تلویزیون در آستانه تغییر؟

واقعیت این است که رسالت اصلی صدا و سیما اطلاع‌رسانی دقیق و پر کردن اوقات فراغت مردم است که در سال‌های گذشته در آنها دستاورد قابل‌توجهی نداشته است. در اطلاع‌رسانی و تحلیل که وضعیتش مشخص است و در بخش تولید سریال وبرنامه‌های سرگرم کننده نیز هنوز یانگوم میدان دار است و شبکه‌های مختلف سیما در تسخیر «جواهری در قصر» قرار دارند. 

اخیرا رضا کیانیان بازیگر که نقش‌های خاطره انگیزی را در سریال‌های تلویزیون بازی کرده درباره غیبتش در قاب تلویزیون گفته است: نمی‌توانم خودم را به اندازه نگاه تنگ آن گروه خاص کوچک کنم. تلویزیون ملی باید گنجایش همه مردم را داشته باشد اما اکنون چنین ظرفیتی در آن دیده نمی‌شود. تلویزیون باید برای همه باشد اما الان تریبون عده‌ای خاص است. هر چقدر هم در باغ سبز نشان دهند به آنجا نمی روم.

 دیروز مسعود پزشکیان هم در دیدارش زیر پوستی انتقادات مهمی را مطرح کرد. او با اشاره به مسوولیت حیاتی و سرنوشت‌ساز رسانه‌ها گفت هر سخن، تحلیل یا موضعی که از هر تریبونی، به‌ویژه صداوسیما، منجر به ایجاد شکاف و تفرقه در جامعه شود، در عمل آب ریختن به آسیاب دشمن است.

پزشکیان توضیح داد: «گاهی برخی کارشناسان در رسانه ملی سخنانی مطرح می‌کنند که با واقعیت‌های جاری کشور فاصله جدی دارد، اما دولت برای جلوگیری از اختلاف و حفظ آرامش جامعه، از واکنش و موضع‌گیری پرهیز می‌کند.» او تاکید کرد که «اطلاعات نادرست» نباید منتشر شود.

موسی غنی‌نژاد اقتصاددان مشهور نیز با اشاره به موضوع انحصار در صدا و سیما گفت که اگر نظرات مختلف کارشناسان در این رسانه شنیده نشود، این امکان وجود دارد که انتظارات غیر واقعی در مردم پدید آید.

غنی‌نژاد از نبود چندصدایی در رسانه‌ها انتقاد کرد و توضیح داد این فقط یک مساله سیاسی نیست و می‌تواند انتظارات نادرستی در جامعه ایجاد کند که در عمل قابل تحقق نیست و در نهایت به بی‌اعتمادی منجر می‌شود.

به نظر می‌رسد افزایش انتقادها تصمیم‌گیران ارشد کشور را به نقطه تغییر در این رسانه رسانده است. گمانه‌زنی‌های اخیر و حرف‌های دیروز پزشکیان گواهی می‌دهند که فعل و انفعالات در این رسانه احتمالا خیلی زود آغاز خواهد شد.