علیرضا مشایخی در آستانه برگزاری کنسرتش:

اوضاع موسیقی غم‌انگیز است

شماره روزنامه: ۶۶۸۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۳۶۶۴ فرهنگ و هنر

نشست خبری کنسرت «موسیقی نو در ایران» که قرار است پنج‌شنبه ۱۴ آبان در تالار وحدت برگزار شود با حضور علیرضا مشایخی آهنگساز و آرش امینی رهبر ارکستر برگزار شد. در این مراسم علیرضا مشایخی با اشاره به انتشار آثارش، درباره فعالیت‌های خود در غیبت هفت‌ساله‌اش گفت: در این مدت توانستم به بخشی از کارهای عقب‌افتاده‌ام در ارتباط با فعالیت‌های هنری برسم و به لطف خدا و با کمک دوستان، بخش قابل‌توجهی از آثارم سازمان‌دهی و منتشر شد. همچنین در این مدت، آثار زیادی از من با همکاری یکی از بزرگ‌ترین ناشران بین‌المللی موسیقی و دومین ناشر بزرگ موسیقی در فرانسه، منتشر شد. اکنون خیالم راحت است که بخش زیادی از آثارم منتشر شده‌اند و باقی نمانده‌اند.

اوضاع موسیقی غم‌انگیز است

 این آهنگساز افزود: در جامعه ما اصراری به نادیده گرفتن من وجود دارد. اما من از ابتدا، پس از بازگشتم از خارج از کشور در حدود سال ۱۹۹۰ میلادی، با این نیت فعالیت کردم که در زمینه موسیقی تحرکی ایجاد کنم. در نسل ما دو نفر بودیم که آهنگسازی می‌خواندیم. من و احمد پژمان مسیرهای بسیار متفاوتی را انتخاب کردیم، با اینکه همیشه با هم دوست بودیم. راهی که من انتخاب کردم، در آن زمان با برخوردهای تندی مواجه شد.

این آهنگساز در بخش دیگری از سخنانش به وضعیت موسیقی در ایران پرداخت و گفت: یکی از معضلات مهم موسیقی ما این است که موسیقی در جامعه تعریف نشده است. این تعریف‌نشدن تبعاتی دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، عقب‌ماندگی محیط موسیقی ماست. اگر تاریخ موسیقی ایران را بررسی کنیم، می‌بینیم که از نظر تاریخی، پیشینه ما در این زمینه محدود است. بحث‌هایی که درباره ردیف و روایت‌های مربوط به میرزا عبدالله مطرح می‌شود، در نهایت به حدود ۱۶۵ سال گذشته بازمی‌گردد، درحالی‌که تاریخ موسیقی در اروپا را می‌توان در بازه‌ای بسیار طولانی‌تر بررسی کرد.

مشایخی با اشاره به نبود توافق بر سر مفاهیم و اصطلاحات موسیقی ایرانی، بیان کرد: حدود ۴۰ سال پیش، مجله موسیقی وابسته به موسسه ماهور، خبرنگاری را نزد چند نفر از چهره‌های برجسته موسیقی ایرانی فرستاد تا درباره اصطلاحات موسیقی ایرانی توضیح دهند. نکته این بود که حتی دو نفر از آنها نیز به یک شکل صحبت نکردند. این مساله نشان می‌دهد که ما در تعریف مفاهیم پایه موسیقی با مشکلات جدی مواجهیم.

او افزود: زمانی در یکی از موسسات وابسته به جهاد دانشگاهی هنر تدریس می‌کردم و قرار بود دانشجویان نمونه‌های‌سازی را اجرا کنند. همان روز بعدازظهر در دانشگاه تهران هم کلاس داشتم. دانشجویان به من گفتند که آن روز اجازه ندارند ساز بزنند. وقتی علت را پرسیدم، گفتند چنین دستوری ابلاغ شده است. در یک موسسه مشغول تدریس موسیقی هستم و دانشجویان ساز می‌نوازند، اما وقتی قرار است همان کار را در دانشگاه تهران انجام دهیم، اجازه نداریم. این دو مرکز فاصله چندانی از یکدیگر ندارند، اما دو قانون متفاوت بر آنها حاکم است. این یکی از تبعات تعریف‌نشدن موسیقی است.

مشایخی همچنین با اشاره به نحوه نمایش موسیقی در تلویزیون، گفت: درحالی‌که ارکستر سمفونیک در تالار وحدت برنامه اجرا می‌کند و تصاویر اجراهای آن پخش می‌شود، گاهی حتی در بزرگداشت یکی از بزرگان موسیقی و نوازندگی تار، تصویر نوازندگی او را در تلویزیون نشان نمی‌دهند و به‌جای آن، سایه یک تار روی درخت را نمایش می‌دهند. چگونه چنین اتفاقی ممکن است؟ به اعتقاد من، این مساله نیز به تعریف‌نشدن موسیقی در جامعه ما بازمی‌گردد.

او در ادامه درباره مفهوم موسیقی نو توضیح داد: افرادی که متوجه شدند موسیقی ایران از نظر تکامل تاریخی با جریان‌های موسیقی در جهان فاصله دارد و تصمیم گرفتند آهنگساز شوند، برای آموزش به اروپا رفتند. پس از آن، دو مسیر پیش رویشان بود؛ یا آنچه را در اروپا آموخته بودند، به شکلی تقلیدی به کار بگیرند یا ابتکار عمل را در دست بگیرند و راهی متفاوت انتخاب کنند. موسیقی نو صرفا به معنای موسیقی معاصر نیست، بلکه نوعی مواجهه دوباره با موسیقی و دیدگاهی است که به تفکر در موسیقی اعتقاد دارد.

مشایخی با بیان اینکه وقتی از موسیقی صحبت می‌کند، منظور صرفا اجرای موسیقی در یک محفل یا مهمانی نیست، گفت: موسیقی معاصر اصطلاحی است که استفاده از آن اشکالی ندارد، اما منظور من از موسیقی نو، موسیقی مبتنی بر تفکر است؛ موسیقی‌ای که شنونده برای مواجهه با آن باید تمرکز کند و با سکوت و توجه، امکان درک و دریافت اثر را برای خود فراهم آورد.

او با انتقاد از وضعیت موسیقی در ایران، گفت: وضعیت موسیقی بسیار غم‌انگیز است. من چه بخواهم و چه نخواهم، یکی از آهنگسازان سرشناس مملکتم؛ پیش از انقلاب مجموع زمانی که موسیقی من پخش شده، کمتر از یک ساعت است و اکنون این داستان همچنان ادامه دارد. بیشتر عمرم، چه در خارج از کشور و چه در ایران، درگیر فعالیت‌های دانشگاهی و پژوهشی بوده‌ام.

در دانشگاه تهران هم فعالیت داشتم. در زمان مرحوم دکتر حبیبی، با پیشنهاد ایشان و در ادامه اعتراض‌هایی که به برنامه‌ریزی درسی دانشگاه تهران داشتم، چند بار برنامه پیشنهادی درسی را ارائه کردم، اما هر بار به دلایلی نامعلوم رد شد و دوباره تغییر کرد.

این آهنگساز با انتقاد از برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاه‌ها اظهار کرد: اگر معادله اصلی را بلد نباشید، آیا می‌توانید معادله بعدی را حل کنید؟ این همان مفهوم پیش‌نیاز است. شما باید دست‌کم چهار عمل اصلی را یاد بگیرید تا بتوانید سراغ معادلات پیچیده‌تر بروید. در برنامه‌ریزی آموزشی موسیقی نیز باید پیش‌نیازها به‌درستی رعایت شوند.

مشایخی افزود: تا جایی که من به یاد دارم، بخش زیادی از برنامه‌ریزی درسی دانشگاه به‌گونه‌ای بود که پیش‌نیازهای لازم رعایت نمی‌شد. درس‌هایی ارائه می‌شد که دانشجو برای یادگیری آنها آمادگی لازم را نداشت. این مساله از مشکلات اساسی آموزش موسیقی است. اینکه دانشجویی ابتدا مدرک کارشناسی بگیرد و بعد برای گرفتن مدرک کارشناسی ارشد وارد دانشگاه شود، به‌خودی‌خود مساله را حل نمی‌کند. من اساسا نمی‌فهمم وقتی پیش‌نیازها به‌درستی تعریف نشده‌اند، این برنامه‌ریزی چه معنایی دارد. موسیقی چیزی نیست که بتوان بدون رعایت اصول آموزشی و پیش‌نیازهای لازم آن را به‌درستی آموخت. مشایخی در نقد سطح برنامه‌های موسیقی در رسانه‌ها اظهار کرد: سطح برنامه‌های رادیو از نظر موسیقایی تفاوت چندانی با موسیقی‌ای ندارد که در تاکسی‌ها و چلوکبابی‌ها می‌شنوید. حتی ممکن است همان سی‌دی‌هایی که در این مکان‌ها پخش می‌شوند، پیش‌تر از منابع رادیو تهران بوده باشند.

او همچنین درباره وضعیت آموزش نظری موسیقی گفت: از نظر محتوای تئوریک نیز مشکلاتی وجود دارد. گاهی پس از پایان یک کنسرت، بیرون سالن فردی تنبک می‌زند و یکی دو نفر هم با او همراهی می‌کنند، اما از نظر محتوایی، تفاوت چندانی میان آنچه می‌شنویم و برخی جریان‌های موسیقی رسمی وجود ندارد. این مساله نشان می‌دهد که باید درباره کیفیت آموزش و محتوای موسیقی بیشتر فکر کنیم.

او با اشاره به سختی شرایط موجود در کشور گفت: هیچ شرایط محیطی نتوانسته ایران را از بین ببرد. کردها همیشه هستند، بلوچ‌ها همیشه هستند. نباید مردم مدام از ایران بروند و باید سعی کنند رفاه خود را در ایران بیابند. درست است که کشور بدشانسی آورده است و این امر گریبان موسیقی را هم بسیار گرفته اما اگر این روزها کنسرت کمتر برگزار می‌شود نباید ناامید شد. او در ادامه با اشاره به شیوه‌های مختلف مواجهه مخاطبان با موسیقی اظهار کرد: مردم از راه‌های مختلف با موسیقی آشنا می‌شوند و ممکن است آن را دوست داشته باشند یا نداشته باشند. برای مثال، یک نفر به من گفت که موسیقی شوپن را به‌راحتی می‌فهمد، اما موسیقی من را نمی‌فهمد. از او پرسیدم در طول زندگی‌اش چند ساعت موسیقی شوپن شنیده است. گفت هزاران ساعت ولی موسیقی من را فقط در کنسرتم شنیده است. به او گفتم نمی‌توانم انتظار داشته باشم که او موسیقی من را به همان اندازه‌ای که با موسیقی‌ای که هزاران ساعت شنیده‌ است و آشنایی دارد، بشناسد. این آهنگساز ادامه داد: من بارها گفته‌ام که اگر موسیقی‌ای را می‌شنوید و از آن خوشتان نمی‌آید، این لزوما به معنای نفهمیدن آن نیست. ممکن است موسیقی را فهمیده باشید، اما دوستش نداشته باشید. از طرف دیگر، ممکن است هنوز فرصت کافی برای شناخت آن نداشته باشید. بنابراین، نباید میان فهمیدن موسیقی و دوست داشتن آن تفاوتی قائل نشویم.  مشایخی با اشاره به دو شیوه مواجهه با موسیقی توضیح داد: به نظر من، دو نوع برخورد با موسیقی وجود دارد؛ یکی برخورد شنیداری و دیگری برخورد حرفه‌ای. در برخورد حرفه‌ای، موسیقیدان به بافت اثر و ابعاد مختلف آن توجه می‌کند، اما در برخورد شنیداری، شما به‌عنوان شنونده به دانش تخصصی و پیش‌نیازهای موسیقایی نیاز ندارید. موسیقی را می‌شنوید و هرچه بیشتر بشنوید، شناختتان از آن بیشتر می‌شود. البته این شناخت بیشتر الزاما به معنای دوست داشتن آن نیست. 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن