از جنگی به جنگ دیگر؛ ایران و مقاومت دوگانه
هونگدا فان*
در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، درست زمانی که مذاکرات میان ایران و ایالات متحده در حال پیشرفت خوبی بود، ایالات متحده و اسرائیل بهطور مشترک حملات نظامی علیه ایران را آغاز کردند و جنگ آمریکا، اسرائیل علیه ایران را رقم زدند؛ جنگی که همچنان ادامه دارد. این جنگ ادامه «جنگ ۱۲روزه» است که اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ علیه ایران آغاز کرد. ایران در فاصله میان این دو جنگ تحمیلشده بر آن، دورهای از ناآرامی اجتماعی را نیز تجربه کرد. با این حال برخلاف انتظار بسیاری از ناظران بیرونی جمهوری اسلامی نه تنها فرو نپاشید، بلکه موقعیت ژئوپلیتیک آن بهطور چشمگیری بهبود یافته است.
چگونه باید جنگها و ناآرامیهای داخلیای را که ایران از سال گذشته تجربه کرده است، درک کنیم؟ ایران چگونه در میدان نبرد مقاومت کرده است؟ تهران چگونه باید به نیازهای داخلی پاسخ دهد؟
مقاومت ایران در دو جبهه
هر کشوری در جهان امروز، اگر ظرف تنها چند ماه با دو جنگ تحمیلی روبهرو شود و همزمان ناچار باشد با قدرتمندترین کشور جهان، یعنی ایالات متحده، بجنگد، تحت فشاری عظیم قرار خواهد گرفت. وضعیت ایران نیز دشوارتر است. این کشور دههها تحریمهای سخت را تحمل کرده و در فاصله میان دو جنگ نیز ناآرامی اجتماعی داخلی شدیدی را از سر گذرانده است. تنگنایی که ایران با آن مواجه است، آشکار است.
بااینحال، هنگامی که دبستان دخترانه آنها بمباران شد؛ هنگامی که بیمارستانها، مکانهای میراث تاریخی و فرهنگی و زیرساختها، از جمله تاسیسات نفتی و کارخانههای آب، هدف قرار گرفتند؛ هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل تلاش کردند تا گروههای تجزیهطلب را تحریک کنند و هنگامی که ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آشکارا تهدید کرد تمدن ایران را بهطور کامل نابود خواهد کرد، مردم ایران دریافتند که این جنگ صرفا علیه حکومت نیست، بلکه جنگی برای نابودی خود ایران است. بنابراین، در رویارویی با درگیریای که اسرائیل و ایالات متحده بر ایران تحمیل کردهاند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح، مقامهای دولتی و مردم ایران در مقاومت خود متحدند: آنها مصمماند دشمنان خارجی را شکست دهند و از حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و عزت ملی دفاع کنند.
ایران قطعا توانایی پاسخگویی به حملات نظامی خارجی را نیز دارد. جمهوری اسلامی همواره توسعه نظامی مبتنی بر تولید داخلی را در اولویت قرار داده است. این کشور یک سامانه نسبتا پیشرفته حملات متعارف دوربرد ایجاد کرده و بزرگترین و مهمترین توان موشکی بالستیک و پهپادی خاورمیانه را در اختیار دارد. بزرگترین مزیت ایران توانایی آن در ادغام موشکهای بالستیک، پهپادها و موشکهای کروز در سامانهای است که میتواند حملات ترکیبی مستمر را با هزینهای نسبتا پایین انجام دهد. بنابراین، اگرچه ایران نمیتواند بهآسانی اسرائیل و ایالات متحده را در میدان نبرد شکست دهد، آن دو نیز نمیتوانند بهآسانی ایران را از راه نظامی شکست دهند.
علاوه بر این، هرچند تحریمهای دیرپا مشکلات عظیمی برای ایران ایجاد کرده و از نظر اقتصادی موجب تضعیف کشور شده، درعینحال این کشور را واداشته راههایی برای دور زدن بخشی از تحریمها و حفظ تجارت و مبادلات بینالمللی پایه پیدا کند. مردم ایران پس از سالها تحمل سختی، توانایی بیشتری برای تابآوردن دشواریها دارند؛ تواناییای که از تصور جهان خارج فراتر است و به ایران در مقاومت در برابر حملات آمریکا و اسرائیل کمک میکند. عزم جمهوری اسلامی ایران برای مقاومت از این هم قویتر است. از نگاه تصمیمگیران تهران، این جنگ نهایی با ایالات متحده و اسرائیل است؛ جنگی که در آن باید طرف مقابل را وادار سازند تا شرایط آن را بپذیرد و به حملات نظامی دورهای و تحریمهای اقتصادی طولانیمدت پایان دهد. این دیدگاه واکنشی طبیعی به سیاستهای گذشته و کنونی آمریکا و اسرائیل است.
جنگهای پیاپی و ناآرامیهای داخلی از ژوئن گذشته، همراه با تشدید اخیر تحریمهای آمریکا در قالب کارزار موسوم به «خفهسازی اقتصادی»، بهروشنی نشان میدهند که سرنگونی جمهوری اسلامی همچنان هدفی تثبیتشده برای ایالات متحده و اسرائیل، بهویژه اسرائیل، است. بر این اساس، تصمیمگیران تهران بدون دستیابی به دستاوردهای قابلتوجه با پایان جنگ موافقت نخواهند کرد. در عوض، آنها به مقاومت ادامه خواهند داد و حتی ممکن است در صورت لزوم، خود فعالانه رویارویی با دشمنان خارجی را تشدید کنند. در چنین شرایطی، تلاش برای اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز به جلوهای ملموس از مقاومت تهران در برابر ایالات متحده تبدیل شده است. این تصور که حملات نظامی محدود یا تشدید تحریمهای اقتصادی میتواند تهران را به تسلیم وا دارد، واقعبینانه نیست.
اگر ایالات متحده، بهعنوان آغازگر جنگ، امتیازهایی ندهد که برای تهران پذیرفتنی باشد، تنشهای کنونی در خلیج فارس ادامه خواهد یافت، وضعیتی که میتواند زیان زیادی به مردم ایران برساند. زیرا آنها قربانیان اصلی تحریمهای بینالمللیاند. جنگ تاکنون موجب افزایش قیمتها و کاهش شدید ارزش پول ملی شده است. بنابراین، پرسش فوریای که اکنون پیش روی تصمیمگیران تهران قرار دارد، دقیقا این است که جنگ را چه زمانی و چگونه پایان دهند. ایران در سراسر تاریخ طولانی خود و در میانه واقعیتهای دشوار امروز، هرگز اراده مقاومت در برابر دشمنان خارجی را از دست نداده است. مقاومت مردم ایران در برابر وضع موجود نیز در بیش از یک قرن روند توسعه ملی این کشور استمرار داشته است. تصمیمگیران کنونی ایران باید فورا این دو شکل مقاومت را در قالب نیرویی هماهنگ برای پیشرفت ملی به هم پیوند دهند. بهترین راه آن است که تصمیمگیران به انتظارات مردم برای تغییر و توسعه پاسخ مثبت دهند و از این طریق توانایی کشور را برای مقاومت در برابر تهدیدهای خارجی تقویت کنند. هنگامی که آن تهدیدهای امنیتی خارجی برطرف شوند، کشور میتواند مسیر سالمی برای توسعه در پیش بگیرد. در نهایت، آنچه واقعا برای یک کشور اهمیت دارد، توسعه است.
* مدیر مرکز چین - خاورمیانه در دانشگاه شائوشینگ