موزه و مردم - ۲ اسفند ۸۶
سید علیرضا قهاری<br> کشور ما با سابقه چندین هزار ساله فرهنگ و تمدن مستمر، گنجینهای به وسعت یک سرزمین با صدها میلیون قطعه سند، شیء، بنا و محوطه تاریخی، شکل گرفته که ارزشی مادی بر آن متصور نیست، معهذا این گنجینه در معرض تند باد حوادث، تاراج و تخریب به سرعت رو به فرسایش و اضمحلال دارد. <p> نمایی از موزه کاخ سعدآباد<br> کمیابی و اصالت اشیاء این گنجینه آنها را از انواع دیگر متمایز کرده و هر قطعه و هر سند ابعادی نمادین دارد و نشان میدهد که هنرمندان این سرزمین هیچگاه صنعتگرانی ساده نبودهاند و هنر و نوع تلقی ایشان، مفاهیم ارزشمندی از تمدنی پایدار را بیان می کند. </p>
سید علیرضا قهاری
کشور ما با سابقه چندین هزار ساله فرهنگ و تمدن مستمر، گنجینهای به وسعت یک سرزمین با صدها میلیون قطعه سند، شیء، بنا و محوطه تاریخی، شکل گرفته که ارزشی مادی بر آن متصور نیست، معهذا این گنجینه در معرض تند باد حوادث، تاراج و تخریب به سرعت رو به فرسایش و اضمحلال دارد.
نمایی از موزه کاخ سعدآباد
کمیابی و اصالت اشیاء این گنجینه آنها را از انواع دیگر متمایز کرده و هر قطعه و هر سند ابعادی نمادین دارد و نشان میدهد که هنرمندان این سرزمین هیچگاه صنعتگرانی ساده نبودهاند و هنر و نوع تلقی ایشان، مفاهیم ارزشمندی از تمدنی پایدار را بیان می کند. تنها با فرارسیدن مدرنیسم است که ارزش واقعی این اشیاء شناخته شده و امروز، آنها را نه فقط یادگاری از گذشته بلکه به عنوان آثار فرهنگی اصیل میشناسیم.
بها دادن به این میراث، صرف بازگشت به گذشته نیست، بلکه پلی است برای ساختن آینده، در جهانی که بیش از پیش در آن شناسه ملتها مطرح گردیده و نمود یافته است. بسیاری از آحاد متجدد که توجه به هویت را، تجلیل ناآگاهانه از گذشته و نقد فرهنگ معاصر میدانند و آن را حالتی نوستالژیک و اشتباه رایج بر زبان و قلم عامیانه یا عالمانه میشمارند، فراموش میکنند که در جهان امروز و در پس دستآوردهای هنر مدرن و فرا مدرن، ملتی که پیشینه خود را از یاد برده باشد، آیندهای نیز در پیش رو نخواهد داشت و در چرخه هجوم القائات فرهنگ جهانی، همچون بسیاری از ملل دیگر به سادگی محو خواهد شد.
بخشی از این پیشینه به صورت اسناد مکتوب، ابزار و اشیاء تاریخی در دسترس قرار دارد و بخشی از آن در حافظه مردم برجای مانده است. اما موزهها در روزگار ما، می توانند قسمت قابل توجهی از این پیشینه را محافظت کنند. اینکه چرا در کشور ما و با گذشت بیش از یکصد سال سابقه، موزه و موزهداری این چنین مهجور مانده است میبایست مجریان و متولیان فرهنگی کشور را به ضرورت تغییر نگاه مدیریتی و نظام اداری حاکم بر این حوزه فرهنگی- اقتصادی وادار نماید. تا زمانی که نگرش موجود به موزهها به عنوان اماکن تشریفاتی و انبارهای حفاظت تاریخی تغییر نکند، این محوطههای سرد و بی روح نمیتوانند مردم عادی، خانوادهها و جوانان را بهسوی خود جذب کنند. در هر کشور شمار بازدیدکنندگان از موزهها، یکی از نشانههای رشد فرهنگی به شمار میرود و ما هنوز از این نوع نگرش فاصلهای بسیار داریم. فرهنگ آشنایی با آثار گذشتگان در خانوادهها با مشکل روبهرو است، تبلیغات لازم توسط نهادهای آموزشی و فرهنگی جامعه، رسانهها و مطبوعات صورت نمیگیرد. کمتر انگیزهای برای جذب جوانان به موزهها وجود دارد. هر چه به تاریخ مربوط میشود، مهجور میماند و فضای موزهها که نماد تاریخ
و قدمتاند، خستهکننده و ملالآور میشوند. این مکانها در کشور ما از جمله فضاهایی هستند که مردم در طول حیات خود به آن قدم نمی گذارند، زیرا نمی توانند در آنها به سوالات و خواستههای خود دست پیدا کنند.
موزهها در ایران، راهی بس طولانی برای مردمی شدن در پیش رو دارند. در اینجا زمینه پژوهش و تحقیقات وجود ندارد و مخاطبان پژوهشگر فایدهای در موزهها نمییابند. موزهها حتی جایی در برنامههای تفریحی مردم ندارند. هرگاه در میان ملتی، تاریخ و تمدن آن فراموش شود و اهمیت خود را از دست بدهد، موزهها هم متروک میمانند.
در این زمان، میبایست تعریف مناسبی از موزهها به عنوان ابزار توسعه فرهنگی پایدار تبیین و ارائه شود. رفتارهای امروز ما را، تاریخ میسازد و موزهها، پایههای تاریخی رفتار را نشان میدهند. این رفتار و افتخار به داشتن آن آنقدر اهمیت دارد که بسیاری از کشورها، آن را جعل میکنند و بسیاری دیگر با سنتهای ابداعی در پی جبران آن هستند. اما در این سرزمین نیاز به ایجاد تاریخ نیست، بلکه صرفا باید از آن استفاده صحیح کرد و از آن حفاظت کرد.
تدوین و تصویب طرح جامع موزهها که دربرگیرنده قوانین مترقی و فراگیر موزهداری با توجه به فرهنگهای بومی و فرامنطقهای و تثبیت جایگاه آن در حوزه فرهنگی کشور به عنوان یک نهاد تاثیرگزار باشد، میتواند اولین گام در این راه به شمار آید. افزایش بودجه قابل توجه از طرف دولت برای توسعه و تجهیز موزهها، حمایت از مشارکت سازمانهای مردم نهاد، شوراهای شهر و روستا و شهرداریها و دستگاههای اجرایی برای ایجاد و اداره موزههای محلی، روستایی، تخصصی و دانشگاهی، ایجاد تسهیلات منسجم و ارتقای سطح کارشناسی و بهرهمندی از توانمندیهای علمی و اجرایی کارشناسان آزاد، استفاده از تجارب جهانی و شناخت قابلیتهای موزه و توجه به ارتقای محتوایی و تنوع موزهها، مخاطبشناسی و جامعهشناسی آحاد جامعه و شناخت دقیق نیازهای ایشان، میتواند بخشی از عقب ماندگی در حوزه موزهداری کشور را جبران نماید.
بدیهی است نیل به این اهداف را نمیتوان از یک سازمان انتظار داشت و برای دقت و انسجام در تصمیمسازی و تصمیمگیریها میبایست از نهادها و نیروهای تخصصی و پشتوانه مالی تشکیلات شورایی که در آن متصدیان دولتی و سازمانهای مردم نهاد فرهنگی- اقتصادی کشور حضور دارند بهرهمند شد.
ایجاد بستر فرهنگی و پوشش آموزشی آحاد جامعه در توجه به تاریخ و پیشینه خود از زیرساختهای، رسیدن به باورهایی است که ملت را از هجوم القائات فرهنگی و خودباختگی در امان خواهد داشت. در این عصر، موزهها از نقاط اتکایی و از پیشنیازهای این عزم ملی بهشمار میآیند.
رییس انجمن مفاخر معماری ایران