جدی نگیرید! - ۱ اسفند ۸۶
نگاهی به خبررسانی به شیوه ۲۰:۳۰
لیلی اسلامی
وقتی که چند سال پیش، مجریان جوان، با ظاهری آراسته و لحنی نزدیک به مخاطبان رسانه ملی، راس بیست و سیدقیقه به شبکه دوم سیما آمدند و شیوهای متفاوت با مجریان عبوس سالهای قبل را ارائه دادند، عدهای گفتند یکی از بزرگترین هنجارشکنیهای دهههای اخیر در صدا و سیما اتفاق افتاده است. خیلی از کسانی که میانهای با خبر و جدیت رسانهای نداشتند، خود را ساعت بیست و سیدقیقه پای تلویزیون مینشاندند تا اتفاقات همیشگی را بیرسمیت که در دیگر برنامههای خبری جریان داشت پی بگیرند. نزدیک انتخابات بود و «بیست وسی» اسرار مگوی دیگر شبکهها را به تلویزیون میآورد و در حساسترین لحظهها، سراغ کسانی میرفت که نه تن به مصاحبه میدادند و نه میلی به اعلام برنامههایشان داشتند، آن هم مقابل میلیونها مخاطب تا اینجای ماجرا، سراسر شیرینی بود اما خیلی زود، شیرینی هنجارشکنی در رسانه سرسخت تلویزیون، دلها را زد و این بحث قدیمی را به جریان انداخت که تا کجا میتوان وارد حریم پرقید و بند خبر شد و آن را به هر شکل روایت کرد.
سالهاست که متخصصان علوم ارتباطات خبر را «روایت یک رویداد بیهیچ جهتگیری» معرفی میکنند و تا حدودی بر این اصل اتفاق دارند که دخل و تصرف راوی در خبر، بر ذات آن لطمه وارد میکند.
علیاکبر قاضیزاده، روزنامهنگار و مدرس روزنامهنگاری هم معتقد است: «اگر جدیت خبر را از آن بگیریم، باورپذیریاش را از دست میدهد و این ارتباطی به عادتکردن مخاطب به شیوههای تازه ندارد، بلکه مربوط به ذات خبر است.» دکتر علیمحمدی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، این شیوه خبررسانی را باطل میداند و معتقد است نحوه گفتار در این برنامه خبری، نه تنها با عیارهای صدا و سیمای ما بلکه با اصول رسانهای جهان مدرن هم همخوانی ندارد. او معتقد است جای زبان عامیانه، میزگردهای مسائل خانوادگی و برنامههای مربوط به زندگی روزمره است و نباید حریم رسمی خبر را با ورود اصلاحات کوچه و بازار به آن و بهرهگیری از لحنی غیررسمی شکست. او تاکید میکند: «خبر زبان خاص خودش را دارد، کمگفتن و گزیده گفتن از اصول مهم خبرنگاری تلویزیونی است و تعارفها و قالبهای کلامی روزمره در برنامههای خبری جایی ندارند.»
اما بدیهی است که «بیست و سی» راه تازهای پیش روی مخاطب خسته از جدیت زندگی روزانه که چندان تمایلی به شنیدن فجایع پیرامونش ندارد، میگذارد و با اعلام فجیعترین اخبار، در قالب عبارات کنایهآمیز و غیررسمی، جدیت و آزاردهنده بودن رویداد را تعدیل میکند و مخاطب را به محیطی تفننی و آمیخته با شوخی میکشاند.
قاضیزاده در این مورد توضیح میدهد: «صمیمیت در نفس خود، اتفاق مثبتی است، اما هرگز نباید در برقراری صمیمیت با مخاطب تا حدی افراط کرد که به محاوره عوامانه نزدیک شویم و باورپذیری خبر را با مشکل مواجه کنیم.»
اما دکتر دهقان، استاد علومارتباطات دانشگاه تهران، معتقد است جذابیتهایی که «بیستوسی» با طراحی فضای مناسب و حرکت مجریان در آن فضا فراهم میکند، امکان جذب مخاطبان بیشتر را برای این برنامه فراهم میکند و آمدن افراد بیشتر به برنامههای کمطرفدار خبری، از نکات قوت «بیست و سی» است. او میگوید: «بهرهگیری از گفتوگوی خودمانی از مسائل مهم تبلیغات است و مجریان این برنامه با هوشمندی از آن بهره میگیرند.» اما این «هوشمندی» همیشه به سود مخاطب نیست. حتی اگر بپذیریم میتوان در خبررسانی هم از زبانی غیررسمی بهره گرفت، پذیرش این مساله دشوار خواهد بود که آمدن زبان تازه به برنامههای خبری با خود جهتگیریهایی را هم به همراه بیاورد. قاضیزاده میگوید: «مسالهای که در این برنامه اتفاق افتاده، به کار گرفتن شیوه محاوره و همراه با جهتگیری تنها در مورد برخی گروهها است. گرچه شبکه ۲ توانست درآوردن زبانی تازه موفق باشد اما متاسفانه در این برنامه وقتی صحبت از یک جناح خاص میشود، گوینده خودش را محق میداند به هر لحنی حرف بزند اما همین لحن را برای جناح دیگر به کار نمیگیرد و مخاطبی که شاهد این جداسازی در بیان است، بیشک اعتمادش را به رسانه از دست میدهد.»
شاید این اتفاق برای «بیستوسی» هنجارشکن هم بیفتد که چندسال پیش با شیوهای تازه خیلی زود مخاطبان بسیار را پای تلویزیون نشاند و چندی است با اغراق در صمیمیت و نزدیک شدن به عوامگرایی خود را از مخاطبش دور میکند. شاید لازم بود برنامهایکه انتقادات بسیار را به جان خرید، آگاهی مخاطبانش را جدی بگیرد و فارغ از جهتگیریهای آشکارش، به رسالت خبررسانیاش وفادار بماند.