آیا ائتلافی برای مهار ترامپ شکل میگیرد؟
دنیای اقتصاد: همزمان با افزایش نگرانیها از احتمال از سرگیری حملات آمریکا به ایران، نشانههایی از تحرک دیپلماتیک در سطوح مختلف برای جلوگیری از ورود دوباره تهران و واشنگتن به چرخه تقابل نظامی دیده میشود؛ تحرکاتی که از رایزنی قدرتهای منطقهای و اروپایی تا موضعگیری مشترک شماری از کشورها در سازمان ملل درباره ممنوعیت حمله به تاسیسات هستهای را دربرمیگیرد. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا این تلاشها میتوانند محاسبات کاخ سفید را تغییر دهند یا در حد ابراز نگرانی و صدور بیانیه باقی خواهند ماند؟
روزنامه اسپانیایی «الپائیس» گزارش داده است که سران ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان، مصر، فرانسه، آلمان، بریتانیا و ایتالیا با نگرانی از پیامدهای حمله احتمالی جدید به ایران، در تلاشاند مانع شکلگیری تقابل تازه میان تهران و واشنگتن شوند. همزمان، وزیر امور خارجه آلمان از آمادگی آلمان، فرانسه و بریتانیا برای مذاکره با ایران درباره پرونده هستهای خبر داده است؛ ابتکاری که نشان میدهد مسیر دیپلماسی، دستکم در مواضع اعلامشده اروپا، همچنان باز نگه داشته شده است. نگرانی از بیثباتی امنیتی در خلیج فارس و افزایش قیمت انرژی، از جمله ملاحظاتی است که این تحرکات را تقویت میکند. برای این کشورها، مساله صرفا جلوگیری از یک درگیری دوجانبه نیست؛ گسترش جنگ میتواند امنیت منطقه، جریان انرژی و ثبات اقتصادی را نیز در معرض مخاطره قرار دهد. در سطحی دیگر، ایران به همراه روسیه، چین و ۹ کشور دیگر، در جریان هشتاد و یکمین نشست کمیته اول مجمع عمومی سازمان ملل، بیانیهای مشترک درباره ممنوعیت حمله یا تهدید به حمله علیه تاسیسات هستهای تحت پادمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه کرده است. تاکید بر اصول منشور ملل متحد، حقوق بینالملل، ایمنی هستهای و حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، محورهای اصلی این موضعگیری را تشکیل میدهد. اهمیت این بیانیه در آن است که موضوع حفاظت از تاسیسات هستهای را از سطح اختلاف تهران و واشنگتن فراتر میبرد و به مسالهای مرتبط با امنیت بینالمللی تبدیل میکند.
با این همه، تعدد تحرکات دیپلماتیک لزوما به معنای شکلگیری نیرویی موثر برای جلوگیری از جنگ نیست. نقطه تعیینکننده، توان این کشورها برای اثرگذاری بر تصمیمگیری دونالد ترامپ است. اگر نگرانیهای منطقهای و بینالمللی نتواند به تغییری در محاسبات رئیسجمهور آمریکا منجر شود، نشستها، بیانیهها و اعلام آمادگی برای مذاکره، بهتنهایی تضمینی برای مهار تقابل نخواهند بود. همین چشمانداز پرهزینه است که میتواند دولتهای منطقهای و اروپایی را به تلاش برای جلوگیری از تکرار جنگ سوق دهد. با این حال، عبور از نگرانی مشترک به اقدام موثر، مستلزم چیزی فراتر از همصدایی سیاسی است: اجماع بر سر هدف، اقناع واشنگتن درباره هزینههای مسیر نظامی و ارائه ابتکاری دیپلماتیک که برای طرفهای درگیر قابل پیگیری باشد. اگر این کشورها بتوانند نگرانیهای خود را به یک پیشنهاد روشن و هماهنگ برای کاهش تنش و حلوفصل اختلاف هستهای تبدیل کنند، احتمال اثرگذاری آنها افزایش مییابد. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که دیپلماسی در برابر تصمیم نظامی، صرفا به ثبت مخالفتها و هشدارها محدود بماند.