بیانیه حزب توسعه ملی درباره حمله آمریکا و اسرائیل به ایران/ تضمین عدم تجاوز دوباره پیششرط مذاکره نیست، بلکه نتیجه مذاکره است
به نام خدای حافظ ایران
ملت شریف ایران
حدود یک ماه از تجاوز ناجوانمردانه آمریکایی اسرائیلی به ایران عزیز میگذرد. به رغم لطمات و خسارتهایی که کشور متحمل شده است، با صبوری آگاهانه شما مردم عزیز و دفاع قهرمانانه نظامیان جان برکف، دشمن متجاوز تا این لحظه نه تنها از دستیابی به اهداف شوم خود ناکام مانده بلکه ضربات سهمگینی را نیز متحمل شده است.
تردیدی نیست که این دفاع میهنی باید تا پایان و پشیمانی دشمن متجاوز از اقدام جنایتکارانهاش ادامه یابد. حمایت از تمامیت ارضی، مخالفت قاطع با مداخله خارجی، و دفاع قهرمانانه در برابر تجاوز منطق هر میهن دوست آزاده است همچنان که صلح و پیشرفت کشور و رفاه ملت، مطلوب همه ایران دوستان است. از این رو میان دفاع میهنی تا پایان دادن به تجاوز، با استقبال از جنگ و منازعه، مرزی روشن است و ایستادگی تزلزلناپذیر ما در برابر متجاوز هرگز نباید شائبه جنگ طلبی را در اذهان تداعی کند.
اتحادیه اروپا و آلمان اعلام کردهاند باید به میز مذاکره با ایران بازگشت. ترامپ توییت کرده است مذاکرات خوبی با ایران در جریان است و با ادبیاتی که شایسته اوست هر زمان، مهلتی را برای مذاکره تعیین میکند. همچنین برخی کشورهای دوست برای میانجیگری اعلام آمادگی کردهاند. این پیشنهادهای مذاکره و میانجیگری حتی اگر صحت نداشته یا فاقد پشتوانه لازم باشد، باید از سوی ایران استقبال شود. تا همگان همان گونه که صلابت ایران در دفاع را مشاهده کردهاند، در عزم و آمادگی ایران برای صلحی شرافتمندانه تردید نکنند. مع الاسف سخنگوی وزارت امور خارجه پیشنهادها را مردود و رسماً اعلام میدارد ایران هیچیک از پیشنهادهای میانجیگری را نمیپذیرد.
دیپلماسی فعال نه اجتناب از مذاکره است و نه مشروط کردن مذاکره به پیش شرطهایی مثل تأمین خسارت و تضمین عدم تکرار تجاوز و .... بلکه تلاش برای تأمین هرچه بیشتر مصالح و منافع ملی در شرایط صلح، و دستیابی به صلحی شرافتمندانه و استقبال از هر ابتکار و اقدام و پیشنهادی برای مذاکره در زمان جنگ است. دیپلماسی صلح و استقبال از پیشنهادهای مذاکره، حتی پیشگامی در این مسیر با هدف دستیابی به صلح شرافتمندانه و عادلانه همزمان با دفاع مقتدارنه در صحنه نظامی، به هیچ وجه نشانه ضعف نیست، بلکه بر عکس نشانه اقتدار و اعتماد به نفس است. تضمین عدم تجاوز مجدد پیش شرط مذاکره نیست، بلکه نتیجه مذاکره است. این نوع مواضع حتی اگربا اهداف تبلیغاتی و نمایش اقتدار اتخاذ شود، به زیان مصالح ملی ماست. زیرا ملاک پیروزی و شکست در جنگ، دستیابی یا عدم دستیابی به اهداف اعلامی رسمی است. در نتیجه پایان یافتن جنگ بدون دستیابی به هریک از این پیش شرطها، شکست و ناکامی تلقی خواهد شد. همان گونه که آمریکا و اسرائیل این جنگ را با هدف اعلامی فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران یا پذیرش شرایط آمریکا آغاز کردند و مقاومت قهرمانانه ایران تا این لحظه در همه محافل بین المللی شکست متجاوز و پیروزی ایران ارزیابی میشود.
آن چه در مذاکره باید بدان دست یابیم تنها عدم تکرار تجاوز نیست. برای مثال در حال حاضر اسرائیل فرماندهان و دانشمندان موشکی و هستهای ما را شناسایی و ترور میکند . همان کاری که در عراق پس از فروپاشی نظام بعث کرد. بنابراین مذاکره باید با هدف پایان دادن به هرگونه تجاوز یا اقدام خصمانه چه نظامی و چه ترور انجام پذیرد.اینها و نظایر آن هدف مذاکره و جزو بندهای توافق عادلانه و عزتمندانهاند، نه پیش شرط مذاکره. متأسفانه -حداقل در سطح مواضع اعلامی- به علت تفوق میدان بر دیپلماسی، نه در اظهارات وزیر محترم امور خارجه و نه در اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه شاهد چنین رویکردی نیستیم. در این جنگ میهنی، میدان و دیپلماسی باید همپای یکدیگر پیش روند و میدان باید پشتوانه دیپلماسی از موضع اقتدار باشد نه راهبر آن.
فراتر از این، شروطی همچون عدم تکرار تجاوز یا هر شرط و خواسته دیگری حتی اگر در جریان مذاکره مورد توافق قرار گیرد، هیچ تضمینی برای التزام متجاوز به آن نخواهد بود، به ویژه اگر این متجاوز قدرتی مانند آمریکای ترامپ باشد که عدم پایبندی خود را به معاهدات بین المللی به اثبات رسانده یا دولتی یاغی و بحرانزایی مانند اسرائیل باشد که بدون دشمن نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. تنها عاملی که میتواند منافع و مصالح یک کشور از جمله تمامیت ارضی و عدم مداخله خارجی را تضمین کند، قدرت سخت و نرم آن کشور است. درمورد ایران بنا بر تجارب سالهای گذشته تحصیل این قدرت سخت و نرم تنها و تنها مشروط به دو بازتعریف و بازنگری است:
۱- بازتعریف راهبرد و نقش ایران در منطقه در جهت مشارکت و همکاری در تأمین امنیت منطقه، تضمین زنجیره انرژی وهمکاری
سازنده و روابط متوازن و مبتنی بر احترام متقابل با همه قدرتهای جهان و بی طرفی فعال در قبال منازعات میان آنها.
در حال حاضر به رغم تغییرات بنیادین در نظم جهانی پس از فروپاشی بلوک شرق، منطق عدم تعهد در قبال قدرتهای جهانی همچنان راهگشای کشورهای مستقلی مانند ایران است. مادام که ایران در نقش و جایگاه منطقهای و روابط خود با جهان باز نگری نکند، دستیابی به توافقی پایدار ناممکن و کشور مانند ماههای پس از جنگ دوازده روزه در حال تعلیق و ابهام خواهد بود.
۲- بازنگری کامل در شیوه حکمرانی در داخل. تردیدی نیست که شکاف فزاینده دولت ملت درداخل، مشوق آمریکا و اسرائیل در تجاوز به ایران بود. اگر پس از جنگ دوازده روزه، به پاس همراهی ملت با حاکمیت و «نه» گفتن به فراخوان نتانیاهو و شازده پهلوی، در شیوههای حکمرانی بازنگری میشد، مردم تحقیر و نادیده گرفته نمیشدند، مسلماً فاجعه دیماه رخ نمیداد و تجاوزی نیز صورت نمیگرفت. این واقعیت البته چیزی از میزان خباثت و شرارت و قباحت تجاوز ناجوانمردانه آمریکایی صهیونیستی نمیکاهد.
دامن زدن به این تحلیل که اسرائیل و آمریکا در هر صورت به ایران حمله میکردند، به ظاهر بیانگر ماهیت ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی و موضعی انقلابی است، اما در حقیقت و غیر مستقیم نشانه پذیرش قدرت مطلقه و نقش فعال مایشائی این دو کشور و ضعف و ناتوانی ایران در جلوگیری از امکان تجاوز آن هاست. آمریکا در پی تضعیف ایران و اسرائیل در پی تجزیه ایران است، اما اسرائیل و آمریکا فعال ما یشاء نیستند که تحت هر شرایطی،تحقق اهداف خود در قبال ایران را ممکن ارزیابی کرده در نتیجه تجاوز نظامی علیه ایران را در دستور کار قرار دهند. ایران همواره این امکان و قدرت را دارد که مانع تحقق اهداف شرارتبار این دو کشور شود. به شرط آن که مزیت نسبی خود را در عرصههای دیگری جز رقابت نظامی و سخت افزاری با پیشرفتهترین قدرت اقتصادی و نظامی دنیا جستجو کند و در عین حفظ و تقویت قدرت تسلیحاتی خود به جای خاکریزهای نظامی در جستجوی خاکریزهای سیاسی، فرهنگی،اقتصادی و ... باشد که در آن مزیت نسبی و قدرت مانور و ابتکار دارد. برای این منظور فقط کافی است در عرصههای سیاست داخلی و خارجی در سناریوی اسرائیل بازی نکند. موقعیت ژئوپلیتیک منحصر به فرد، سرمایههای تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران بزرگ که فلات ایران و منطقه را وامدار خود کرده است، سرمایه انسانی بی نظیر و جغرافیا و معادن و ذخایر خدادادی، مهمترین مزیتهای نسبی ایران است که باید مبنای تدوین راهبردی کارآمد و تضمین کننده منافع و مصالح ملی قرار گیرد.
راهبرد ستیز و بقا به جای استراتژی توسعه پایدار، عادلانه و همه جانبه، طی سالیان گذشته چنان که پیداست ضامن منافع ملی و مانع تجاوز نبوده است. این مسیر ایران را در موقعیتی قرار داده است که تنها سه کشور تجاوز ناجوانمردانه آمریکایی اسرائیلی علیه ایران را محکوم کردند و متقابلاً پس از حمله به پایگاهها و تأسیسات نظامی و لجستیک آمریکا درمنطقه تقریباً اکثر قریب به اتفاق کشورها به محکومیت آن پرداختند. چند روز پیش نیز کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد به اتفاق آرا این حملات را محکوم کرد. خروج ایران از تنهایی استراتژیک و گشایش افقهای روشن آینده و تحقق ایرانی مقتدر، آباد، پیشرفته در گرو دو بازنگری فوق است.
حزب توسعه ملی ایران اسلامی
۹ فروردین ۱۴۰۵
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.