محله برو بیا!

سقوط جزیره ثبات

فارغ از اینکه آیا دراگان اسکوچیچ سرمربی پرسپولیس خواهد شد یا نه و اینکه چنین انتخابی به کار باشگاه می‎‌آید یا نه، یکی از غمبارترین اتفاقات در مورد اردوگاه سرخ‌ها این است که فاکتور موفقیت‌ساز «ثبات» در این تیم از بین رفت. برای مدت‌ها، پرسپولیس توانسته بود با حفظ کادر فنی خود، زمینه‌ای برای کسب نتایج مطلوب به دست بیاورد. برانکو ایوانکوویچ که به حق معمار پرسپولیس موفق معاصر لقب گرفته، از ۱۷ فروردین ۹۴ تا ۲۶ خرداد ۹۸ هدایت قرمزها را بر عهده داشت و نهایتا در اوج موفقیت از تیم جدا شد؛ وقتی به طور همزمان قهرمانی لیگ و جام حذفی را به دست آورده بود. پس از او، گابریل کالدرون آرژانتینی برای یک مقطع کوتاه سرمربی تیم شد و شاید اگر کارشکنی‌های آشکار مدیریتی نبود، او هم می‌توانست مدت طولانی در این تیم دوام بیاورد. داستان یحیی گل‌محمدی اما چنین شد؛ مردی که از ۲۳ دی ۹۸ تا ۱۱ دی ۱۴۰۲ روی نیمکت پرسپولیس نشست. به این ترتیب به سهولت می‌توان پی برد سرخپوشان در یک بازه زمانی تقریبا ۹ ساله، تنها سه سرمربی (عملا دو سرمربی) داشتند و این اتفاقا مقارن شد با دوران اوج موفقیت‌های تیم. بسیار روشن است که اگر سرمربی تیم سفت و محکم سر جای خودش باشد، این مساله کلی فایده خواهد داشت؛ از آشنایی تمام و کمال او با مجموعه تا در نطفه خفه شدن هر نوع توطئه و بازیکن‌سالاری. این، همان موهبتی بود که پرسپولیس را در بهترین سال‌هایش به پیش برد.

هر چهار ماه، یک سرمربی!

اتفاقاتی که از آن پس در پرسپولیس رخ داد اما، یک فاجعه تمام عیار بوده است. پرسپولیس پس از یحیی گل‌محمدی تقریبا هر چهار ماه یک مربی عوض کرده. ابتدا اوسمار ویرا، دستیار او هدایت تیم را بر عهده گرفت و با وجود آن که سرخپوشان را قهرمان کرد، مدیران باشگاه در حفظش موفق عمل نکردند. بعد نوبت خوان کارلوس گاریدو شد و یک دوره ناکام رقم خورد. سپس کریم باقری برخلاف میلش یک دوره کوتاه سرمربی تیم شد و بعد نیمکت را تحویل اسماعیل کارتال داد؛ سرمربی پرهیاهوی ترکیه‌ای که در عمل هیچ کار خاصی انجام نداد. انتخاب وحید ‌هاشمیان یک فاجعه تمام عیار بود؛ دردی که بازگشت اوسمار هم نتوانست آن را علاج کند. حالا و در فاصله ۲۸ ماه پس از جدایی یحیی، ظاهرا قرار است اوسمار هم برود و اسکوچیچ به عنوان هفتمین نفر جای او را بگیرد! این که چرا کار پرسپولیس به اینجا رسید، حتما دلایل زیادی دارد؛ از غفلت همه‌جانبه از تغییر نسل در تیم که عملا باعث می‌شد مربیان ابزار کارآمد را در اختیار نداشته باشند و یکی پس از دیگری ناکام شوند تا اشتباهات و انتخاب‌های غلط که به پیکره باشگاه ضربات جبران‌ناپذیر زد. مثلا فرض کنید اگر رضا درویش بعد از قهرمانی اوسمار ویرا، او را حفظ می‌کرد و یا رقابت جذب اسکوچیچ را به تراکتور نمی‌باخت. هر کدام از اینها شاید بسیاری از مسائل را تغییر می‌داد، اما مجموعه این عوامل دست به دست هم دادند تا تیمی که آرامش و ثباتش مایه رشک رقبا بود، رسما به محله برو بیا تبدیل شود!