آینده «جنگ ترامپ» با کنگره جدید
دنیای اقتصاد - سعیده سادات فهری : برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا با پیروزی چشمگیر دموکراتها و کسب کرسیهایی فراتر از پیشبینیها، موازنه قدرت در واشنگتن را دستخوش تغییر کرده و موقعیت سیاسی دونالد ترامپ را با چالش تازهای مواجه ساخته است. اکنون این پرسش مطرح است که چه عواملی زمینهساز شکست جمهوریخواهان و از دست رفتن اکثریت آنان شد و آیا کنگرهای با اکثریت دموکرات میتواند به مانعی در برابر سیاستهای جنگطلبانه ترامپ، بهویژه در قبال ایران، تبدیل شود؟
مجید محمدشریفی، استادیار گروه روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی، در گفتوگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» توضیح داد: «شکست جمهوریخواهان ممکن است رئیسجمهور آمریکا را برای جبران ناکامیهای داخلی و تثبیت میراث سیاسی خود به سمت اقدامی جسورانهتر علیه ایران سوق دهد؛ در مقابل، احتمال دارد او برای مهار هزینههای سیاسی و اقتصادی، رویکردی محتاطانهتر در پیش بگیرد و به سمت توافق و کاهش تنش حرکت کند».
به گفته شریفی، تحقق هر یک از این سناریوها به دو عامل بستگی دارد: نخست، رفتار و احتمال پیشدستی اسرائیل و دوم، موازنه دیدگاهها در کابینه ترامپ، بهویژه میان رئیسجمهور و چهرههایی چون مارکو روبیو و جیدی ونس که ملاحظات انتخاباتی سال ۲۰۲۸ را نیز مدنظر دارند.
***
شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات کنگره تا چه اندازه متاثر از سیاست خارجی دونالد ترامپ، بهویژه جنگ با ایران بود؟
نمیتوان دلایل شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات کنگره را به یک متغیر مشخص تقلیل داد و آن را صرفا به موضوع ایران نسبت داد؛ هرچند مساله ایران نیز در این روند بیتاثیر نبوده است. بر اساس نظرسنجیهای متعددی که در داخل آمریکا انجام شده، مانند بسیاری از انتخابات این کشور، بهویژه انتخابات مجلس نمایندگان و سنا، مسائل داخلی نقش تعیینکنندهتری در شکلدهی به رفتار رأیدهندگان داشتهاند. در این انتخابات نیز موضوعاتی همچون وضعیت اقتصادی، تورم، افزایش قیمت سوخت، مساله مهاجرت و سیاستهای داخلی دولت ترامپ و حزب جمهوریخواه، مهمترین عوامل موثر بر شکست جمهوریخواهان بودهاند. با این حال، بخشی از رأیدهندگان، بهویژه در حوزه اقتصادی و مشخصا افزایش قیمت سوخت، میان وضعیت معیشتی خود و جنگ آمریکا با ایران ارتباط مستقیمی برقرار میکردند. از نگاه بخش قابلتوجهی از افکار عمومی آمریکا، این جنگ اساسا ضرورتی نداشت و میشد از وقوع آن جلوگیری کرد. بنابراین، میتوان گفت مساله ایران تا اندازهای در شکست جمهوریخواهان تاثیرگذار بوده است، اما با فاصلهای معنادار، مسائل داخلی و اقتصادی مهمترین نقش را در تغییر موازنه سیاسی کنگره ایفا کردهاند.
پیروزی دموکراتها و تغییر موازنه قدرت در کنگره چه پیامدهایی برای سیاست خارجی ترامپ، بهویژه در قبال ایران، خواهد داشت؟ آیا این تحول میتواند مانعی جدی در برابر اقدامات نظامی رئیسجمهور آمریکا ایجاد کند؟
تغییر موازنه قدرت در کنگره را میتوان از دو منظر حقوقی و رویهای کاری کنگره بررسی کرد. نکته مهم این است که دموکراتها در این انتخابات به پیروزی رسیدند، اما اکثریت مطلق را به دست نیاوردند؛ موضوعی که بهویژه در سنا اهمیت زیادی دارد. در چنین شرایطی، اگر کنگره بخواهد مصوبهای در راستای محدود کردن اقدامات نظامی دولت یا جلوگیری از اختصاص بودجه نظامی به برخی عملیاتهای خارجی تصویب کند، رئیسجمهور میتواند آن را وتو کند. برای بیاثر کردن وتوی رئیسجمهور نیز به رای دوسوم اعضای سنا، یعنی ۶۷ سناتور، نیاز است. بنابراین، با توجه به ترکیب سیاسی سنا و حمایت جمهوریخواهان از رئیسجمهور، عبور از وتوی ترامپ عملا بسیار دشوار خواهد بود.
از سوی دیگر، به نظر نمیرسد دموکراتها نیز تمایل چندانی داشته باشند که با تصویب طرحهای پرهزینه و پرمخاطره، نظیر قطع کمکهای نظامی یا محدودسازی گسترده بودجه دفاعی، رئیسجمهور را تحت فشار قرار دهند. چنین اقداماتی لزوما از حمایت افکار عمومی برخوردار نیست و محدود کردن توان نظامی آمریکا نیز در فضای سیاسی این کشور موضوعی چندان محبوب به شمار نمیرود. از این منظر، پیروزی دموکراتها بهتنهایی نمیتواند مانعی قاطع و تعیینکننده در برابر اقدامات ترامپ علیه ایران ایجاد کند.
با توجه به شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره، چه سناریوهایی درباره رویکرد آینده ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران مطرح است؟ آیا این شکست او را به سمت تشدید تقابل سوق میدهد یا به احتیاط بیشتر وادار میکند؟
در این زمینه دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. گروهی معتقدند شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره ممکن است ترامپ را جسورتر کند؛ به این معنا که او برای جبران ناکامیهای خود در عرصه سیاست داخلی، به دنبال ثبت یک دستاورد مهم در سیاست خارجی برود و از طریق اقدامی بزرگ و اثرگذار، موقعیت سیاسی خود را ترمیم کند. یعنی او احتمالا بیش از گذشته به دنبال تثبیت میراث سیاسی خود و ثبت یک دستاورد مهم در عرصه سیاست خارجی خواهد بود. از این منظر، ممکن است برای دستیابی به چنین هدفی به سمت اقدامات جسورانهتر علیه ایران حرکت کند. در مقابل، دیدگاه دیگری بر این باور است که نتیجه انتخابات میتواند ترامپ را محتاطتر کند و او را به سمت اقداماتی با ریسک کمتر و استفاده محدودتر از قدرت نظامی سوق دهد. بر اساس این تحلیل، رئیسجمهور آمریکا برای جلوگیری از تشدید هزینههای سیاسی و اقتصادی، ممکن است به سمت توافق، عقبنشینی یا حتی اعطای برخی امتیازات حرکت کند.
این دو برداشت همچنان محل بحث و مناقشهاند، اما به اعتقاد من، برای ارزیابی آینده سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران باید به دو عامل اساسی توجه کرد. نخست، نقش اسرائیل در تحولات آینده است. بخش قابلتوجهی از تصمیمگیری درباره اقدام نظامی یا خودداری از آن علیه ایران، به مواضع و رفتار احتمالی اسرائیل بستگی دارد. اگر مقامهای اسرائیلی به این جمعبندی برسند که شکست جمهوریخواهان موجب عقبنشینی ترامپ از سیاست تقابل با ایران خواهد شد و او تمایلی به ادامه اقدامات نظامی نخواهد داشت، ممکن است برای جلوگیری از چنین روندی دست به ابتکار عمل بزنند و با پیشدستی، بار دیگر ترامپ را در مسیری قرار دهند که ناگزیر به حمایت از سیاستهای تلآویو شود. بنابراین، نمیتوان نقش اسرائیل را در تعیین مسیر آینده تحولات نادیده گرفت.
عامل دوم، موازنه دیدگاهها و گرایشهای سیاسی در داخل کابینه ترامپ است. در این زمینه باید میان مواضع شخص رئیسجمهور و دیدگاه اعضای کابینه او تمایز قائل شد. افرادی مانند مارکو روبیو و جیدی ونس، به دلیل آنکه آینده سیاسی خود را در حزب جمهوریخواه تعریف میکنند و احتمالا نیمنگاهی جدی به انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ دارند، ملاحظات سیاسی بیشتری خواهند داشت. این افراد، حتی اگر با اصل اقدام علیه جمهوری اسلامی ایران موافق باشند، ترجیح میدهند چنین اقدامی با کمترین هزینه و بیشترین دستاورد ممکن همراه باشد. بااینحال، باید به یک الگوی نسبتا شناختهشده در نظام سیاسی آمریکا نیز توجه داشت. رؤسایجمهور این کشور در دو سال پایانی دوره زمامداری خود، بهویژه زمانی که دیگر امکان حضور در انتخابات دوره بعد را ندارند، گاهی در مواجهه با محدودیتها و ناکامیهای داخلی، آزادی عمل بیشتری در حوزه سیاست خارجی احساس میکنند. در چنین شرایطی، ممکن است برای ثبت میراث سیاسی و دستیابی به موفقیتهای ماندگار، به سمت تصمیمهای جسورانهتر در عرصه بینالمللی حرکت کنند.
سونامی «آبی» در جغرافیای سیاسی آمریکا
ایران در معادله پس از شکست ترامپ
کابوس کارتر در کمین کاخ سفید
سونامی آبیها، ترامپ را غرق کرد
رأی آمریکاییها قیمت نفت را شکست
پاشنهآشیل اقتصاد ترامپ