توهم تغییر پس از انتخابات
دنیای اقتصاد: کمتر از یک هفته مانده به انتخابات میاندورهای آمریکا، اقتصاد و تورم به محور اصلی رقابتها تبدیل شدهاند و جنگ ایران نیز به دلیل افزایش قیمت انرژی و پیامدهای اقتصادی آن، بر فضای سیاسی انتخابات سایه انداخته است. موسسه خاورمیانه مستقر در واشنگتن در تحلیلی از این وضعیت مینویسد: افزایش قیمت بنزین و مواد غذایی کاهش محبوبیت ترامپ را در پی داشته است. میزان محبوبیت ترامپ اکنون به پایینترین سطح یک رئیسجمهور مستقر پیش از انتخابات میاندورهای از زمان هری ترومن در سال ۱۹۴۶ رسیده است.
اگرچه نام ترامپ روی برگههای رای قرار ندارد، اما میزان محبوبیت رئیسجمهور مستقر، از نظر تاریخی تاثیر قابلتوجهی بر عملکرد نامزدهای حزب او در رقابتهای انتخاباتی داشته است. در چنین شرایطی یکی از موضوعات مهم این است که آیا سیاست آمریکا در خاورمیانه پس از انتخابات میاندورهای دستخوش تغییر خواهد شد یا خیر. تقویت نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و احتمال حملات بیشتر به ایران، یادآور جنگی است که ترامپ وعده داده بود ظرف چهار تا شش هفته پایان یابد، اما همچنان بینتیجه مانده است. با این همه، پیروزی دموکراتها بعید است شکاف دو حزب را تغییر دهد یا اکثریتی فراهم کند که بتواند وتوی رئیسجمهور را بیاثر سازد و دولت را به تغییر سیاست خاورمیانهای خود در سال ۲۰۲۷ وادارد. کریس مورفی، دموکرات ایالت کنتیکت، خواستار نقش فعالتر کنگره در سیاست خاورمیانه شده است.
وی استدلال کرد که کنگره آینده باید با استفاده از اختیارات خود برای تصویب قوانین بهمنظور «پایان دادن به جنگ» و بهرهگیری از اختیار موجود خود در زمینه تخصیص بودجه، محدودیتهای بیشتری بر اقدامات ترامپ در ارتباط با منطقه اعمال کند و موضع سختگیرانهتری در قبال جنگ نامحبوب ایران اتخاذ کند. با این حال، کنگره با سه مانع روبهرو است. نخست، اختیارات قوه مجریه در حوزه امنیت ملی گسترش یافته و نظارت کنگره تضعیف شده است. تجربه عراق نیز محدودیت کنگره را نشان میدهد: دموکراتها پس از پیروزی در انتخابات ۲۰۰۶ و کسب کنترل کنگره در سال ۲۰۰۷ نتوانستند مانع تصمیم جورج بوش برای افزایش نیروهای آمریکایی در عراق شوند. کنگره کنونی نیز تصمیمات امنیتی ترامپ را تایید کرده است. برخی از نامزدهای جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای پیش رو تلاش کردهاند خود را از رئیسجمهور و جنگ ایران دور نگه دارند، اما هیچیک از مباحث مطرحشده در عرصه سیاسی تاکنون به ارائه جایگزینی روشن برای اقدامات ترامپ منجر نشده است. مانع دوم، اولویت مسائل داخلی بر سیاست خارجی است. تورم و قیمت انرژی، مراقبتهای بهداشتی، مهاجرت، امنیت انتخابات و مبارزه با فساد وقت کنگره را میگیرند و سیاست خارجی را به حاشیه میرانند.
سومین مانع این است دموکراتها برخلاف رویکردی که در سال ۲۰۰۶ در قبال جنگ عراق داشتند، تاکنون بر ارائه جایگزینی برای جنگ ایران تمرکز جدی نکردهاند و بسیاری از اقدامات و اظهارات آنها صرفا تلاشی برای برجسته کردن اشتباهات ترامپ است و روندی را برای جایگزینی ارائه نمیکنند. با وجود این موانع، کنگره آینده دو فرصت دارد. نخست، جریانهای بینالمللگرای دو حزب میتوانند دموکراتها را با جمهوریخواهانی که از جنگ دلسرد شدهاند، متحد کنند. این ائتلاف با استفاده از اختیارات کنگره میتواند اقدامات دولت را محدود و آن را پاسخگو کند. فرصت دوم، برگزاری جلسات نظارتی برای بررسی عملکرد دولت و اتهام استفاده ترامپ و نزدیکانش از مناصب رسمی برای منافع مالی شخصی است. این امکان در صورت کنترل یکی یا هر دو مجلس از سوی دموکراتها بیشتر خواهد بود؛ هرچند نارضایتی در حزب جمهوریخواه و نزدیک شدن پایاندوره دوم ترامپ ممکن است جمهوریخواهان بیشتری را از رویکرد او دور کند. در مجموع، انتخابات میاندورهای سبب شده تا انتقادهای مهمی درباره مسیر کنونی سیاست آمریکا مطرح شود، اما سوابق تاریخی اخیر نشان میدهد کسانی که امید زیادی دارند رای آنها به تغییر رویکرد واشنگتن در قبال ایران منجر شود، باید انتظارات خود را کاهش دهند.