تئاتر پر سود نیست

 کاوه مهدوی درباره داستان این اثر گفت: نمایش در آغازِ سالی روایت می‌شود که مشخص نیست متعلق به چه دوره‌ای است و می‌تواند هر سالی از تاریخ شمسی باشد. ماجرا از مراسم بله‌برون دختری در محله «کشتارگاه» آغاز می‌شود که در دقیقه نود متوجه می‌شود فردی که قرار است به خواستگاری‌اش بیاید، از بستگانش است و لزوما شخص مورد علاقه‌اش نیست. همین مساله باعث می‌شود تصمیم بگیرد از خانه و مراسم فرار کند. در واقع با موقعیتی شبیه «عروسی‌خون» لورکا در نمایشنامه‌ مواجهیم اما با تاکید بر محله‌های جنوب شهر تهران؛ محله‌هایی چون جوادیه، خزانه و خانی‌آباد که معمولا همه آنها را در قالب محله «کشتارگاه» می‌شناسند. او توضیح داد: خانواده‌ای که در نمایش می‌بینیم نیز از همین فضا ارتزاق می‌کنند و شغل‌شان به کشتارگاه وابسته است. در این اثر سعی کرده‌ایم بر عشق میان اهالی جنوب شهر تاکید کنیم؛ عشقی که می‌تواند بسیار شاعرانه و حتی دارای بار عرفانی باشد، برخلاف تصویری که معمولا از این محله‌ها در ذهن‌ها وجود دارد.

این کارگردان درباره وضعیت اقتصادی تئاتر توضیح داد: واقعیت این است که تئاتر حتی در بهترین حالت هم صنعت پرسودی نیست. فرض کنید نمایشی ۲‌میلیارد تومان فروش داشته باشد؛ وقتی این مبلغ میان ۲۰ یا ۳۰ نفر از عوامل تقسیم می‌شود، سهم هر نفر عدد قابل‌توجهی نخواهد بود. امروز قیمت یک وسیله ساده خانه به ۲۰ یا ۳۰‌میلیون تومان رسیده است، بنابراین فکر نمی‌کنم اساسا واژه «ریسک اقتصادی» برای تئاتر چندان مناسب باشد. ما طی این ۲۷ یا ۲۸ سال یاد گرفته‌ایم که پول تئاتر قرار نیست در زندگی‌مان ماندگار شود و آنچه باقی می‌ماند تجربه‌ای است که از کار به دست می‌آوریم.

مهدوی درباره نسبت نویسندگی و کارگردانی در آثارش گفت: در بیشتر کارهایم، کارگردانی برایم اولویت دارد؛ هرچند شاید بیشترین جوایزی که گرفته‌ام مربوط به نویسندگی باشد. رشته دانشگاهی و مقطع کارشناسی ارشدم هم کارگردانی بوده و دغدغه اصلی‌ام همین حوزه است. گاهی نمایشنامه‌هایی می‌نویسم که اصلا به اجرای آنها فکر نمی‌کنم و صرفا روند نوشتن برایم اهمیت دارد اما برخی متن‌ها، مثل «کشتارگاه»، از همان زمان نگارش با ایده‌های اجرایی در ذهنم شکل می‌گیرند.

او افزود: در این نمایش ابتدا فضایی ناتورالیستی نوشته بودیم اما نمی‌خواستم جنوب شهر صرفا سیاه، چرک و خشن تصویر شود. هرچند خشونت در دیالوگ‌ها و حتی بخشی از طراحی صحنه با آن فلزهای زنگ‌زده وجود دارد اما تلاش کردیم با استفاده از کارگردانی، فضایی شاعرانه و حتی فرمالیستی ایجاد کنیم. نوع ایستایی بازیگران، میزانسن‌ها و قاب‌بندی‌ها به شکلی طراحی شده‌اند که انگار مخاطب در حال تماشای مجموعه‌ای از عکس‌هاست.

کارگردان نمایش «کشتارگاه» گفت: تلاش ما این بود که بگوییم جنوب شهر الزاما فضایی خشن نیست و می‌تواند بسیار شاعرانه باشد. حتی ایستایی بازیگران هم به گونه‌ای طراحی شده که گویی مخاطب عکس‌هایی از یک تئاتر را می‌بیند. شاید این نگاه تا حدی به برخی نظریات برشت نزدیک باشد؛ اینکه تماشاگر ابتدا متوجه شود در حال دیدن تئاتر است و سپس به تفکر برسد اما من مستقیما از شیوه برشت استفاده نکردم. بیشتر ذهنم درگیر فضایی فرمالیستی و سمبلیک بود که نشانه‌هایش در طول اجرا دیده می‌شود. خوشبختانه تمام اعضای گروه و تک‌تک بازیگران در این مسیر همراه بودند و یکی از بهترین تجربه‌هایم در مواجهه با بازیگران را در این اثر داشتم. هیچ چالشی میان گروه وجود نداشت و همه در یک مسیر مشخص حرکت کردیم. فکر می‌کنم جایزه‌ای هم که در جشنواره دریافت کردم، حاصل همین هماهنگی گروه در مسیر کارگردانی بوده است.

مهدوی در ادامه درباره وضعیت تئاتر در سال‌های اخیر و مساله ریسک اجرای آثار نمایشی توضیح داد: واقعیت تئاتر، حداقل در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر، نشان داده که شرایط چندان تفاوتی با هم ندارد. البته نمی‌خواهم درباره اتفاقات اخیر و جنگ‌هایی که پشت سر گذاشته‌ایم ساده‌انگارانه صحبت کنم اما اگر به دوران کرونا برگردیم، به نظرم وضعیت تئاتر آن زمان حتی از امروز هم دشوارتر بود. در این ۴۰ یا ۶۰ روز اخیر هم اجراها عملا متوقف شده بودند اما در دوران کرونا تقریبا تئاتر به طور کامل تعطیل شد چون اساسا اجرای مجازی برای تئاتر ممکن نبود.