بررسی جریان‌های شادمان از جنگ و پیامدهای آن برای جهان اسلام

«عبدالرزاق مقری» اندیشمند سیاسی و نماینده سابق پارلمان الجزایر در مقاله‌ای تحت عنوان «شادمانان از جنگ علیه ایران» درباره تجاوز به جمهوری اسلامی ایران نوشت: هم‌پیمانی عقب‌ماندگی، استعمار، استبداد، غفلت، جهل و هواهای نفسانی، محیطی عمومی پدید آورده است که گرفتاری امت، وابستگی آن و از دست رفتن حاکمیتش را تداوم می‌بخشد. آنچه امروز از هم‌پیمانی عملی دولت‌ها و نخبگان در جهان عرب و اسلامی با ایالات متحده آمریکا برای ضربه زدن به ایران مشاهده می‌کنیم، نتیجه مسیری طولانی از همین روند است که اکنون در جنگ جاری به اوج خود رسیده و شاید، به خواست خدا، آغاز پایان آن باشد.

شرکت‌کنندگان و شادمانان از تجاوز به ایران در جهان اسلام، گروه‌های متعددی هستند که از جمله آنها گروه‌هایی آسیب دیده از مداخله ایران در سوریه و عراق، علما و نخبگان فکری و سیاسی با روحیه طایفه‌گرایی، دولت‌های هم‌پیمان با آمریکا، جریان‌های مدخلی کارکردگرا و جریان‌های سکولار افراطی هستند.

۱- گروه‌هایی که از مداخله ایران آسیب دیده‌اند، به‌ویژه در سوریه، عراق و یمن؛ این گروه‌ها تنها دسته‌ای هستند که از میان گروه‌های یادشده، موضعشان قابل درک است.... اما آنها دیگران را به پذیرش موضع خود ملزم نمی‌کنند. نبرد با صهیونیسم و نیروهای استعمارگر، گسترده‌تر و فراگیرتر است و شرایط محلی، هرچند مهم، نمی‌تواند بر مسائل راهبردی بین‌المللی که سرنوشت کل امت به آن وابسته است، حاکم باشد.

اگر آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به اهداف خود در این جنگ دست یابند، ممکن است با وضعیتی بدتر از گذشته مواجه شویم و همگی به بردگان گروهی از جنایتکاران از رهبران صهیونیسم مسیحی، یهودی و عرب تبدیل شویم؛ بلکه حتی ممکن است منطقه شاهد کشتارهای هولناک برای تحقق رؤیاهای تلمودی آشکار باشد. شوکه کننده است که برخی می‌کوشند سرنوشت ما را به اقدامات ایران در سوریه محدود کنند، اما جنایات حاکمان سنی علیه ملت‌هایشان را به یاد نمی‌آورند؛ و شگفتی بیشتر آن‌که کسانی ایران را محکوم می‌کنند اما از اقدامات روسیه چشم‌پوشی کرده و به دنبال آشتی با آن هستند.

ریختن خون یک مسلمان از تخریب کعبه بزرگ‌تر است.... با این حال، خداوند ما را به اصلاح میان مسلمانان درگیر با یکدیگر فرمان داده، نه تداوم دشمنی. همان‌گونه که در قرآن آمده است: «و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر جنگیدند، میان آنان صلح برقرار کنید». همچنین پرداخت دیه برای پایان دادن به چرخه قتل و جلوگیری از افراط در آن مقرر شده است.

۲- گروه‌هایی از علما و روشنفکران که یا فاقد علم و فهم هستند یا بصیرت ندارند و به جای آرام کردن احساسات آسیب‌دیدگان، با آن همراهی کرده و گاه آن را تشدید می‌کنند. برخی از این علما می‌دانند که در داوری مطلق خود درباره شیعه، با نظر اکثریت علمای اهل سنت مخالفت می‌کنند. برخی دیگر نیز بر موارد انحرافی و افراطی محدود در میان شیعیان ایران تمرکز می‌کنند که بنا به گفته علمای اهل سنت ایرانی، مواردی حاشیه‌ای و به لحاظ رسمی ممنوع هستند.

در کنار نزاع طایفه‌ای، نزاع نژادی نیز مطرح می‌شود؛ به‌گونه‌ای که برخی از روشنفکران اهل سنت به ایرانیان توهین می‌کنند، در حالی که آنها سهم بزرگی در تمدن اسلامی داشته‌اند؛ از جمله ابوحنیفه، بخاری، ابن‌ماجه، ترمذی، نسائی، ابوداوود، سیبویه، زمخشری، ابن‌سینا، خوارزمی، بیرونی و جابر بن حیان همه ایرانی بوده‌اند.

شیعه و سنی قرن‌ها در کنار هم زیسته‌اند... خداوند معیار برتری را تقوا قرار داده است، اما برخی آن را به نزاع‌های طایفه‌ای و نژادی تبدیل کردند.

این افراد اختلافات سیاسی را به اختلافات عقیدتی تبدیل می‌کنند، در حالی که حتی در میان صحابه نیز اختلافات بر سر حکومت و اداره کشور بود، نه عقیده. همچنین در تاریخ، جنگ‌های فراوانی میان دولت‌ها رخ داده که فراتر از مذاهب بوده است.

۳- دولت‌های هم‌پیمان با آمریکا که اغلب دولت‌هایی ضعیف هستند و از دهه‌ها پیش تصور کرده‌اند که آمریکا و پیش از آن بریتانیا، ضامن بقای آنها است. این سیاست از زمان اتحاد شریف حسین و سپس سعودی‌ها با بریتانیا و پس از آن توافق سایکس - پیکو ادامه یافته است. سپس در دوران جنگ سرد برای مقابله با کمونیسم و بعدها علیه جریان‌های اسلامی ادامه یافت.

این هم‌پیمانی پس از انقلاب ایران تشدید شد و با ورود رژیم صهیونیستی به آن، به یک ائتلاف سه‌جانبه تبدیل شد.

این دولت‌ها پایگاه‌های نظامی خود را در اختیار آمریکا قرار دادند؛ پایگاه‌هایی که در خدمت اسرائیل و علیه منطقه استفاده می‌شود. با این حال، حتی پس از آن‌که مشخص شد آمریکا از آنها در برابر تهدیدها حمایت نمی‌کند، همچنان به حمایت مالی از ترامپ ادامه دادند، در حالی که آمریکا تمرکز خود را بر حمایت از اسرائیل قرار داده است.

اگر پروژه‌ای اسلامی و تمدنی برای وحدت امت وجود داشت، مسئله ایران می‌توانست از طریق ادغام در امت حل شود، نه از طریق جنگ و هم‌پیمانی با آمریکا. اما چنین پروژه‌ای وجود ندارد و تنها پروژه‌های ملی‌گرایانه و سکولار پراکنده باقی مانده است.

۴- جریان مدخلی کارکردگرا؛ این جریان بیشترین نقش را در دامن زدن به نزاع‌های طایفه‌ای در شبکه‌های اجتماعی دارد. این جریان با سلفیت متفاوت است. بسیاری از حساب‌های آن توسط شبکه‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی و برخی کشورها مدیریت می‌شود و هدف آن ایجاد تفرقه و ناامیدی در میان امت است.

ویژگی‌های این جریان شامل بی‌شرمی، دروغ‌گویی و ادبیات توهین‌آمیز است. برخی نهادهای امنیتی نیز از این جریان برای اهداف سیاسی استفاده می‌کنند. این افراد دیگران را به وابستگی متهم می‌کنند، در حالی که خود وابستگی آشکاری دارند.

۵- جریان‌های سکولار افراطی؛ این جریان‌ها، چه چپ‌گرا و چه راست‌گرا، با هر آنچه به دین مرتبط است دشمنی دارند و تفاوتی میان شیعه و سنی قائل نیستند. بسیاری از آنها با غرب ارتباط فکری و سیاسی دارند و برخی نیز به‌طور آشکار از عادی‌سازی روابط حمایت می‌کنند.

این جریان‌ها از ایران، ترکیه و کشورهای خلیج فارس به دلایل مختلف ایدئولوژیک و هویتی بیزارند. آنها در ظاهر از دموکراسی سخن می‌گویند، اما در عمل با نظام‌های استبدادی علیه جریان‌های اسلامی هم‌پیمان می‌شوند.

بیشتر این سکولارها، به‌جز طیف چپ افراطی، امروز در برابر ایران قرار گرفته‌اند و خواهان موفقیت آمریکا در تغییر نظام ایران هستند.

نویسنده در پایان مقاله خود آورده است: این بخشی از نقشه گسترده‌ای است که مواضع مرتبط با جنگ کنونی را شکل می‌دهد. از خداوند می‌خواهیم که امت اسلامی را با همه مذاهب، اقوام و طوایفش حفظ کند، این جنگ را به زیان دشمنان مسلمانان رقم بزند و آن را به عاملی برای تسریع در آزادسازی فلسطین تبدیل کند.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.