عمده ساکنان آن بازرگانی و کارخانه‌داری است. در این کارخانه‌ها، پارچه‌های ابریشمی و زری‌های قیمتی می‌بافند. موقعیت تجاری این شهر به قدری خوب است که بازرگانان از همه‌طرف، از هندوستان، بغداد، موصل و هرمز برای
خرید و فروش به آ‌نجا می‌آیند. بهترین سنگ‌های قیمتی و مروارید‌های اعلا را می‌توان در این شهر به دست آورد.»
یک اسپانیایی در ایران پیش از صفویه
از جمله سفرنامه‌های معدودی که پیش از دوران صفویه، درباره ایران نوشته شده است، سفرنامه «کلاویخو» است که در سال ۱۴۰۶میلادی توسط سیاح اسپانیایی نگاشته شده است. تاریخ نگارش این سفرنامه صد و اندی سال پس از سفرنامه
ابن بطوطه است.
اهمیت سفرنامه‌هایی چون «کلاویخو» به دلایلی بیش از سفرنامه‌های بعدی است، زیر از دوران صفویه به بعد، باب مناسبات ایران با کشورهای اروپایی گشوده شد و سیاحان و مسافران زیادی علاوه بر تجار و بازرگانان که کمتر سفرنامه‌نویسی کرده‌اند، به ایران آمدند و دیدگاه‌ها و خاطرات خود را از سفر به کشور ما نگاشتند، اما پیش از این دوران، افراد معدودی که سفرنامه نوشته‌اند از ایران دیدن کرده و از این رو خاطرات سفر آنان برای اطلاع به وضع و حال ایران در زمان سیاحت ایشان از اهمیتی خاص برخوردار است.
کلاویخو، که در اواخر قرن چهاردهم و اوایل قرن پانزدهم میلادی به سیر و سیاحت پرداخته بود، از جمله این جهانگردان معدود است. وی در توصیف نیشابور آورده است: «شهر نیشابور در دشتی است که گرداگرد آن را بیشه‌ها و خانه‌های پیوسته به آنها فرا گرفته است.
به مجرد آنکه به شهر رسیدیم ما را به خانه‌ای زیبا بردند و ریش سفیدان شهر آمدند و خوراک و آذوقه آوردند که عبارت بود از گوشت و میوه مانند خربزه که در این جا بزرگ است و رایحه‌ای عالی دارد.
اینک در حدود نیم فرسخ به نیشابور مانده با بزرگی که از سرداران سپاه تیمور بود به نام «ملیالیورگا» برخورد کردیم. وی به ما اطلاع داد که به فرمان مخصوص شخص تیمور به آنجا آمده است تا از ما محترمانه و کامل پذیرایی کند و آنچه مورد نیاز ما است برای ما آماده سازد.»
توصیف آداب و رسوم ایرانیان در سفرنامه‌ها
سفرنامه‌نویسان، فقط به معرفی جاذبه‌های جغرافیایی و ظاهری محدود نشده بلکه برخی شامل توصیفاتی از آداب، رسوم، آیین و ... مردم هستند.
ستوان آلکس بارنز، سفرنامه‌نویس ارتشی و اهل انگلستان است وی که در سال‌های ۱۸۳۱ تا ۱۸۳۳ به ایران آمده، سفرنامه‌ای به رشته تحریر درآورده و در آن از آداب مردم آن زمان نوشته است.
وی در بخشی از سفرنامه‌اش در رابطه با رسوم ترکمانان آورده است:
«... گروهی از مردان قبیله به سلامت از میدان جنگ برگشته بودند و بدین سبب سایر افراد از هر بخش قرارگاه گرد آمدند و در حالی که پشت سر دیگران جا می‌گرفتند به ما که تماشاچیان بی‌تفاوتی بودیم مانند دوستانشان برخورد می‌کردند و صمیمانه تهنیت می‌گفتند.
موقعی که ما از مقابل زن‌ها می‌گذشتیم، آنها در حالی که دست‌های خود را به شکل صلیب و به نشانه صمیمیت روی سینه‌هایشان قرار می‌دادند به زبان خودشان خوش‌آمد می‌گفتند.
من تاکنون صحنه‌ای که از این بیشتر شادی همگانی را منعکس کند، ندیده‌ام. سواری که بیش از دیگران خوشحال بود در حالی که نان زیادی حمل می‌کرد پیش آمد و به هرکس که می‌رسید گرده‌ای نان می‌بخشید و می‌گفت: «بگیر، ثواب دارد، بگیر تو غریب و مهمانی.» ممکن نبود که به این صحنه‌ها با بی‌تفاوتی نگریست و اگر می‌توانستم فقط آنچه را که در بین ترکمانان دیدم با زبان رساتری بیان کنم، احساسات عمیق‌تری را برمی‌انگیخت.
yazdchymit@yahoo.com
عکس: CORBIS

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن