زلزله خاموش و ویرانگر/ ضرر چند میلیارد دلاری قطعی اینترنت به کسب و کارها
قطع اینترنت در ایران دیگر یک اختلال فنی ساده یا یک تصمیم مقطعی و موقت نیست؛ بلکه به پدیدهای تبدیل شده که میتوان آن را «زلزله خاموش اقتصاد» نامید. زلزلهای که نه صدای مهیبی دارد، نه آوار و خرابی فیزیکی، اما بهصورت پیوسته و بیوقفه، ستونهای اقتصاد را از درون فرسوده میکند. این بحران از آن جنس تهدیدهایی است که در لحظه دیده نمیشود، اما اثرات آن در طول زمان، بهمراتب عمیقتر از بسیاری از شوکهای اقتصادی آشکار است.
در اقتصاد امروز ایران، اینترنت دیگر یک ابزار جانبی یا خدمات مکمل نیست؛ بلکه به زیرساخت اصلی تولید ارزش تبدیل شده است. از کوچکترین فروشگاههای آنلاین تا بزرگترین شرکتهای صنعتی، از خدمات مالی و بانکی تا حملونقل، از آموزش تا رسانه، همه و همه به اینترنت وابستهاند.
در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در این شبکه ارتباطی، عملاً به معنای ایجاد اختلال در کل چرخه اقتصادی کشور است. این وابستگی گسترده باعث شده که اینترنت به یکی از حساسترین نقاط اقتصاد ایران تبدیل شود؛ نقطهای که کوچکترین لرزش در آن، به موجی بزرگ در سایر بخشها تبدیل میشود.
برآوردهای اقتصادی موجود نشان میدهد که هزینه این اختلال بسیار سنگین است. افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران، اعلام کرده است که خسارت مستقیم قطعی اینترنت روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار است و در صورت احتساب اثرات غیرمستقیم، این رقم تا حدود ۸۰ میلیون دلار در روز افزایش مییابد.
این ارقام بهخوبی نشان میدهد که اینترنت چگونه از یک زیرساخت فنی، به یک متغیر تعیینکننده در اقتصاد کلان تبدیل شده است. در واقع، هر روز قطعی اینترنت، به معنای از دست رفتن منابعی است که میتوانست صرف توسعه زیرساختهای حیاتی، ایجاد اشتغال یا افزایش بهرهوری اقتصادی شود.
در کنار این برآوردهای دلاری، روایتهای ریالی نیز تصویر مشابهی را نشان میدهند. بر اساس اعلام رسمی وزارت ارتباطات، خسارت روزانه قطعی اینترنت حدود ۵ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. نکته مهم اینجاست که این رقم تنها محدود به بخش زیرساختی اقتصاد دیجیتال نیست؛ بلکه بخش عمده آن به کل اقتصاد سرایت میکند. تنها حدود ۵۰۰ میلیارد تومان از این خسارت به اپراتورها و هسته اقتصاد دیجیتال مربوط میشود و باقی آن، به لایههای گستردهتر اقتصاد، شامل کسبوکارهای آنلاین، خدمات دیجیتال، فروشگاهها، پلتفرمها و حتی کسبوکارهای سنتی وابسته به اینترنت مربوط است.
برای درک بهتر ابعاد این بحران، کافی است آن را در یک بازه زمانی کوتاهتر تجمیع کنیم. اگر تنها ۴۵ روز قطعی اینترنت را مبنا قرار دهیم، مجموع خسارت به حدود ۲۲۵ هزار میلیارد تومان میرسد. این عدد در نگاه اول ممکن است صرفاً یک رقم بزرگ اقتصادی به نظر برسد، اما وقتی آن را در مقیاس بودجهای کشور بررسی کنیم، اهمیت واقعی آن روشن میشود. این میزان خسارت معادل چندین برابر بودجه عمرانی بسیاری از استانهاست و میتواند دهها پروژه ملی را بهطور کامل تأمین مالی کند. به بیان سادهتر، در چنین بازهای، منابعی از اقتصاد خارج شده که میتوانست به توسعه زیرساختهای حیاتی کشور اختصاص یابد.
برای تکمیل تصویر، باید به برآوردهای دلاری نیز توجه کرد. اگر حداقل خسارت روزانه یعنی ۳۰ میلیون دلار را مبنا قرار دهیم، زیان ۴۵ روزه به حدود ۱.۳۵ میلیارد دلار میرسد. در سناریوی بدبینانهتر و با در نظر گرفتن سقف ۸۰ میلیون دلار در روز، این عدد به حدود ۳.۶ میلیارد دلار افزایش پیدا میکند. این ارقام حتی در مقیاس اقتصادهای بزرگ نیز قابل توجه هستند، چه برسد به اقتصادی که با محدودیتهای ساختاری و فشارهای بیرونی مواجه است.
اما آنچه این بحران را پیچیدهتر میکند، ماهیت غیرقابل مشاهده آن است. برخلاف یک زلزله واقعی یا تخریب فیزیکی زیرساختها، در قطعی اینترنت چیزی بهطور مستقیم از بین نمیرود. ساختمانها پابرجا هستند، خیابانها سالماند و کارخانهها همچنان فعالاند، اما در لایهای عمیقتر، جریان اقتصادی مختل میشود. تراکنشها انجام نمیشود، سفارشها ثبت نمیگردد، ارتباط با مشتری قطع میشود و زنجیره ارزشآفرینی بهطور کامل دچار وقفه میشود. همین نامرئی بودن خسارت، باعث شده که ابعاد واقعی آن درک نشود یا کمتر جدی گرفته شود.
در مرکز این بحران، اقتصاد دیجیتال قرار دارد؛ بخشی که در سالهای اخیر به یکی از موتورهای رشد اقتصادی کشور تبدیل شده بود. استارتاپها، پلتفرمهای خدماتی، فروشگاههای اینترنتی، فریلنسرها و تولیدکنندگان محتوا، همگی به اینترنت وابستهاند.
برای این گروهها، اینترنت نه یک ابزار کمکی، بلکه بستر اصلی فعالیت اقتصادی است. در نتیجه، قطع اینترنت برای آنها به معنای کاهش درآمد نیست؛ بلکه به معنای توقف کامل فعالیت اقتصادی است. این توقف، در بسیاری از موارد، حتی در بازههای کوتاهمدت نیز قابل جبران نیست و میتواند به از دست رفتن دائمی مشتریان یا بازار منجر شود.
اما اثرات این بحران فقط محدود به اقتصاد دیجیتال نیست. زنجیره تأمین در اقتصاد مدرن بهطور کامل به ارتباطات آنلاین وابسته شده است. از تأمین مواد اولیه و مدیریت انبار گرفته تا حملونقل، پرداخت و ارتباط با مشتری، همه این فرآیندها به اینترنت متصلاند.
در نتیجه، اختلال در اینترنت میتواند مانند یک شوک زنجیرهای عمل کند؛ بهطوریکه یک اختلال کوچک در یک نقطه، به اختلال گسترده در کل سیستم تبدیل شود. کارخانهای که مواد اولیه خود را دریافت نمیکند، فروشندهای که نمیتواند سفارش ثبت کند و صادرکنندهای که بازار خارجی خود را از دست میدهد، همگی حلقههایی از این زنجیره آسیبدیده هستند.
از منظر سرمایهگذاری نیز، پیامدهای این بحران بسیار جدی است. سرمایهگذاران داخلی و خارجی، بیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیشبینی نیاز دارند. وقتی یکی از مهمترین زیرساختهای اقتصادی یعنی اینترنت، ناپایدار باشد، ریسک سرمایهگذاری بهطور طبیعی افزایش مییابد.
این افزایش ریسک، به کاهش ورود سرمایه جدید و حتی خروج سرمایههای موجود منجر میشود. در بلندمدت، این روند میتواند رشد اقتصادی کشور را محدود کرده و فاصله آن با اقتصادهای پیشرو را افزایش دهد.
بازار کار نیز از این وضعیت بینصیب نمانده است. هزاران نفر در حوزه اقتصاد دیجیتال بهصورت مستقیم و صدها هزار نفر بهصورت غیرمستقیم مشغول به کار هستند. قطع اینترنت، برای این افراد به معنای کاهش درآمد، افزایش نااطمینانی و در برخی موارد از دست رفتن کامل شغل است. فریلنسرهایی که با بازارهای بینالمللی کار میکنند، با هر بار اختلال در اینترنت، نهتنها درآمد خود را از دست میدهند، بلکه اعتبار حرفهایشان نیز آسیب میبیند. در دنیای دیجیتال، این اعتبار بهسختی به دست میآید و بهراحتی از بین میرود.
در کنار همه این موارد، باید به هزینههای فرصت نیز توجه کرد؛ هزینههایی که در هیچ گزارش رسمی ثبت نمیشوند، اما اثر آنها کمتر از خسارتهای مستقیم نیست. هر روز قطعی اینترنت، به معنای از دست رفتن فرصتهای نوآوری، توقف پروژههای جدید، تأخیر در توسعه کسبوکارها و عقبافتادن از رقباست. در اقتصادی که سرعت و نوآوری تعیینکننده جایگاه کشورها در رقابت جهانی است، هر وقفهای میتواند به از دست رفتن فرصتهای بلندمدت منجر شود.
با وجود همه این ابعاد گسترده، نکته مهم این است که بخش زیادی از این خسارتها قابل پیشگیری هستند. اینترنت، امروز در ردیف زیرساختهای حیاتی مانند برق، آب و حملونقل قرار دارد. همانطور که قطع برق میتواند زندگی روزمره را مختل کند، قطع اینترنت نیز میتواند اقتصاد را فلج کند، با این تفاوت که اثرات آن گستردهتر، پیچیدهتر و ماندگارتر است.
در نهایت، آنچه از مجموع دادهها و برآوردها به دست میآید، یک پیام روشن دارد: قطعی اینترنت دیگر یک مسئله حاشیهای یا صرفاً فنی نیست، بلکه به یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده است. چالشی که تنها در یک بازه ۴۵ روزه، حدود ۲۲۵ هزار میلیارد تومان خسارت به اقتصاد تحمیل کرده و بین ۱.۳ تا ۳.۶ میلیارد دلار از ظرفیت رشد کشور را از بین برده است.
اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به اتصال نیاز دارد؛ اتصال به بازارهای جهانی، به فناوریهای نوین و به جریان آزاد اطلاعات. در چنین شرایطی، هر تصمیمی که این اتصال را محدود کند، باید با در نظر گرفتن هزینههای واقعی و بلندمدت آن اتخاذ شود. هزینههایی که شاید در کوتاهمدت در آمارهای رسمی دیده نشوند، اما در بلندمدت، اثر آنها بر رشد اقتصادی، اشتغال، سرمایهگذاری و رفاه عمومی، کاملاً محسوس و تعیینکننده خواهد بود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.