ضرورت تحول در توسعه فولاد ایران
محسن مصطفیپور*
صنعت فولاد ایران، روایت یکی از ارزشمندترین تجربههای توسعه صنعتی کشور است؛ روایتی که در پس هر تن تولید، هر واحد صنعتی و هر دستاورد فناورانه آن، سالها تلاش، دانش، تدبیر و ایستادگی نهفته است. آنچه امروز در زنجیره فولاد کشور شکل گرفته، حاصل کوشش نسلهایی از مهندسان، صنعتگران، مدیران، پژوهشگران و کارگرانی است که در شرایط دشوار، مسیر توسعه را گشودند و زیرساختهای صنعتی ارزشمندی برای نسلهای بعد به یادگار گذاشتند.
امروز که صنعت فولاد ایران در میان ده تولیدکننده بزرگ جهان جای گرفته، شایسته است با احترام و قدردانی از تمامی پیشگامان و تلاشگرانی یاد کنیم که تحقق این جایگاه را ممکن ساختهاند. با اتکا به ظرفیتهای ایجادشده، دستیابی به رتبه هفتم جهانی دور از دسترس نبود و محدودیتهای تامین انرژی، یکی از موانع اصلی بهرهبرداری کامل از این توانمندی به شمار میرود. این واقعیت، بیش از آنکه بیانگر یک فرصت ازدسترفته باشد، گواه ظرفیتهای ارزشمندی است که با تدبیر، تامین زیرساختهای پایدار و مدیریت علمی میتوان آنها را به تولید و ارزش اقتصادی تبدیل کرد.
اما اهمیت این دستاوردها، مسوولیت ما را در قبال آینده دوچندان میکند. صنعتی که با چنین سرمایه عظیمی از دانش، تجربه و تلاش به جایگاه امروز رسیده است، بیش از هر چیز شایسته تصمیمهایی مبتنی بر شناخت دقیق واقعیتهاست. واقعیت آن است که صنعت فولاد امروز با شرایطی متفاوت از دوران شکلگیری و توسعه ظرفیتهای خود روبهروست. پایداری تامین انرژی، بهرهوری منابع، دسترسی به فناوریهای نوین، رقابتپذیری اقتصادی، الزامات محیطزیستی و تحولات بازارهای جهانی، دیگر موضوعاتی مستقل و حاشیهای نیستند؛ بلکه مؤلفههایی تعیینکننده در استمرار تولید و خلق ارزش به شمار میروند. از منظر علمی، توسعه صنعتی زمانی پایدار خواهد بود که میان ظرفیت تولید، منابع در دسترس، بهرهوری سرمایه و توان رقابت، تناسبی منطقی برقرار باشد. ازاینرو، در کنار شاخصهای ارزشمند رشد تولید، باید به شاخصهایی چون ضریب بهرهبرداری از ظرفیت، شدت مصرف انرژی و آب، قابلیت اطمینان تولید، ارزش افزوده و بهرهوری سرمایه توجهی جدیتر داشت. در این میان، شاید مهمترین ضرورت امروز، گذار از شناخت کلی مسائل به شناخت دقیق علل، و از بیان راهبردهای عمومی به طراحی راهحلهای مشخص، سنجشپذیر و قابل اجرا باشد.
حل مسائل صنعت فولاد الزاما در پیچیدگی مفاهیم یا تعدد برنامهها نیست. گاه نخستین و موثرترین گام، صورتبندی درست مساله، شناخت ریشههای فنی و اقتصادی آن، تفکیک عوامل قابلکنترل از محدودیتهای ساختاری و انتخاب راهکاری متناسب با واقعیتهای اجرایی است.
برای مثال، مساله انرژی تنها با افزایش ظرفیت تامین پاسخ داده نمیشود؛ مدیریت تقاضا، ارتقای راندمان، اصلاح الگوی مصرف، توسعه زیرساختهای اختصاصی و افزایش قابلیت انعطاف فرایندهای تولید نیز بخشی از راهحل هستند. به همین ترتیب، ارتقای رقابتپذیری صرفا در افزایش تناژ تولید خلاصه نمیشود، بلکه به کیفیت محصول، بهرهوری، تکمیل زنجیره ارزش و توان پاسخگویی به نیازهای متغیر بازار وابسته است.
در چنین شرایطی، نقش جامعه علمی و تخصصی فولاد اهمیتی مضاعف مییابد. سمپوزیوم فولاد ایران میتواند فراتر از عرصه ارائه دستاوردها، بستری برای هماندیشی مسوولانه، انتقال تجربه و تبدیل دانش تخصصی به راهکارهای موثر صنعتی باشد؛ جایی که مسائل واقعی صنعت، مبنای گفتوگو قرار گیرند و دستاوردهای پژوهشی با نیازهای عملیاتی پیوند بخورند.
احترام به تلاش گذشتگان، تنها در یادآوری آنچه ساختهاند خلاصه نمیشود؛ در توانایی ما برای حفظ، تکامل و پایدار ساختن آن میراث نیز معنا مییابد و امروز وظیفه ما آن است که با اتکا به همان روحیه علمی، اراده صنعتی و خرد جمعی که این مسیر را ممکن ساخته، افق تازهای برای آینده فولاد ایران بگشاییم؛ افقی که در آن، واقعبینی نه مانع امید، بلکه بنیان امیدی آگاهانه و قابل تحقق باشد. گذشتگان به ما آموختند که چگونه با وجود محدودیتها، صنعتی بزرگ بسازیم؛ مسوولیت امروز ما آن است که با شناخت واقعیتها، راه بزرگتر و پایدارتر شدن آن را بیابیم.
* مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران و عضو هیاتمدیره انجمن آهن و فولاد ایران