پژوهشگر حوزه رسانه و فعال حوزه فناوری و هوش مصنوعی پاسخ می دهد؛
اختیار باز کردن اینترنت جهانی با کیست؟
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ سینا تفنگچی، پژوهشگر حوزه رسانه و فعال حوزه فناوری و هوش مصنوعی، با تکیه بر تجربههای عینی و تحلیل ساختاری، توضیح میدهد که چگونه قطع اینترنت به عاملی برای تشدید نارضایتی، بیاعتمادی اطلاعاتی و آسیب پایدار به کسبوکارهای دیجیتال تبدیل شده است. مشروح این گفت و گو را می خوانید:
امروزه اینترنت به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره تبدیل شده است. از نظر شما، قطع طولانیمدت اینترنت در چنین شرایطی چه اثری بر تجربه زیسته مردم و احساسات اجتماعی آنها میگذارد؟عوارض این چنین تجربههایی در زمان بحران چه میتواند باشد؟
فارغ از سن و سال، هر کسی که امروز زندگی میکند، از اینترنت استفاده میکند و خدماتش را به شکل آنلاین دریافت می کند. اگر به تجربه دوران کرونا برگردیم، میبینیم که به خصوص از آن زمان تقریباً همهچیز به اینترنت وابسته شده و مراجعه حضوری به حداقل رسیده است.
نارضایتی ها حاصل تصمیمات نهادهای حاکمیتی است
خود من همین الان که شما با من تماس گرفتید، چند دقیقهای فکر میکردم برای مدیریت هزینههایم از یک سرویس اعتباری استفاده کنم. تصمیم گرفتم حضوری بروم و یک چک فیزیکی بدهم، اما دیدم هم زمانم گرفته شد، هم هزینه اضافی پرداخت کردم و در نهایت فهمیدم هیچ فرقی به حال من نکرده و همان کار آنلاین خیلی بهتر بود.
واقعیت این است که امروز همهچیز آنلاین شده و شما بهصورت پیشفرض برای هر کاری باید آنلاین باشید. وقتی در چنین شرایطی ناگهان دسترسی را قطع میکنید، تنها نتیجهاش افزایش نارضایتی و عصبانیت است.
من خودم را جزو نسل خشمگین میدانم؛ نسلی که بهواسطه مجموعهای از اتفاقات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خشمگین شده است. این نارضایتی حاصل تصمیمها و شرایطی است که نهادهای سیاستگذار برای ما ایجاد کرده اند
*در دنیا هم گاهی شاهد محدودسازی اینترنت در شرایط بحرانی هستیم اما به نظر شما تفاوت این محدودیتها با آنچه در ایران رخ داده چیست؟
در دنیا ممکن است برای مدیریت ناآرامیها، محدودیتهای اینترنتی اعمال شود، اما این محدودیتها معمولاً موقتی، محدود، هدفمند و در بازه زمانی مشخص هستند. اینطور نیست که باعث شود فردی که بهدلیل یک اتفاق خشمگین است، با یک عامل دیگر خشمگینتر شود.
در اینجا فقط بعد درآمدی [قطع اینترنت] دیده میشود، در حالی که من به تمام ابعاد زندگی فکر میکنم؛ به تمام چیزهایی که به اینترنت وابستهاند. اگر دیروز با من تماس میگرفتید، اصلاً نمیتوانستید با من صحبت کنید؛ چون در عراق بودم و برای ولادت امام حسین(ع) به زیارت رفته بودم. بلیت برگشت نداشتم و میخواستم بلیت بخرم، اما پولم در حسابهای بورسیام بود.
هیچکدام از سامانههای آنلاین باز نمیشد؛ بورس باز نمیشد، اپهای خرید بلیت باز نمیشد، سامانههای خرید بلیت از ایران بسته بودند. حتی پیامرسان «بله» هم آنجا قطع بود.
نکته مهم اینجاست که پیامرسانهای داخلی حتی خارج از کشور هم قطع بودند؛ آن هم در کشوری مذهبی که همه میدانند مردم برای زیارت به آنجا میروند، نه برای اعتراض یا فعالیت امنیتی.
از سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، با مفاهیمی مثل دیپفیک و عصر هوش مصنوعی، بحث بیعلاقگی نسبت به واقعیت مطرح شد؛ اینکه حجم اطلاعات جعلی آنقدر زیاد میشود که مردم حتی به واقعیتهای مسلم هم شک میکنند.
اما امروز این بیعلاقگی فقط به هوش مصنوعی مربوط نیست. مجموعه اتفاقاتی که برای ما افتاده، از حجم بالای اطلاعات نادرست، محدودسازی دسترسیها و فقدان اطلاعات صحیح و کاربردی، باعث شده این بیعلاقگی تشدید شود.
مردم یا با شایعات مواجه میشوند یا با گزارههای بهشدت سوگیرانه و در نهایت دیگر داده معتبر برایشان اهمیتی ندارد و اساساً رهایش میکنند.
رسانه های رسمی هم با محدودیت تولید اطلاعات روبه رو هستند
*در این میان، وضعیت مرجعیت رسانهای را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا قطع اینترنت به تضعیف رسانههای رسمی انجامیده است؟
بهجای تقویت رسانههای اصلی و دارای مجوز، شاهدیم که در پلتفرمهایی مثل روبیکا، کانالهایی با مرجعیت خبری ضعیف یا دارای سوگیری برجسته میشوند.
از طرف دیگر، خود رسانههای رسمی هم با محدودیت مواجهاند؛ تا جایی که برخی خبرنگاران اجازه حضور میدانی برای تولید خبر ندارند. یعنی حتی رسانههای مجوزدار هم امکان خلق اطلاعات کامل را ندارند. این یک چالش جدی است.
هیچ کسی نمی داند اختیار باز کردن اینترنت با کیست
*یکی از ابهامات جدی، مساله تصمیمگیری درباره قطع و وصل اینترنت است. این وضعیت چه پیامدی برای اعتماد عمومی دارد؟
ما اساساً نهاد واحدی نداریم که به مردم بگوید اینترنت چه زمانی وصل میشود. هیچکس دقیقاً نمیداند اختیار باز کردن اینترنت دست چه نهادی است.
اما در بستن اینترنت، تقریباً همه اختیار دارند. دکمه فیلترینگ دست همه هست، اما دکمه رفع فیلتر دست هیچکس نیست. حتی شورای عالی امنیت ملی که طبق قانون فقط میتواند بهصورت محدود و موقت اقدام کند، بعد از پایان بازه قانونی هم به دلایل ادامه محدودیت اشاره نمی کند.
مسیرهای جبران خسارت کسب و کارهای آنلاین
*با توجه به خسارتهای گسترده، بهویژه در اقتصاد دیجیتال، چه راهکارهایی را برای کاهش آسیبها پیشنهاد میکنید؟
خسارتهای اقتصادی بسیار جدی است و خود مسؤولان هم به زیانهای روزانه ناشی از قطع اینترنت اشاره کردهاند.
یکی از راهحلها ایجاد بیمههای پارامتریک برای کسبوکارهای آنلاین است؛ بهطوری که در صورت قطع اینترنت، خسارت پرداخت شود. این کار حتی به شفافیت مالیاتی هم کمک میکند.
راهحل دیگر، ایجاد صندوقهای حمایتی و تسهیلات بانکی با شرایط مناسب برای کسبوکارهای دیجیتال است تا بتوانند ساختار خود را حفظ و تقویت کنند. اما تا زمانی که سیاستگذاری پایدار، شفاف و مبتنی بر واقعیت نداشته باشیم، این مشکلات ادامه خواهد داشت./اقتصادنیوز