«دنیای اقتصاد» گزارش میدهد؛
تهاجم خارج از قواعد جنگ به زیرساخت های فولاد و انرژی
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، در روزهای اخیر، گزارشهای متعدد از حملههای هدفمند به زیرساختهای حیاتی و اساسی کشور منتشر شده که از جمله مهمترین آنها میتوان به حملات به مجتمعهای فولادی همچون فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان اشاره کرد. این رویدادها که در شرایطی پیچیده و حساس رخ دادهاند، ضربهای به بدنه اقتصاد ملی وارد کرده و عواقب گستردهای را در پی خواهد داشت.
بر اساس اعلام رسمی استاندار اصفهان، ۲ نیروگاه این استان به ظرفیتهای ۹۱۴ و ۲۵۰ مگاوات در حمله نیروهای متخاصم، در شهرستان مبارکه آسیب دیده و بخشی از کارگاه تولیدی فولاد نیز مورد آسیب قرار گرفته است. همچنین حملات در برخی کارگاههای صنعتی، موجب توقف فرآیند تولید شده است.
زیرساختهای صنعتی و اقتصادی، حاصل دههها تلاش مستمر، سرمایهگذاری و انتقال دانش فنی است که در بازه زمانی بلند مدت بنا شدهاند. هر کوره ذوب، هر نوردخانه و هر مجتمع صنعتی، نمادی از سرمایه های کشور است. وقتی این میراث هدف حملات قرار میگیرد، نه تنها یک واحد تولیدی متوقف میشود، بلکه ثبات اقتصادی و تداوم تولید در آینده به مخاطره میافتد.
تلاش ملی برای رفع ناترازی
یکی از نیروگاههای آسیب دیده در حملات، نیروگاه سیکلترکیبی ۹۱۴ مگاواتی کلاس F شهید حاجاحمد کاظمی فولاد مبارکه است. پروژه ساخت این نیروگاه از اسفندماه سال ۱۴۰۰ آغاز شد و تا اسفندماه1404، در حدود ۸۲ درصد پیشرفتداشته است. این نیروگاه با سرمایهگذاری 425 میلیونیورویی شامل دو واحد گازی و یک واحد بخار است که فاز اول واحد گازی آن در خردادماه ۱۴۰۳ به بهرهبرداری رسید و فاز دوم واحد گازی آن در تیرماه ۱۴۰۳ به بهرهبرداری رسید و واحد بخار آن قرار بود تا سال 1405 به اتمام برسد.
از جمله ویژگیهای این نیروگاه میتوان به رفع 5 درصد ناترازی کل کشور و همکاری ۷۲ شرکت داخلی در ساخت قطعات و تجهیزات بومی اشاره کرد.
اشتغالزایی مستقیم برای ۷۰۰ نفر، کاهش ۴۳ درصدی مصرف سوخت بهازای تولید هر مگاوات انرژی، فعالیت ۴ میلیوننفر-ساعت کار ایمن در اجرای پروژه و بیش از ۱۲۴ هزار مترمکعب خاکبرداری از دیگر ویژگیهای این پروژه است.
پیامدهای مستقیم و فوری بر اقتصاد
بر اساس قواعد پذیرفتهشده جهانی، واحدهای صنعتی و تولیدی که فعالیت غیر نظامی دارند، باید از آسیب و تهدید مصون باشند.
زیرا حمله به زیرساختهای صنعتی، زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی نامطلوب را در پی دارد. در درجه نخست، توقف یا کاهش ظرفیت تولید این مراکز صنعتی، مستقیماً منجر به کاهش تولید کشور میشود. به طور مثال فولاد، به عنوان نهاده اساسی، در صنایع مختلف همچون ساختمان، خودرو کاربرد دارد. کاهش تولید فولاد، اثر مستقیمی بر تمامی صنایع وابسته خواهد گذاشت.
افزایش نرخ بیکاری از دیگر پیامدهای فوری و ملموس است. با متوقف شدن فعالیت صنایع، هزاران کارگر و کارمند ممکن است با بیکاری مواجه شوند و معیشت هزاران خانواده تحت تأثیر قرار گیرد. در شرایطی که ایران پیش از این با نرخ بیکاری نسبتاً بالایی دستوپنج نرم میکرد، این ضربه میتواند مشکلات را به شکل قابل توجهی تشدید کند. در نتیجه تخریب زیرساخت ها، افزایش نرخ تورم نیز اجتنابناپذیر است. وقتی عرضه کالاها کاهش یابد و هزینههای تولید افزایش پیدا کند، قیمتها ناگزیر روند صعودی خواهند داشت. این تورم، قدرت خرید مردم را تضعیف خواهد کرد.
آسیبهای ساختاری و بلندمدت
بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، نیازمند هزینههای مالی کلان و زمان قابل توجهی است. این منابع میتوانست در جهت توسعه واحدهای تولیدی و اشتغالزایی مصرف شود، اما در چنین شرایطی روند توسعه واحدهای تولیدی متوقف میشود.
نکته قابل توجه این است که صنایع ایران به هم پیوستهاند. وقتی تولید در یک بخش زنجیره متوقف میشود، صنایع بالادستی و پاییندستی نیز به تبعات آن دچار آسیب میشوند. این اثر دومینویی میتواند کل شبکه اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد.
اقتصاد ایران در شرایطی وارد این بحران شده است که از پیش با چالشهای ساختاری متعددی روبرو بوده است. تحریمهای بینالمللی، نوسانات نرخ ارز و تورم بالا، از جمله این چالشها هستند. در چنین شرایطی، توانایی کشور برای جذب ضربههای جدید محدودتر است. هرگونه آسیب به زیرساختها، به معنای تضعیف بیشتر توان بازسازی اقتصادی کشور است.
حمله به زیرساختهای اقتصادی و صنعتی ایران، ضربهای است که اثرات آن سالها باقی خواهد ماند. این زیرساختها، میراثی گرانقدر هستند که با تلاش متخصصان و هزینهای کلان برای نسلهای آینده ساخته شدند. آسیبدیدن یا از دست رفتن آنها، نه تنها امروز اقتصاد ایران را تحت فشار قرار می دهد بلکه تهدیدی برای نسل های آینده نیز به شمار می رود.