چرا برنج از تعادل سهساله خود خارج شد؟/ تغییرات تجارت ایران با کشورهای اوراسیا بعد از جنگ +فیلم
در «تیتر یک» امروز، ابتدا به بررسی جهش قابلتوجه قیمت برنج در سال گذشته میپردازیم؛ کالایی که با افزایش شدید نرخ در مزرعه و بازار، به یکی از مهمترین عوامل فشار بر هزینه خانوارهای ایرانی تبدیل شده و نشان میدهد چگونه تورم و اختلال در زنجیره عرضه، قیمت یک محصول اساسی را به سطوح بیسابقه رسانده است. در ادامه، تغییرات تجارت ایران با کشورهای اوراسیا پس از اجرای موافقتنامه تجارت آزاد را بررسی میکنیم؛ فرصتی که با رشد حدود ۲۲ درصدی مبادلات، میتواند مسیر تازهای برای تأمین کالا و توسعه صادرات ایجاد کند، هرچند همچنان موانع بانکی و لجستیکی پابرجاست. سپس به این سؤال میپردازیم که چرا خودروهای چینی در بازارهای جهانی موفقاند اما در ایران نه؛ تفاوتی که بیش از کیفیت محصول، به قدرت خرید و شرایط متفاوت اقتصادی در کشورها برمیگردد.
بازار سهام امروز در ادامه روند صعودی خود، مجددا رکوردی تاریخی را به ثبت رساند و جایگاه خود را بهعنوان پربازدهترین بازار دارایی تثبیت کرد.
در بخش بعد، واکنش بازارهای جهانی به تنشهای خلیج فارس و نقش پررنگتر روایت هوش مصنوعی در جهتدهی به بازارهای مالی را بررسی میکنیم؛ جایی که تردید نسبت به بازدهی سرمایهگذاریهای AI فشار را بر سهام فناوری افزایش داده است. در ادامه، شکاف دسترسی به مسکن لوکس میان ایران و بریتانیا، ماجرای داراییهای بلوکهشده ایران در مذاکرات بینالمللی و در نهایت نقش هوش مصنوعی در تحول جنگهای مدرن را مرور میکنیم؛ موضوعاتی که هرکدام تصویری متفاوت اما مرتبط از اقتصاد و سیاست امروز جهان ارائه میدهند.
با «تیتر یک» چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ همراه باشید.
بررسی افزایش قیمت برنج در سال گذشته
برنج یکی از مهمترین کالاهای مصرفی خانوارهای ایرانی است؛ کالایی که تغییرات قیمت آن مستقیماً بر هزینه زندگی میلیونها خانواده اثر میگذارد. به همین دلیل نیز سالهاست سیاستگذار تلاش میکند با واردات برنج خارجی، از جهش قیمت این محصول جلوگیری کند و گزینهای ارزانتر را در اختیار مصرفکنندگان قرار دهد.
اما آنچه در سال ۱۴۰۴ رخ داد، با روند سالهای قبل تفاوت داشت. پس از چند سال ثبات نسبی، قیمت انواع برنج به شکل بیسابقهای افزایش یافت. قیمت برنج ایرانی در سرخرمن از حدود ۱۰۰ هزار تومان به بیش از ۳۶۰ هزار تومان رسید و قیمت نهایی آن در فروشگاهها نیز از محدوده ۱۵۰ هزار تومان به بیش از ۴۳۰ هزار تومان افزایش پیدا کرد. حتی برنج خارجی که قرار بود نقش ضربهگیر قیمتی را ایفا کند، از این موج گرانی در امان نماند و قیمت آن به بیش از ۲۲۰ هزار تومان رسید.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با تأکید بر اینکه کشت خشخاش در ایران تحت هر شرایطی ممنوع است، از افزایش نگرانکننده کشت غیرقانونی این محصول در برخی استانها خبر داد و گفت: در مواردی کشاورزان به جای محصولات سنتی به سمت کشت خشخاش رفتهاند.
بررسی دادهها نشان میدهد بخش عمده این افزایش قیمت از رشد نرخ برنج در سرخرمن ناشی شده است. در واقع، سهم قیمت کشاورز از قیمت نهایی برنج در سال گذشته به حدود ۸۵ درصد رسیده که یکی از بالاترین سطوح ثبتشده در سالهای اخیر محسوب میشود.
با این حال، پرسش مهم این است که آیا گرانی برنج از مزرعه آغاز شده یا از بازار مصرف؟ پاسخ چندان ساده نیست. از یک سو، افزایش هزینههای تولید و انتظارات درآمدی کشاورزان در رشد قیمت سرخرمن نقش داشته است. از سوی دیگر، افزایش تورم عمومی و بههمریختگی قیمتهای نسبی در اقتصاد، زمینه را برای رشد قیمت این محصول فراهم کرده است.
به بیان دیگر، جهش قیمت برنج را نمیتوان صرفاً به گردن کشاورز یا واسطهها انداخت. آنچه رخ داده، حاصل یک چرخه متقابل میان عرضه و تقاضا در اقتصادی است که با تورم بالا مواجه بوده است؛ چرخهای که در نهایت قیمت یکی از اصلیترین اقلام سفره ایرانی را به سطوحی بیسابقه رسانده است.
تغییرات تجارت ایران با کشورهای اوراسیا بعد از جنگ
در شرایطی که تنشهای منطقهای و محدودیتهای تجاری، مسیرهای سنتی تجارت خارجی ایران را با چالش مواجه کردهاند، همکاری اقتصادی با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. گزارشهای اخیر از رشد حدود ۲۲ درصدی تجارت ایران با این کشورها پس از اجرایی شدن موافقتنامه تجارت آزاد حکایت دارد؛ توافقی که از خرداد ۱۴۰۴ وارد فاز اجرایی شده و میتواند یکی از مهمترین فرصتهای تجاری ایران در سالهای آینده باشد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که اقتصاد ایران در دوره بازسازی پس از آسیبهای واردشده به برخی صنایع بزرگ، از جمله فولاد و پتروشیمی، به واردات مواد اولیه، ماشینآلات و تجهیزات نیاز دارد. نزدیکی جغرافیایی، دسترسی به مسیرهای ریلی و زمینی و ظرفیتهای لجستیکی کشورهای اوراسیا، این منطقه را به یکی از گزینههای مهم برای تأمین نیازهای تولیدی و تجاری کشور تبدیل کرده است.
بررسی روند یک دهه اخیر نشان میدهد ارزش تجارت ایران با کشورهای اوراسیا از حدود ۱.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ به بیش از ۳.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده است. با این حال، سهم ایران از تجارت این بلوک اقتصادی همچنان کمتر از نیم درصد برآورد میشود؛ موضوعی که نشان میدهد ظرفیتهای استفادهنشده قابل توجهی در این حوزه وجود دارد.
در حالی که صادرات ایران به اوراسیا بیشتر بر محصولات کشاورزی، غذایی و برخی کالاهای صنعتی متمرکز است، واردات از این منطقه نقش مهمی در تأمین کالاهای راهبردی، نهادههای دامی، روغنهای نباتی، ماشینآلات و حتی ذخایر طلا ایفا میکند. با این وجود، موانعی مانند محدودیتهای بانکی ناشی از تحریمها، ضعف زیرساختهای حملونقل، هزینههای بالای لجستیک و نبود متولی مشخص برای پیگیری توافقات تجاری، همچنان توسعه روابط اقتصادی دو طرف را محدود کرده است.
موافقتنامه تجارت آزاد اوراسیا میتواند نقطه عطفی در توسعه تجارت خارجی ایران باشد؛ اما بهرهبرداری کامل از این فرصت، نیازمند اصلاح زیرساختها، تسهیل مبادلات مالی و هماهنگی بیشتر میان نهادهای اجرایی کشور است.
چرا چینیها در همه جا خوب میفروشند ولی در ایران نه؟
رکوردشکنی یک خودروی چینی در بازار بریتانیا، بیش از آنکه داستان موفقیت یک برند باشد، روایت تفاوت دو اقتصاد است. آمارهای رسمی بازار خودروی بریتانیا نشان میدهد کراساوور «جکو ۷» از گروه چری توانسته با اتکا به قیمتگذاری رقابتی و ارائه امکانات قابل قبول، به صدر جدول فروش این کشور برسد؛ جایگاهی که تا چند سال پیش برای بسیاری از خودروسازان چینی دور از دسترس به نظر میرسید.
موفقیت جکو ۷ و دیگر محصولات چینی در بازارهای توسعهیافته، الزاماً به معنای برتری مطلق فنی آنها نیست. آنچه این خودروها را برای مصرفکنندگان جذاب کرده، نسبت مناسب «کیفیت به قیمت» است. در اقتصادی مانند بریتانیا، که سطح درآمد خانوارها با قیمت خودرو تناسب بیشتری دارد، چنین محصولاتی در دسته خودروهای اقتصادی و در دسترس طبقه متوسط قرار میگیرند.
اما همین خودرو زمانی که وارد فضای اقتصادی ایران میشود، معنای کاملاً متفاوتی پیدا میکند. افت ارزش پول ملی، محدودیتهای تجاری، هزینههای واردات و شکاف میان درآمد خانوار و قیمت خودرو باعث شده محصولی که در بازارهای جهانی یک گزینه اقتصادی محسوب میشود، در ایران با قیمت چند میلیارد تومانی عرضه شود. در نتیجه، خودرویی که در بسیاری از کشورها برای بخش بزرگی از جامعه قابل خرید است، برای مصرفکننده ایرانی به کالایی نزدیک به لوکس تبدیل میشود.
این مقایسه یک واقعیت مهم را آشکار میکند؛ مسئله فقط قیمت خودرو نیست، بلکه قدرت خرید است. زمانی که درآمدها با سرعتی کمتر از رشد قیمت کالاها افزایش پیدا میکنند، حتی خودروهایی که در بازار جهانی «اقتصادی» محسوب میشوند نیز از دسترس طبقه متوسط خارج خواهند شد. شاید به همین دلیل باشد که موفقیت چری در بریتانیا، بیش از آنکه یک خبر خودرویی باشد، روایتی از تفاوت سطح رفاه و قدرت خرید در اقتصادهای مختلف جهان است.
واکنش بازارهای جهانی به تنشهای شب گذشته در خلیج فارس
بازارهای مالی در روزهای اخیر وارد مرحلهای شدهاند که بیش از آنکه تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیک باشند، از بازنگری در روایتهای اقتصادی کلان اثر میگیرند. در حالی که درگیریهای محدود میان ایران و آمریکا بار دیگر توجه رسانهها را جلب کرده، واکنش بازارها نشان میدهد که این ریسک سیاسی فعلاً در قیمتها بهطور جدی منعکس نشده است. حتی بازار نفت، که معمولاً سریعترین واکنش را به تنشهای خاورمیانه نشان میدهد، برخلاف انتظار نهتنها جهش نکرد بلکه با افت همراه شد؛ نشانهای از اینکه معاملهگران هنوز سناریوی کاهش تنش و تداوم مسیر دیپلماتیک را کاملاً کنار نگذاشتهاند.
اما فشار اصلی بازارها جای دیگری است: در قلب روایت هوش مصنوعی. طی ماههای گذشته، رشد چشمگیر شاخصهای سهام جهانی تا حد زیادی بر پایه خوشبینی نسبت به موج سرمایهگذاری در زیرساختهای AI شکل گرفته بود؛ از مراکز داده گرفته تا تراشههای پیشرفته. اکنون اما بازار در حال عبور از فاز «انتظارات» به فاز «سنجش واقعیت» است. سرمایهگذاران دیگر صرفاً به حجم سرمایهگذاریها نگاه نمیکنند، بلکه به دنبال شواهدی از بازگشت واقعی این هزینهها در قالب رشد درآمد و سود هستند.
گزارشهای مالی اخیر، از جمله عملکرد برخی شرکتهای بزرگ فناوری، هنوز نتوانستهاند این سطح از انتظار را بهطور کامل تأیید کنند. نتیجه این وضعیت، افزایش تردید نسبت به سرعت و مقیاس بازدهی پروژههای هوش مصنوعی بوده است؛ تردیدی که در افت شاخصهایی مانند نزدک و فشار بر سهام غولهای فناوری کاملاً قابل مشاهده است.
در این میان، چرخش سرمایه به سمت بخشهای دفاعیتر بازار مانند سلامت، خدمات عمومی و برخی صنایع مالی نیز نشان میدهد که رفتار سرمایهگذاران محتاطتر شده است. همزمان، بازارهای آسیایی نیز بهویژه در بخش نیمههادیها تحت فشار قرار گرفتهاند.
در مجموع، آنچه امروز در بازارها دیده میشود، نه واکنش به یک شوک سیاسی مقطعی، بلکه بازنگری در یکی از مهمترین داستانهای رشد اقتصاد جهانی است: اینکه آیا هوش مصنوعی واقعاً میتواند انتظارات عظیم شکلگرفته پیرامون خود را به سودآوری پایدار تبدیل کند یا خیر.
شکاف بزرگ در دسترسی به مسکن لوکس؛ ایران در برابر بریتانیا
اگر فکر میکنید خانههای لوکس فقط در ایران از دسترس مردم خارج شدهاند، مقایسهای میان ایران و بریتانیا تصویر جالبی پیش روی شما میگذارد.
روزنامه گاردین در گزارشی با عنوان «شکار خانههای فانتزی در انگلستان» سراغ برخی از خاصترین املاک این کشور رفته است. یکی از جذابترین نمونهها، یک خانهقایق لوکس روی رودخانه تیمز در لندن است؛ خانهای با چشمانداز ۳۶۰ درجه، پنجرههای سرتاسری و تراس بزرگ که حدود یک و نیم میلیون پوند قیمت دارد؛ رقمی معادل نزدیک به ۴۰۰ میلیارد تومان.
اما سوال مهم اینجاست که چند درصد مردم بریتانیا توان خرید چنین خانهای را دارند؟ بر اساس دادههای رسمی درآمد خانوارها، برای خرید این ملک با استفاده از سازوکار رایج وام مسکن، یک خانوار باید سالانه حدود ۳۰۰ هزار پوند درآمد داشته باشد. یعنی خانواری که در میان پردرآمدترین اقشار جامعه قرار میگیرد. برآوردها نشان میدهد بیش از ۹۸ درصد مردم بریتانیا توان خرید چنین خانهای را ندارند.
حالا همین خانه ۴۰۰ میلیارد تومانی را در ایران تصور کنید؛ آپارتمانی لوکس در خیابان فرشته یا ویلایی خاص در شمال کشور. برای سنجش استطاعت خرید، اجاره چنین ملکی را مبنا قرار دادیم. با محاسبات متعارف بازار مسکن، اجاره ماهانه این خانه حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برآورد میشود.
دادههای طرح درآمد و هزینه خانوار مرکز آمار ایران که اطلاعات بیش از ۳۷ هزار خانوار را پوشش میدهد، نشان میدهد تنها ۲ خانوار در کل نمونه بررسیشده درآمدی در این سطح داشتهاند. یعنی حدود ۵ خانوار در هر ۱۰۰ هزار خانوار ایرانی. به بیان دیگر، بیش از ۹۹.۹ درصد خانوارهای ایرانی حتی توان اجاره چنین خانهای را هم ندارند.
خانههای فانتزی در همه جای دنیا برای اقلیتها ساخته میشوند؛ اما فاصله میان مردم و این خانهها در ایران، به مراتب عمیقتر از کشورهای توسعهیافته است.
میلیاردهای بلوکهشده؛ گره مالی مذاکرات ایران و آمریکا
انتقال ۳ میلیارد دلار از داراییهای ایران از طریق پروازی از ابوظبی به تهران، بار دیگر موضوع «پولهای بلوکهشده ایران» را به صدر بحثهای سیاسی و رسانهای بازگردانده است؛ موضوعی که سالهاست به یکی از پیچیدهترین گرههای روابط تهران و واشنگتن تبدیل شده است.
پرونده داراییهای بلوکهشده ایران، ریشهای طولانی در تحریمهای اقتصادی از سال ۱۳۵۷ دارد؛ زمانی که نخستین موج مسدودسازی داراییهای ایران در آمریکا آغاز شد. این روند در دهههای بعد، بهویژه پس از تحریمهای گسترده نفتی و بانکی و خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، به انباشت میلیاردها دلار منابع ایران در کشورهای مختلف انجامید.
برآوردها نشان میدهد حجم این داراییها تا ۱۲۰ میلیارد دلار در کشورهای مختلف از جمله چین، کره جنوبی، ژاپن، هند، عراق و قطر پراکنده است؛ هرچند همه این مبالغ بهطور دقیق «بلوکهشده» محسوب نمیشوند و بخشی از آنها درگیر محدودیتهای بانکی و حقوقیاند.
در سالهای اخیر، این منابع به یکی از اصلیترین ابزارهای چانهزنی در مذاکرات تبدیل شدهاند؛ از پرونده مشهور ۷ میلیارد دلاری کره جنوبی تا انتقال بخشی از داراییها به قطر که همچنان با محدودیتهای مصرفی مواجه است.
اکنون بار دیگر، در سایه تحولات منطقهای و افزایش تنشها، این پرسش مطرح شده که آیا داراییهای ایران صرفاً یک موضوع اقتصادیاند یا به ابزاری در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند؟
چطور هوش مصنوعی جنگها را متحول کرد؟
در سالهای اخیر، پهپادها، شناورهای بدون سرنشین و هوش مصنوعی، چهره میدانهای نبرد را به شکلی بنیادین تغییر دادهاند؛ تغییری که دیگر محدود به قدرت آتش یا تعداد نیروها نیست، بلکه قواعد جنگ را از نو تعریف میکند.
ادعای اخیر آمریکا درباره سقوط یک بالگرد آپاچی در تنگه هرمز و نجات سرنشینان آن توسط یک شناور خودران، تنها یک خبر نظامی نیست؛ بلکه نشانهای از ورود جنگها به عصر جدیدی است که در آن ماشینها نقش پررنگتری از گذشته ایفا میکنند. عصری که پهپادها میتوانند ساعتها بر فراز میدان نبرد پرواز کنند، اهداف را شناسایی کنند و حتی در برخی موارد با کمک هوش مصنوعی درباره نحوه حمله تصمیم بگیرند.
کارشناسان نظامی معتقدند سه تحول بزرگ در حال وقوع است. نخست، تغییر مفهوم امنیت در میدان نبرد؛ جایی که حتی سنگرها نیز دیگر پناهگاه مطمئنی نیستند و سربازان با تهدید دائمی ریزپرندهها مواجهاند. دوم، افزایش سطح تخریب و آسیبپذیری غیرنظامیان؛ زیرا فناوریهای جدید، جنگ را دقیقتر اما در عین حال فراگیرتر کردهاند. سوم، انقلاب در هدفگیری؛ جایی که هوش مصنوعی امکان شناسایی و حمله به اهداف را با سرعت و مقیاسی فراهم کرده که تا چند سال پیش قابل تصور نبود.
اما در کنار این پیشرفتها، یک پرسش مهم مطرح میشود: آیا فناوری میتواند جایگزین راهبرد شود؟ تاریخ جنگها نشان داده است که برتری تکنولوژیک، به تنهایی تضمینکننده پیروزی نیست. سلاحهای دقیق میتوانند اهداف را نابود کنند، اما نمیتوانند به این پرسش پاسخ دهند که هدف نهایی یک جنگ چیست. شاید مهمترین درس عصر جدید نبردها همین باشد؛ اینکه هوش مصنوعی و فناوری میتوانند ابزارهای قدرتمندی باشند، اما همچنان نمیتوانند جای خالی یک راهبرد روشن و هدف سیاسی مشخص را پر کنند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.