یادداشت اسحاق جهانگیری به مناسبت تشییع رهبر شهید/ در دلم بود که بی‌دوست نمانم هرگز

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در دولت های یازدهم و دوازدهم نوشت:

رخدادها را در قاب خاطره‌ها بهتر می‌توان دید. دیروز و امروز که در دریای اندوه و عزم ملت، در فراق رهبر، ساعاتی گم شدم، به گذشته‌ها برگشتم و در حال اندکی تأمل کردم.

نخستین دیدارم با رهبر شهید در سال ۱۳۵۶ بود؛ زمانی که در قامت یکی از مؤثرترین روحانیون روشنفکر و مبارز، به ایرانشهر تبعید شده بودند. آن زمان، به همراه جمعی از دانشجویان کرمانی به دیدار ایشان رفتیم و چند ساعتی مهمان‌شان بودیم. بسیار گرم و صمیمی برخورد کردند؛ همان‌گونه که در دوران رهبری با جوانان روبه‌رو می‌شدند. امید به آینده و اعتمادبه‌نفس در سخنان‌شان موج می‌زد و به مخاطب منتقل می‌کرد.

آن ایام گذشت و من در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، همچنان در پی آن بودم که در موقعیت‌های مختلف، در دوران مسئولیت‌های ایشان در ریاست جمهوری و رهبری، بهره گیرم. همواره با صداقت و صراحت سخن می‌گفتم و با محبت و لطف، هر بار با نکته‌هایی راهگشا در جهت حل مسائل کشور و مردم روبه‌رو می‌شدم.

 آخرین دیدار حضوری‌ام در بهار ۱۴۰۴ بود؛ روزی که به دعوت یکی از فرزندان گرانقدرشان برای گفت‌وگویی به دفتر رهبری رفتم و آنجا فرصتی فراهم شد تا چند دقیقه‌ای، سرپایی، رهبری را دیدار کنم. همان گشودگی و مهربانی همیشگی، در آن ملاقات کوتاه نیز به‌وضوح آشکار بود.

در این سال سختی که بر ایران گذشت و سرانجام به تجاوز و جنگ اسرائیل و آمریکا انجامید، بیش از هر زمان اندیشه و احساسم به حضور این رهبر بی‌بدیل گره خورده بود و «در دلم بود که بی‌دوست نمانم هرگز»، اما «چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود».

دیروز برای آخرین وداع و نماز بر پیکر پاکش به مصلای امام خمینی رفتم و امروز برای تشییع، به میلیون‌ها مردم در خیابان انقلاب پیوستم؛ مردمی که بپا خاسته بودند و مشت گره کرده بودند. در ذهنم بسیاری از مسائل مهم این چهل‌وهفت سال را مرور می‌کردم؛ تلخی‌ها و شیرینی‌ها، موفقیت‌ها و عدم توفیق‌ها، بیم‌ها و امیدها. او در همه حال تکیه‌گاه و پناهگاه و برای رویارویی با مسائل و مشکلات آنی و آتی کشور، محل رجوع همه نهادها، جریان‌ها و شخصیت‌ها بود. در عین حال، او خود به مردم متکی بود و خویشتن را به خدا سپرده بود.

اکنون ملت عزیز و باشکوه ایران آمده‌اند تا شکوه، عظمت و عزت ایران را نشان دهند. راه پیش رو دشوار است و راهگشای آن، وحدت ملی، اقتدار ملی و منفعت ملی است. باید مهم‌ترین میراث رهبری شهید را که «ایران قوی و ملت هوشیار و برخوردار» است، با تکیه بر مؤلفه‌های ضروری آن، یعنی «انسجام و یکپارچگی مردم» و «عزت، حکمت و مصلحت»، پاس داشت. باید تفرقه و قطبی‌سازی را فرونشاند و برای سربلندی ایران و ایرانیان و تحقق آرمان‌های امام راحل و رهبری شهید، بپا خاست.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.