فرصت دیپلماسی در سایه احتمال بازگشت جنگ

شماره روزنامه: ۶۶۹۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۵۶۵۵ خبر و دیپلماسی

عبدالرضا غفرانی*

بحران خلیج فارس و تنگه هرمز در هفته‌های اخیر وارد مرحله حساس‌تری شده است؛ مرحله‌ای که در آن، همزمان با ادامه تنش‌های نظامی و اقتصادی، تحرکات دیپلماتیک منطقه‌ای نیز افزایش یافته است. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که شرایط کنونی منطقه نه به سمت یک صلح پایدار حرکت کرده و نه هنوز به نقطه‌ای رسیده است که بتوان بازگشت به درگیری گسترده را قطعی دانست. در چنین وضعیتی، شاید بیش از هر زمان دیگر، ارزیابی واقع‌بینانه شرایط و پرهیز از محاسبات مبتنی بر خوش‌بینی یا بدبینی افراطی ضرورت داشته باشد.

فرصت دیپلماسی در سایه احتمال بازگشت جنگ

یکی از مهم‌ترین تحولات روزهای اخیر، سفر مقام‌های ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان به تهران در ۲۶ اکتبر و گفت‌وگوهای آنان با مقام‌های ایرانی بود. این دیدار، که در چارچوب تلاش برای جلوگیری از گسترش مجدد بحران انجام شد، از چند جهت اهمیت دارد. نخست آنکه عربستان، ترکیه و پاکستان، با وجود تفاوت در منافع و اولویت‌های سیاسی و امنیتی خود، ظاهرا به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه جنگ و بی‌ثباتی در منطقه می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای همه کشورهای منطقه به همراه داشته باشد.

دوم آنکه حضور همزمان این سه کشور در تهران نشان می‌دهد که هنوز ظرفیت‌هایی برای گفت‌وگو و میانجی‌گری منطقه‌ای وجود دارد. البته نباید در اهمیت این تحول نیز مبالغه کرد. توافق بر ادامه گفت‌وگوها لزوما به معنای دستیابی به توافق سیاسی یا امنیتی نیست و اختلافات موجود میان کشورهای منطقه همچنان جدی است. با این حال، نفس شکل‌گیری چنین کانالی می‌تواند فرصتی برای جلوگیری از تشدید بحران باشد؛ فرصتی که نباید به آسانی از دست برود. در این میان، تحولات مربوط به یمن و حملات حوثی‌ها به اهدافی در عربستان نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. گسترش تنش از محدوده رویارویی ایران و آمریکا و اسرائیل به عرصه روابط عربستان و یمن می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را پیچیده‌تر کند. این وضعیت به‌ویژه برای ایران اهمیت دارد، زیرا هرگونه گسترش درگیری میان عربستان و نیروهای یمنی ممکن است بر روابط تهران و ریاض و همچنین تلاش‌های جاری برای کاهش تنش تاثیر بگذارد.

موضوع دیگر، وضعیت تنگه هرمز و نقش آن در محاسبات سیاسی و اقتصادی ایران است. در هفته‌های گذشته، با وجود آنکه بخشی از صادرات نفت منطقه به سطح پیش از جنگ نزدیک شده، امنیت کشتیرانی همچنان با محدودیت‌ها و مخاطرات جدی روبه‌رو بوده است. باید توجه داشت که افزایش صادرات نفت الزاما به معنای بازگشت آزادی و امنیت کامل تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز نیست. استفاده از مسیرهای جایگزین، انتقال محموله‌ها میان نفتکش‌ها و افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل، بخشی از شرایط جدیدی است که بر بازار انرژی منطقه تاثیر گذاشته است. از این رو، به نظر می‌رسد ارزیابی اهرم تنگه هرمز باید با توجه به مجموعه واقعیت‌های جدید صورت گیرد. این تنگه همچنان از مهم‌ترین گذرگاه‌های راهبردی جهان و یکی از عوامل موثر در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه است، اما نباید تصور کرد که استفاده از این اهرم، بدون هزینه و پیامدهای متقابل خواهد بود. در شرایطی که اقتصاد ایران نیز با محدودیت‌های مالی، تحریم‌ها و فشارهای ناشی از جنگ مواجه است، محاسبه دقیق هزینه و فایده هر تصمیم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در این ارتباط، دیدگاه «عبدالله گل»، رئیس‌جمهور سابق ترکیه، که در مقاله‌ای در نشریه «پراجکت سندیکیت» در پنجم اکتبر منتشر شد، قابل‌توجه است. او ضمن اشاره به خسارت‌های واردشده به ایران در جریان جنگ، تاکید می‌کند که رهبران ایران نباید دستاوردهای کوتاه‌مدت را با منافع بلندمدت اشتباه بگیرند و باید از فرصت موجود برای دستیابی به توافق و کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی استفاده کنند. «گل» همچنین بر ضرورت عادی‌سازی روابط ایران و عربستان و شکل‌گیری توازن جدیدی در منطقه تاکید کرده است. البته نمی‌توان دیدگاه‌های یک رئیس‌جمهور سابق را الزاما منعکس‌کننده سیاست رسمی دولت ترکیه دانست. با این حال، اهمیت سخنان او در این است که از زاویه‌ای منطقه‌ای به ضرورت پرهیز از تشدید بحران و استفاده از فرصت‌های دیپلماتیک نگاه می‌کند.

از سوی دیگر، تحولات واشنگتن نیز باید با دقت دنبال شود. انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در سوم نوامبر در شرایطی برگزار می‌شود که جنگ با ایران و هزینه‌های اقتصادی آن به یکی از موضوعات مهم سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است. دونالد ترامپ در هشتم اکتبر اعلام کرده بود که پیش از انتخابات دستور حمله مجدد به ایران را صادر نخواهد کرد. اما در روزهای اخیر، گزارش‌هایی از هشدار مقام‌های آمریکایی به متحدان منطقه‌ای درباره احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات منتشر شده است. در عین حال، ترامپ در اظهارات ۳۰ اکتبر خود بار دیگر از احتمال پایان قریب‌الوقوع جنگ سخن گفته، بدون آنکه جزئیات روشنی درباره چگونگی دستیابی به چنین نتیجه‌ای ارائه کند. بنابراین، نمی‌توان با اطمینان گفت که دولت آمریکا پس از انتخابات به سمت توافق خواهد رفت یا بار دیگر گزینه نظامی را در دستور کار قرار خواهد داد.

هر دو احتمال باید در محاسبات سیاسی و دیپلماتیک ایران مورد توجه قرار گیرد. در این شرایط، به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین اولویت‌های ایران باید حفظ و تقویت ابتکار عمل دیپلماتیک باشد. دیپلماسی به معنای پذیرش یک‌جانبه خواسته‌های طرف مقابل یا چشم‌پوشی از منافع اساسی کشور نیست. بلکه می‌تواند ابزاری برای تبدیل ظرفیت‌های سیاسی و راهبردی به دستاوردهای اقتصادی و امنیتی پایدار باشد. انعطاف در روش‌ها، بدون عدول از اصول و منافع ملی، بخشی از واقع‌بینی در سیاست خارجی است. همچنین نباید فراموش کرد که ادامه بحران صرفا یک مساله نظامی یا امنیتی نیست. اقتصاد ایران، درآمدهای نفتی، وضعیت تجارت خارجی، سرمایه‌گذاری، هزینه‌های حمل‌ونقل و زندگی روزمره مردم همگی از پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم این وضعیت تاثیر می‌پذیرند. در نتیجه، منافع اقتصادی و مالی کشور باید جایگاه مشخصی در محاسبات سیاسی و امنیتی داشته باشد. شاید مهم‌ترین تحول روزهای اخیر این باشد که همزمان با افزایش نگرانی‌ها درباره احتمال بازگشت جنگ، تلاش‌های دیپلماتیک منطقه‌ای نیز شدت گرفته است. این دو روند متضاد نشان می‌دهد که هنوز نتیجه بحران تعیین نشده و تصمیمات روزهای آینده می‌تواند بر مسیر تحولات تاثیرگذار باشد.

در نهایت، پرسش اصلی نباید صرفا این باشد که کدام طرف در بحران کنونی دست بالا را خواهد داشت. پرسش اساسی‌تر آن است که چگونه می‌توان از تبدیل یک بحران پرهزینه به جنگی گسترده‌تر جلوگیری کرد و در عین حال، منافع ملی ایران را حفظ و تامین کرد. فرصت‌های دیپلماتیک معمولا همیشگی نیستند و ممکن است با تغییر شرایط سیاسی و نظامی محدودتر شوند. از این رو، شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که دیپلماسی با ابتکار عمل بیشتر و با در نظر گرفتن واقعیت‌های جدید منطقه‌ای و بین‌المللی دنبال شود؛ پیش از آنکه فرصت‌های موجود جای خود را به شرایطی دشوارتر و پرهزینه‌تر بدهند.

*  دیپلمات پیشین و کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن