موراویا، مردی که به آسمان قصه رسید - ۳۰ بهمن ۸۶
قلم به دستهای محبوب ما (۶)
تهیه و تنظیم: محمود علیزاده
«من هیچ وقت، از هیچ کس، هیچ بستهای دریافت نمیکنم. به همین خاطر، یکی از این روزها، میخواهم بستهای برای خودم پست کنم تا از رفتن به پستخانه و تحویل آن لذت ببرم». «آدم بدشانس- شارلاتان- موراویا»
شاید طی یکصد ساله گذشته در ادبیات ایتالیا نویسندهای به اندازه آلبرتوموراویا مطرح نشده است. آلبرتوموراویا با نام واقعی آلبرتو پینکرله در ۲۸نوامبر سال ۱۹۰۷ در شهر رم متولد شد. پدرش آرشیتکت و نقاش بود و کتابخانهای بسیار غنی داشت. موراویا در کودکی زبانهای انگلیسی و فرانسوی آموخت اما درس خوان نبود و البته دلیل آن بیماری سل بود که از ۹سالگی سراغش آمد. موراویا در نه سالگی به بیماری سل استخوان مبتلا میشود. بیماری که به طور متناوب خوب میشود و دوباره شروع میشود و تا هفده سالگی همچنان گریبانگیر او است. موراویا در این باره میگوید: «این مهمترین واقعه زندگی من است» وی در جای دیگر در خصوص خود و بیماریاش چنین میگوید: در آن زمان عضو کتابخانههای بسیاری بودم و هفتهای ۵-۴ کتاب به زبانهای ایتالیایی، انگلیسی و فرانسوی میخواندم؛ البته تئاتر و رمان را بیشتر ترجیح میدادم. ابتدا کتابهای یک نویسنده را میخواندم و بعد میرفتم سراغ نویسندههای دیگر. کمکم شروع به نوشتن کردم که بیشتر تقلید از نویسندگانی بود که تحسین شان میکردم. اما دو سال آخر بیماری، نتوانستم که بخوانم و بنویسم و این مدت که بیماری حاد شده بود را در بیمارستان گذراندم».
موراویا تقریبا همیشه در خانه به سر میبرد. فقط یک سال در رم دوره متوسط را میگذراند و کمی بعد با زحمت بسیار، دیپلمی برای ورود به دبیرستان را میگیرد. برای جبران این بینظمی تحصیلی او مطالعاتش را زیاد میکند و به مطالعه جدی زبان آلمانی میپردازد و زبان انگلیسی را هم که از قبل آموخته بود.
در سال ۱۹۲۵ برای همیشه بهبود مییابد. آسایشگاه را ترک میکند. موراویا قبل از رفتن به آسایشگاه جنایت و مکافات و ابله داستایوفسکی، آثار گلودونی، مانزونی، شکسپیر، مولییر، آریو ستو و دانته را خوانده بود. در آسایشگاه فصلی از دوزخ رمبو، آثاری از کافکا، مارسل پروست، سوررئالیستهای فرانسه، فروید و اولیس (جیمز جویس) را به زبان انگلیسی میخواند. در پاییز سال ۱۹۲۵ شروع به نوشتن رمان بیتفاوتها میکند. سه سال برای این کار وقت میگذارد. سال ۱۹۲۹ قرار بود که رمان «بیتفاوتها»یش توسط ناشر مجله نووه چنتو منتشر شود که بعد از خواندن رمان آن را رد کرد. چون به نظرش جز یک سری کلمات مبهم چیزی بیش نبود.
موراویا پس از آن به میلان میرود اما آنجا هم نمیتواند رمانش را چاپ کند و پس از یک ماه به رم بازمیگردد. موراویا که سالهای مقابله با بیماری او را صبور و مقاوم کرده بود خسته نمیشود. از پدرش پنجهزار لیره قرض میگیرد و رمان «بیتفاوتها» را به خرج خودش در ژوئیه سال ۱۹۲۹ به چاپ میرساند.
کتاب «بی تفاوتها» در عین ناباوری موفقیتی بینظیر به دست میآورد به طوری که چاپ اول آنکه در ۱۳۰۰نسخه منتشر شده بود طی چند هفته به اتمام میرسد و در فاصله سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ چهار بار تجدید چاپ میشود و بعد از آن هم دوباره توسط انتشارات کورباچو در پنجهزار نسخه به چاپ میرسد.
بیتفاوتها همچنین باعث واکنشهای متفاوت میان منتقدان ادبی آن دوره میشود. در فاصله ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۵ موراویا همچنان به نوشتن داستان کوتاه ادامه میدهد. او مسافرت و نوشتن سفرنامه را نیز در روزنامههای مختلف شروع میکند. به عنوان خبرنگار در روزنامه لااستامپا به انگلستان سفر میکند. در همین سالها روابط موراویا با فاشیسم و حکومت موسولینی رو به تیرگی میرود. در سال ۱۹۲۵ رمان «جاهطلبیهای اشتباه از او» منتشر میشود. کتابی که او هفت سال تمام روی آن کار کرده بود. خودش درباره این کتاب میگوید: «در این رمان مسلما چیزهایی ملموس و حقیقی وجود داشت اما روی هم رفته فاقد آن حالت خودجوش و موجهی بود که در بیتفاوتها به چشم میخورد». این کتاب غیر از این که موفقیتی به دست نمیآورد از طرف منتقدان هم به دستور حکومت فاشیسم با سکوت روبهرو میشود. او برای دوری جستن از کشوری که شرایط زندگی را برایش سخت کرده بود به آمریکا سفر میکند. هشت ماهی را در آنجا سپری میکند یک ماه هم در مکزیک میماند. مدت کوتاهی دوباره به ایتالیا برمیگردد و در فاصله کمی رمان طولانی «فریب» را مینویسد. او پس از سفر به چین و فرانسه و یونان در سال ۱۹۳۸ به ایتالیا برمیگردد و زندگیاش را با الزامورانته شروع میکند.
در سال ۱۹۴۰ مجموعهای هجوآمیز و سورئالیست به نام «رویاهای آدم تنبل» را منتشر میکند. ۱۹۴۱ رمان طنز دیگری به نام صورتک را نیز منتشر میکند. موراویا در مورد صورتک چنین میگوید: این رمان از سویی براساس سفرم به مکزیک نوشته شده و از سوی دیگر براساس تجربیاتم در مورد فاشیسم؛ این رمان دیکتاتوری را به تصویر میکشد که در توطئهای تحریکآمیز و سازمان یافته از طرف رییس پلیس خودش گیر افتاده است». این کتاب هم که چاپ اولش از سوی موسولینی تایید شده بود، برای چاپ دوم توقیف میشود.بعد از آن موراویا دیگر برای روزنامهها با اسم حقیقیاش نمیتواند بنویسد و نام مستعار برای خودش انتخاب میکند و برای امرار معاش به نوشتن ادامه میدهد.
در سال ۱۹۴۲ «آگوستینو» را مینویسد که سال ۱۹۴۳ توسط انتشارات دو کومنتو در پانصد نسخه به چاپ میرسد؛ چون کتاب مجوز چاپ نگرفته بود. در این میان او متوجه میشود که اسمش در لیست سیاه قرار گرفته است. موراویا میگوید: «نتیجهای که عایدم شد. کاغذی بود که روی آن دستور داده شده بود هرگز ننویسم.» همزمان از کار برای سینما نیز منع میشود و تنها منبع درآمدش را از دست میدهد و طی این مدت دو فیلمنامه (زازا- هفتتیر) با نامهای مستعار توسط کاستلانی به فیلم تبدیل میشود.به دلیل شرایط سختی که برایش بهوجود آمده بود به ناپل فرار میکند. از مرز نمیتواند عبور کند.
در سال ۱۹۴۴ در شرف آزادی رم«امید یا مسیحیت یا کمونیسم» را منتشر میکند. بعد از جنگ هرچند به گفته خودش زندگی پرمشقت شروع میشود، اما او به نوشتن ادامه میدهد و دو فیلمنامه نیز مینویسد، (آسمان بر روی مرداب، زنی در روم) و همکاری خود با روزنامهها را ادامه میدهد. آگوستینو تجدید چاپ میشود. او همچنین جایزه لومباردو را برنده میشود.طی این سال موفقیت سراغ او میآید. کتابهایش ترجمه میشوند و از داستانهایش فیلم ساخته میشود. سال ۱۹۴۷نیز سال خوبی برای او میشود چرا که با انتشار(زن رومی) موفقیت پیوسته ادبی برای او آغاز میشود.طی سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۱رمان«نافرمانی» و «عشق زناشویی»، داستانهای دیگر و دنبالهرو را به چاپ میرساند.سال ۱۹۵۲ جایزه استراگا را برای داستانها میبرد. بین سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ موراویا با داستانهای رومی جایزه مارزونتو را کسب میکند. رمان «تحقیر» را منتشر میکند. سال ۱۹۵۷او زن چاراچویی(دو زن) را منتشر میکند.سال ۱۹۶۰رمان «بیحوصلگی» را چاپ میکند که موفقیتی نظیر بیتفاوتها و زن رمی را نصیب او میکند و یکسال بعد جایزهای دیگر را به خاطر رمان بیحوصلگی«کسب» میکند. سال ۱۹۶۲ برخورد با هند را منتشر میکند. در همین سال یک مجموعه داستان به نام آدم مصنوعی را چاپ میکند. سال ۱۹۶۵او توجه را منتشر میکند. البته او در این سالها برای تئاتر هم مینویسد و سال ۱۹۶۷یک چیز است را هم چاپ میکند.
۱۹۶۸همزمان با جنبش دانشجویی اروپا او انقلاب فرهنگی در چین را منتشر میکند. سال ۱۹۶۹ و ۷۰ از او چند نمایشنامه و بهشت، یک زندگی دیگر و بده منتشر میشود. سال ۱۹۷۲سفرهای خود به آفریقا را آغاز میکند که حاصل آن سه کتاب به نامهای مال کدام قبیلهای، نامههای صحرا و گردشهای آفریقایی است. طی سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰زندگی نفسانی را چاپ میکند و برخی دیگر از آثار او تجدید چاپ میشوند.
سال ۱۹۸۰ رسالهای سیاسی به نام تعهد ناخواسته و سال ۱۹۸۲ از موراویا رمان ۱۹۳۴ و مجموعه داستان کودکان که به زبان حیوانات نقل شده با نام داستانهای ما قبل تاریخ به چاپ میرسد. سال بعدش فرشته اطلاعات و دیگر آثار نمایشی را در یک جلد به چاپ میرساند و در همان سال اولین مجموعه از آثار ش که اختصاص به سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۴۷ دارد، منتشر میشود. در سال ۱۹۸۹ دومین مجموعه آثار که فاصله زمانی بین سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۸ را شامل میشود، به چاپ میرسد.البته این نوشتار درواقع به نوع خلاصهای از بیوگرافی و کتابشناسی موراویا است چرا که نوشتن درباره نوشتهها و زندگی او کار آسانی نیست.
موراویا علاوه بر نویسندگی در طول حیات خویش فعالیتهای سیاسی، سینمایی و تئاتری هم داشته است ضمن اینکه با بسیاری از مجلات و روزنامهها همکاری کرده است در واقع به طور کل میتوان گفت که موراویا در آثار خود به موضوعاتی چون بیگانگی و وجود گرایی و مسائل اجتماعی میپرداخت وی روایتگری خاص خودش را دارد.
رمانها و داستانهای بلند او همواره با رویکردی تراژیک نوشته میشوند، اما «داستانهای رومی» جنبههایی از طنز در خود دارند که باعث شده تا این کتاب اثری متفاوت از سایر آثار این نویسنده باشد. موراویا در میان داستاننویسان سالهای بعد از جنگ دوم جهانی ایتالیا، از جایگاهی ویژه برخوردار بوده و همچنین داستانهای کوتاهاش شهرتی دوچندان را برایش رقم زدهاند. آلبرتو موراویا یک رئالیست از نیمه دوم قرن بیستم است، نویسندهای با قدرت در پرداخت شخصیتهای پیشپاافتاده و توانا در ایجاد ساختار تصویری در دل روایت.آلبرتو موراویا سرانجام پس از ۸۳سال زندگی در بیستوششم سپتامبر سال ۱۹۹۰در رم از دنیا میرود و بیش از ۳۷ رمان و مجموعه داستان و فیلمنامه و نمایشنامه از خود باقی میگذارد.
کتابشناسی موراویابیتفاوتها
جاهطلبیهای اشتباه
فریب
رویاهای آدم تنبل
صورتک
آگوستینو
امیر یا مسیحیت یا کمونیسیم
زن رومی
عشق زناشویی
نافرمانی
دنبالهرو
داستانهای دیگر
تحقیر
داستانهای رومی
زن چوچارایی (دو زن)
توجه
زندگی نفسانی
۱۹۳۴
داستانهای ماقبل تاریخ
مال کدام قبیلهای
نامههای صحرا