تعدیل برنامهها با تورم
آنجلیکا لیخت*
برنامهریزی برای بازنشستگی معمولا به فروض زیادی درباره آینده نیاز دارد؛ چقدر خرج میکنید؟ پسانداز تا چه مدت باید دوام بیاورد؟ سرمایهگذاریهایتان در این مسیر چه بازدهی خواهند داشت؟ بر اساس «چشمانداز میانسال ۲۰۲۶ ثروت» نیویورک لایف، اکنون حدود ۶۱درصد آمریکاییها راهبرد مالی مشخصی دارند؛ سال قبل این رقم ۵۸درصد بود. اما حتی برنامههایی که با دقت چیده شده باشند، وقتی هزینههای زندگی سریعتر از انتظارات بالا میروند، شکل جدیدی پیدا میکنند.
پس از چند سال افزایش شدید قیمتها، این فروض دیگر مانند قبل قابلاتکا نیستند. شاهد اینکه همین پژوهش نشان میدهد تنها ۵۲درصد مطمئن هستند پساندازشان تا پایان عمر کفاف میدهد. بخشی مهمی از ماجرا اینجاست که تورم نسبت به اوایل دهه کاهش یافته، اما هزینه بسیاری از مخارج روزمره همچنان بالاست و قیمتها هنوز در حال افزایش هستند. این میتواند میان آنچه بازنشستگان و افراد در آستانه بازنشستگی قبلا انتظار داشتند خرج کنند با هزینه واقعی سبک زندگی امروز آنها، شکاف قابلتوجهی ایجاد کند. گرانشدن کالاها و خدمات در دوران بازنشستگی ذات نامتناسبی دارد؛ چون فرصت کمتری برای جبران این افزایشها با افزایش درآمد اشخاص وجود دارد. با این حال، تورم لزوما به معنای بازنگری کامل در برنامه بازنشستگی افراد نیست، بلکه به این معناست که بعضی از فرضهایی که برنامه بر آنها بنا شده است، باید دوباره بررسی شود.
تورم از چند مسیر بر وضعیت مالی بازنشستگی اثر میگذارد و اثر آن نیز به صورتحساب سوپرمارکت و قبض برق محدود نمیشود. در بلندمدت، تورم همهچیز را تحت تاثیر قرار میدهد؛ از میزانی که باید پسانداز کنید تا سرعت برداشت از سبد داراییتان.
نیاز به پسانداز بیشتر
یکی از بزرگترین خطرهای تورم، فرسایش تدریجی قدرت خرید است. اگر قیمتها بهطور میانگین سالی ۳درصد بالا بروند، کالایی که امروز ۵۰هزار دلار میارزد، ۱۰سال دیگر حدود ۶۷هزار دلار ارزش خواهد داشت.
این موضوع در تعیین هدف پسانداز بازنشستگی اهمیت دارد. کسی که چند سال پیشنیاز بازنشستگیاش را بر پایه هزینه سالانه ۶۰هزار دلار حساب کرده است، شاید نتیجه بگیرد که با قیمتهای امروز، پسانداز پیشین دیگر همان سبک زندگی مورد انتظار را تامین نمیکند. بنابراین بهتر است هزینههای مورد انتظار بازنشستگی را هر از گاهی با قیمتهای روز دوباره حساب کرد و به برآوردهای سالها قبل تکیه نکرد. کسانی که هنوز شاغلند، برای پر کردن شکاف احتمالی ممکن است لازم باشد سهم مشارکتشان در حسابهای بازنشستگی را بالا ببرند، بازه پسانداز را بلندتر کنند یا بخشهای دیگر برنامه را تغییر دهند.
تغییر برداشتها
تورم بر میزان برداشت سالانه بازنشستگان از سبد داراییشان هم اثر میگذارد. وقتی هزینه مسکن، بیمه، خوراک و سایر مخارج بالا میرود، اصرار بر برداشت مبالغ گذشته به این معناست که باید جای دیگری خرج را کم کرد. واضحا برداشت بزرگتر راهحل نیست. برداشتهای بزرگتر میتواند سبد دارایی را سریعتر کوچک کند؛ بهویژه اگر این برداشتها در دوره بازدهی ضعیف سرمایهگذاری انجام شوند. این موضوع خطر کمبود منابع در سالهای پایانی بازنشستگی را بیشتر میکند. با تغییر تورم، بازنشستگان شاید لازم ببینند تا راهبرد برداشت خود را بازبینی کنند؛ مثلا مخارج اختیاری را تعدیل کنند، پول نقد بیشتری برای هزینههای نزدیک نگه دارند یا در میزان برداشت سالانه از حسابهای سرمایهگذاری انعطاف بیشتری نشان دهند.
نیاز به بازنگری ترکیب سرمایهگذاری
تورم میتواند نقش داراییهای مختلف را در سبد بازنشستگی تغییر دهد. وجه نقد و سرمایهگذاریهای با درآمد ثابت ثبات میآورند، اما اگر بازدهشان بهطور مداوم از تورم عقب بماند، قدرت خرید آنها فرسوده میشود. سهام اما در بلندمدت بهطور تاریخی پتانسیل رشد بیشتری به ارمغان میآورد و با نوسان کوتاهمدت بیشتری همراه است. داراییهایی مثل اوراق خزانه مصون از تورم (TIPS) دقیقا برای ایجاد پوششی در برابر افزایش قیمتها طراحی شدهاند.
این به آن معنا نیست که بازنشستگان با هر افزایش تورم باید سبدشان را زیر و رو کنند. اما تغییر طولانیمدت در تورم دلیل خوبی است تا بررسی کنند سبد هنوز تعادل درستی میان حفظ اصل سرمایه، ایجاد درآمد و رشد بلندمدت کافی برای همگام شدن با هزینههای رو به افزایش دارد یا خیر؟
ناکامی در پوشش هزینهها
مستمری تامین اجتماعی هر سال با «تعدیل هزینه زندگی» (COLA) بالا میرود تا با تورم همگام بماند. مثلا در ۲۰۲۶، دریافتکنندگان ۲.۸درصد COLA گرفتند. این تعدیلها حمایت ارزشمندی هستند؛ ولی بازنشستگان نباید فرض کنند اثر تورم بر بودجه شخصیشان کاملا جبران خواهد شد. هزینههای شخصی یک بازنشسته بسته به اینکه پول خود را کجا خرج میکند، ممکن است سریعتر یا کندتر از شاخص تورم مبنای COLA بالا بروند. بنابراین باید تامین اجتماعی را از اجزای اساسی برنامه درآمدی گستردهتر ببینند، نه اینکه صرفا به افزایش سالانه مستمری برای جذب هزینههای بالاتر تکیه کنند.
تعویق زمان بازنشستگی
برای کارکنان نزدیک بازنشستگی، تورم مداوم حتی میتواند بر زمان مناسب خروج از بازار کار اثر بگذارد. اگر افزایش قیمتها درآمد ماهانه لازم را بالا برده باشد، بازنشستگی طبق برنامهی اولیه ممکن است فشاری بیشتر از حد انتظار بر پسانداز وارد کند. بیشتر کار کردن تنها گزینه نیست، اما حتی تاخیری کوچک نیز چندین اثر خواهد داشت؛ این تاخیر زمان بیشتری برای افزایش موجودی حسابهای بازنشستگی فراهم میکند، تعداد سالهای پوشش را کمتر میکند و برای کسانی که دریافت مستمری را به تعویق بیندازند، میتواند به مستمری ماهانه بیشتر تامین اجتماعی بینجامد.
تورم خودبهخود برنامه بازنشستگی را از مسیر خارج نمیکند؛ اما میتواند آن را بهتدریج کماثرتر کند. قیمتهای بالاتر میتوانند میزان پسانداز لازم، درآمد موردنیاز و مدت دوام سبد دارایی را تغییر دهند. به همین دلیل مرور دورهای فروض پنهان برنامه، بهویژه پس از تغییری جدی در هزینهی زندگی، مفید واقع خواهد شد. انجام تعدیلهای کوچک در طول مسیر بسیار آسانتر از این است که سالها بعد متوجه شوید اعداد دیگر با بازنشستگیای که برای آن برنامهریزی کرده بودید، همخوانی ندارند.
* خبرنگار CBS