بندبازی مکزیک میان آمریکا و چین

شماره روزنامه: ۶۶۹۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۴۴۳۸ صنعت و تجارت

دنیای اقتصاد - نیلوفر ادیب‌نیا : تا پیش از سال۲۰۲۳، انبارهای بندر «لازارو کاردناس» در غرب مکزیک چنان از خودروهای ساخت چین لبریز شده بود که مسوولان ناگزیر شدند محوطه‌های جدیدی برای بارانداز و نگهداری آنها احداث کنند. تا سال گذشته، مکزیک به بزرگ‌ترین مقصد صادراتی خودروسازان چینی در جهان تبدیل شده بود. با این حال، کلودیا شینبائوم، رئیس‌جمهور مکزیک، تحت فشار دونالد ترامپ، از آغاز سال جاری تعرفه‌ای سنگین به میزان ۵۰درصد بر واردات خودرو و شماری دیگر از کالاهای چینی وضع کرد. ترامپ مکزیک را متهم می‌کرد که به «در پشتی» و مجرایی غیرمستقیم برای ورود کالاهای چینی به بازار آمریکا تبدیل شده است.

بندبازی مکزیک میان آمریکا و چین

براساس گزارشی از فایننشال‌تایمز، با وجود این، فروکش‌کردن اولیه تب واردات دیری نپایید و جریان ورود خودروها از سر گرفته شد. واردات ماهانه خودرو تقریبا به سطح سال۲۰۲۵ بازگشته و آمار فروش برندهای چینی در ۹ماه نخست سال۲۰۲۶، در مقایسه با دوره مشابه سال گذشته، حدود ۲۰درصد افزایش یافته است. براساس داده‌های گمرک چین، مجموع صادرات این کشور به مکزیک نیز در همین بازه با رشد ۱۰درصدی به ۷۳.۴‌میلیارد دلار رسیده است؛ جهشی که رونق صادرات تجهیزات مرتبط با هوش مصنوعی نیز سهم مهمی در آن داشته است. تجربه مکزیک نشان می‌دهد که حتی رئیس‌جمهور آمریکا نیز نمی‌تواند به‌سادگی پیوندهای تجاری و زنجیره‌های تامینی را قطع کند که تولیدکنندگان طی سه دهه شکل داده‌اند؛ به‌ویژه در شرایطی که چهارپنجم صادرات مکزیک راهی بازار آمریکا می‌شود. به گفته جودی کین، پژوهشگر موسسه «او‌دی‌آی گلوبال»، تعرفه‌ها به‌تنهایی قادر به قطع این پیوندها نیستند؛ زیرا شرکت‌ها، نه دولت‌ها، نقش اصلی را در شکل‌گیری و تداوم این شبکه‌های تولیدی یکپارچه دارند. از سوی دیگر، کنارزدن چین از این زنجیره‌ها نیز کار آسانی نیست؛ چراکه این کشور از توان تولیدی بالا، نیروی کار ارزان، حمایت گسترده دولت از صنایع پایه و سیاست حفظ ارزش پایین پول ملی برخوردار است.

موقعیت شکننده اقتصادهای متوسط

تلاش مکزیک برای حفظ تعادل میان واشنگتن و پکن، تصویری روشن از وضعیت شکننده کشورهایی با اقتصاد متوسط ارائه می‌دهد؛ کشورهایی که پایه‌های توسعه خود را بر موج جهانی‌شدن بنا کردند، اما اکنون با فروپاشی نظم پیشین، خود را در میانه میدان رویارویی قدرت‌های بزرگ می‌بینند. به تعبیر نیل شیرینگ، کارشناس موسسه «کپیتال اکونومیکس»، این کشورها اکنون با انتخابی دشوار روبه‌رو هستند: یا باید به خواسته‌های واشنگتن تن بدهند یا خطر خشم و نارضایتی پکن را به جان بخرند. او در این بن‌بست، شباهت‌های معناداری میان مکزیک و انگلستان می‌بیند. لندن در اندیشه نزدیک‌شدن دوباره به اتحادیه اروپا است؛ آن هم در شرایطی که بروکسل مصمم است راه‌های نفوذ چین به بازارهای خود، به‌ویژه در صنعت خودروهای برقی را مسدود کند. در سوی دیگر، کانادا نیز با وجود پیوند عمیق اقتصادی با ایالات متحده، شاهد تلاش چهره‌هایی مانند مارک کارنی برای اتخاذ مواضعی قاطعانه‌تر در برابر فشارهای ترامپ است. با این حال، همه کارشناسان این همپوشانی تاریخی را صرفا نشانه ضعف نمی‌دانند. وانسا روبیو مارکز، معاون پیشین وزیر دارایی مکزیک و پژوهشگر اندیشکده «چتم‌هاوس»، معتقد است اقتصاد مکزیک چنان عمیق با زنجیره‌های تامین آمریکا و کانادا درهم‌تنیده است و جایگاه تعرفه‌ای آن چنان اهمیت راهبردی دارد که قدرت چانه‌زنی این کشور در عمل بسیار فراتر از تصورات رایج است.

از نفتا تا پیمان تجاری سه‌جانبه

براساس این گزارش، نفوذ گسترده اقتصاد آمریکا بر مناسبات تجاری مکزیک، دهه‌ها پیش از آنکه رونالد ریگان در کارزار انتخاباتی سال۱۹۸۰ ایده بازار مشترک و تجارت آزاد را مطرح کند، شکل گرفته بود. هنگامی که بیل کلینتون در سال۱۹۹۳ پیمان نفتا را امضا کرد، چین تازه پس از سال‌ها انزوا، نخستین گام‌های خود را برای بازگشت به اقتصاد جهانی برمی‌داشت. پیوستن پکن به سازمان تجارت جهانی در سال۲۰۰۱ که مکزیک آخرین کشوری بود که با اکراه به آن رضایت داد، عصر تازه‌ای از جهانی‌شدن را آغاز کرد؛ دورانی که در آن، غول‌های صنعتی غرب خطوط مونتاژ خود را به کشورهای ارزان‌تر منتقل کردند و در پی آن، قیمت بسیاری از کالاهای مصرفی به‌سرعت کاهش یافت.

از همان زمان، صنایع مکزیک، از خودروسازی گرفته تا تولید قطعات الکترونیک، به‌تدریج به واردات مواد اولیه و قطعات چینی وابسته‌تر شدند؛ تا جایی که امروز چین، تایوان، کره‌جنوبی و کشورهای جنوب شرق آسیا بیش از ۴۵درصد از سبد واردات مکزیک را تامین می‌کنند. خوزه لوئیس برنال، سفیر پیشین مکزیک در پکن، این درهم‌تنیدگی را چنین خلاصه می‌کند: «مکزیک به چین نیازمند است، چین به مکزیک و آمریکا به هر دوی آنها و دقیقا همین معادله، کانون مزیت رقابتی مکزیک است.»

بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، تجارت مکزیک را با چالش تازه‌ای روبه‌رو کرده است. ترامپ با تهدید به وضع تعرفه‌های سنگین، می‌کوشد مکزیک را به کاهش وابستگی تجاری به چین و افزایش استفاده از کالاها و قطعات آمریکایی وادار کند. دولت کلودیا شینبائوم نیز برای حفظ دسترسی به بازار آمریکا و جلوگیری از تشدید تنش‌ها، ناچار شده است در سیاست تجاری خود محتاطانه عمل کند. فشار واشنگتن با بازنگری توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا (USMCA) افزایش یافته است. مقام‌های آمریکایی مکزیک را متهم می‌کنند که به مسیری برای ورود کالاهای چینی به بازار آمریکا تبدیل شده است؛ اتهامی که در کنار تهدید به تعرفه‌های جدید، آینده تجارت منطقه‌ای را تحت تاثیر قرار داده است. آمریکا همچنین خواهان افزایش سهم قطعات آمریکایی در تولیدات مکزیک و خرید بیشتر گاز طبیعی از این کشور است. برای مکزیک، مساله فقط کاهش صادرات چین نیست؛ صنایع این کشور برای تامین قطعات و مواد اولیه به واردات از آسیا وابسته‌اند و در عین حال، بخش عمده صادراتشان به بازار آمریکا می‌رود. بنابراین، مکزیک باید میان حفظ روابط تجاری با چین و پاسخ‌گویی به خواسته‌های واشنگتن تعادل برقرار کند؛ موازنه‌ای که می‌تواند مسیر تجارت خارجی و زنجیره‌های تامین این کشور را تغییر دهد.

تاوان بلاتکلیفی تجاری

ابهام در سیاست‌های تجاری مکزیک، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. رشد اقتصادی مکزیک برای سال جاری ۱.۳ درصد پیش‌بینی شده که از میانگین ۲.۲درصدی آمریکای لاتین کمتر است. در سه سال گذشته، دست‌کم هفت خودروساز چینی امکان احداث کارخانه در مکزیک را بررسی کرده‌اند، اما هنوز تصمیم نهایی خود را اعلام نکرده‌اند. همزمان، تعرفه ۵۰درصدی مکزیک بر برخی کالاها، از خودرو تا محصولات نساجی، واردات از کشورهایی مانند برزیل، کره‌جنوبی و هند را نیز تحت تاثیر قرار داده است. طولانی‌شدن مذاکرات تجاری با آمریکا نیز انتقادهایی را در مکزیک برانگیخته است. با وجود اظهارات امیدوارکننده دونالد ترامپ و کلودیا شینبائوم درباره نزدیک‌شدن به توافق، تعرفه‌های آمریکا بر خودروهای سواری، فولاد و آلومینیوم همچنان پابرجاست. همین مساله این پرسش را مطرح کرده است که آیا مکزیک برای حفظ روابط تجاری با واشنگتن، امتیازهای زیادی داده، بی‌آنکه دستاورد روشنی به دست آورد؟ دولت شینبائوم در واکنش به این فشارها، کاهش وابستگی به واردات چین و تقویت تولید داخلی را در دستور کار قرار داده است. او تاکید می‌کند که مکزیک با چین روابط دوستانه دارد، اما کشورهای آمریکای شمالی برای رقابت با این کشور باید همکاری بیشتری داشته باشند. حامیان این سیاست امیدوارند مکزیک به مقصدی جذاب برای سرمایه‌گذاری و جایگزینی برای تولید در آسیا تبدیل شود؛ هرچند محدودکردن روابط تجاری با چین می‌تواند هزینه‌هایی برای اقتصاد مکزیک به همراه داشته باشد.

معمای رابطه با پکن

براساس این گزارش، با وجود حجم بالای مبادلات تجاری مکزیک و چین، روابط سیاسی دو کشور سال‌هاست پیشرفت چندانی نداشته است. آخرین سفر رسمی در سطح ریاست‌جمهوری در سال۲۰۱۳ انجام شد؛ زمانی که شی جین‌پینگ روابط دو کشور را به سطح «مشارکت راهبردی» ارتقا داد. با این حال، لغو دو پروژه بزرگ چینی، شامل طرح احداث خط قطار سریع‌السیر و ساخت یک مجتمع تجاری، در سال ۲۰۱۵ به روابط دو کشور آسیب زد. اکنون نیز سیاست‌های دولت کلودیا شینبائوم، از جمله بررسی سخت‌گیرانه‌تر سرمایه‌گذاری‌های خارجی با ملاحظات امنیت ملی و وضع تعرفه بر کالاهای چینی، با واکنش محتاطانه پکن روبه‌رو شده است. با این حال، چین همچنان خواهان حفظ روابط اقتصادی با مکزیک است و امیدوار است دیدار احتمالی دو رهبر در حاشیه نشست سران اَپک به احیای همکاری‌ها کمک کند. شینبائوم می‌گوید هدف سفرش، آماده‌سازی برای ریاست مکزیک بر این سازمان در سال ۲۰۲۸ است؛ اما تحلیلگران این سفر را نشانه‌ای از تمایل مکزیک به حفظ کانال‌های ارتباطی با پکن می‌دانند.

برخی کارشناسان معتقدند مکزیک می‌تواند به پلی میان دو اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود و با تنوع‌بخشی به روابط تجاری خود، فرصت‌های تازه‌ای برای سرمایه‌گذاری ایجاد کند. شرکت‌های چینی نیز همچنان به حضور در بازار مکزیک علاقه‌مندند، هرچند فشارهای سیاسی و محدودیت‌های تازه، تصمیم‌گیری آنها را دشوارتر کرده است. در شرایط فعلی، پکن ترجیح می‌دهد به‌جای تقابل مستقیم، منتظر روشن‌شدن وضعیت روابط مکزیک و آمریکا بماند. با تشدید رقابت چین و آمریکا، حفظ روابط تجاری با هر دو طرف برای مکزیک دشوارتر شده است. این کشور برای دسترسی به بازار آمریکا ناچار است بخشی از خواسته‌های واشنگتن را بپذیرد؛ اما قطع پیوند با چین نیز می‌تواند هزینه‌های اقتصادی داشته باشد. پرسش اصلی این است که آیا مکزیک پس از پایان دوران ترامپ می‌تواند روابط خود با پکن را دوباره گسترش دهد یا فشارهای کنونی، مسیر تجارت خارجی این کشور را برای سال‌ها تغییر خواهد داد.

در نهایت به‌نظر می‌رسد مکزیک انتخاب خود را کرده و در گرداب تقابل با چین، شانه‌به‌شانه واشنگتن ایستاده است. با این حال، پرسش بنیادین درباره آینده همچنان باقی است: آیا پس از پایان دوران ترامپ، شینبائوم و دیگر رهبران قاره آمریکا آزادی عمل کافی برای بازسازی پیوندهای خود با اژدهای شرقی را خواهند داشت یا دیگر فرصتی برای این کار باقی نخواهد ماند؟ آندرس روزنتال، دیپلمات کهنه‌کار مکزیکی، این چشم‌انداز را با توجه به ویژگی‌های چین تحلیل می‌کند: «چشم‌بادامی‌ها به‌شدت اهل حساب‌وکتاب و عمل‌گرایی‌اند؛ آنها در پی آنند که جایگاه دومین قطب بلامنازع جهان را از آن خود کنند و در این شطرنج بزرگ به‌خوبی آموخته‌اند که رسیدن به چنین مقصدی، پیش از هر چیز، در گرو آرام نگه داشتن زمین بازی است.»

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن