منابع محدود را چگونه تخصیص دهیم؟

شماره روزنامه: ۶۶۹۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۵۴۱۱ بازار پول و ارز

دکتر نویدرضا مظفرجلالی*

اقتصادها همواره با تورم، بحران‌های مالی، تنش‌های سیاسی و اختلال در تجارت مواجه بوده‌اند؛ اما پیامد این شرایط برای همه بنگاه‌ها یکسان نیست. برخی شرکت‌ها با کاهش سرمایه‌گذاری، افت بهره‌وری و تضعیف نقدینگی روبه‌رو می‌شوند، درحالی‌که برخی دیگر توانایی بیشتری برای حفظ فعالیت و بازگشت به مسیر رشد دارند. این تفاوت صرفا ناشی از اندازه شرکت یا دسترسی به منابع مالی نیست؛ کیفیت تصمیم‌گیری، راهبری شرکتی و نحوه تخصیص منابع نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. بنابراین، پرسش اصلی برای اقتصاد ایران این است که بنگاه‌ها چگونه می‌توانند در محیطی آکنده از نااطمینانی، ضمن حفظ بقای اقتصادی، از فرسایش ظرفیت تولیدی و فرصت‌های رشد آینده جلوگیری کنند؟

منابع محدود را چگونه تخصیص دهیم؟

چرا نااطمینانی سرمایه‌گذاری را دشوار می‌کند؟

افزایش نوسان نرخ ارز، هزینه تامین مالی، قیمت نهاده‌ها و تقاضا، قابلیت اتکای پیش‌بینی‌های اقتصادی را کاهش می‌دهد. در نتیجه، مدیران ممکن است اجرای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت را به تعویق بیندازند. بن برنانکی در پژوهش سال ۱۹۸۳ خود درباره سرمایه‌گذاری در شرایط نااطمینانی نشان داد که برگشت‌ناپذیری تصمیم‌های سرمایه‌گذاری می‌تواند ارزش انتظار برای روشن‌تر شدن شرایط را افزایش دهد. بااین‌حال، تعویق طولانی‌مدت نیز ممکن است به فرسودگی فناوری، از دست رفتن بازار و تضعیف رقابت‌پذیری منجر شود. گزارش چشم‌انداز اقتصادی OECD در سال ۲۰۲۵ نیز نااطمینانی اقتصادی و سیاستی را از عوامل تضعیف سرمایه‌گذاری معرفی می‌کند؛ هرچند عواملی مانند تقاضای ضعیف و تغییر ترکیب سرمایه‌گذاری نیز موثرند. بنابراین، راهبرد مناسب نه توقف عمومی سرمایه‌گذاری است و نه ادامه بی‌قیدوشرط پروژه‌ها؛ بلکه تفکیک سرمایه‌گذاری‌های ضروری، طرح‌های قابل تعویق و پروژه‌های فاقد توجیه اقتصادی است.

اهمیت کیفیت تخصیص منابع

تجربه اقتصادهای مختلف نشان می‌دهد که عبور از بحران تنها با افزایش منابع مالی امکان‌پذیر نیست. ثبات نسبی اقتصاد کلان، محیط مناسب کسب‌وکار، کیفیت راهبری و هدایت سرمایه به فعالیت‌های مولد نیز اهمیت دارند. بانک جهانی در گزارش «شتاب‌بخشی به سرمایه‌گذاری: چالش‌ها و سیاست‌ها» بر مجموعه‌ای از عوامل نهادی و اقتصادی موثر بر تقویت سرمایه‌گذاری تاکید می‌کند. در سطح بنگاه نیز حفظ نقدینگی، مدیریت سررسید بدهی‌ها و بازنگری در پروژه‌ها می‌تواند آسیب‌پذیری را کاهش دهد؛ اما نسخه واحدی برای همه شرکت‌ها وجود ندارد. راهکار بنگاهی که با کاهش موقت تقاضا مواجه است، با شرکتی گرفتار زیان عملیاتی ساختاری یا بدهی سنگین متفاوت خواهد بود.

 مساله بنگاه ایرانی

بنگاه‌های ایرانی ممکن است همزمان با تورم، نوسان ارز، محدودیت تامین مالی، تغییر مقررات و موانع تجاری مواجه باشند. در چنین شرایطی، کنترل هزینه‌ها ضروری است؛ اما کاهش هزینه بدون ارزیابی آثار بلندمدت می‌تواند خود به عامل فرسایش بنگاه تبدیل شود.

 برای مثال، کاهش هزینه نگهداری تجهیزات ممکن است نقدینگی کوتاه‌مدت را بهبود دهد، اما احتمال توقف تولید و هزینه تعمیرات آینده را افزایش دهد. تعویق آموزش نیروی انسانی یا نوسازی فناوری نیز می‌تواند بهره‌وری و توان رقابتی را کاهش دهد. در مقابل، ادامه پروژه‌های توسعه‌ای مبتنی بر فرض‌های غیرواقع‌بینانه درباره فروش، هزینه سرمایه یا بازده نیز منابع محدود شرکت را درگیر می‌کند. ازاین‌رو، مساله اصلی انتخاب میان انقباض و توسعه نیست، بلکه تشخیص این است که کدام هزینه باید حفظ یا اصلاح شود و کدام سرمایه‌گذاری باید ادامه یابد، متوقف شود یا بازطراحی گردد.

عبور از مدیریت واکنشی به تصمیم‌گیری سناریومحور

اتکای بودجه سالانه به یک پیش‌بینی قطعی از نرخ ارز، فروش یا هزینه نهاده‌ها، بنگاه را در برابر تغییرات محیطی آسیب‌پذیر می‌کند. در مقابل، مدیریت سناریومحور پیامدهای چند وضعیت محتمل را پیشاپیش بررسی می‌کند. برای نمونه، بنگاه صنعتی می‌تواند سه سناریوی تداوم شرایط موجود، تشدید محدودیت‌ها و بهبود نسبی محیط اقتصادی را تدوین کند و آثار هرکدام را بر فروش، حاشیه سود، سرمایه در گردش، بدهی‌ها و جریان نقدی بسنجد. هدف این روش پیش‌بینی دقیق آینده نیست؛ بلکه آمادگی برای تصمیم‌گیری به‌موقع است. هیات‌مدیره نیز باید علاوه بر مقایسه عملکرد واقعی با بودجه، اعتبار فرض‌های اولیه و ضرورت اصلاح تصمیم‌ها را ارزیابی کند.

تحلیل اقتصادی بدون سازوکار مناسب تصمیم‌گیری الزاما به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. شفافیت اطلاعات، تعیین مسوولیت، ارزیابی مستقل پروژه‌ها و کنترل تعارض منافع می‌تواند احتمال تخصیص نامناسب منابع را کاهش دهد. این موضوع برای هلدینگ‌ها اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا منابع میان شرکت‌ها و پروژه‌هایی با بازده، ریسک و نیاز مالی متفاوت توزیع می‌شود. تخصیص سرمایه صرفا بر اساس سابقه یا جایگاه سازمانی یک شرکت، بدون مقایسه فرصت‌های جایگزین، می‌تواند هزینه فرصت قابل‌توجهی ایجاد کند. تصمیم مناسب باید بازده مورد انتظار، ریسک، نقدینگی، هم‌افزایی راهبردی و امکان اجرای برنامه را در نظر بگیرد. البته الزامات قانونی، پایداری فعالیت و ضرورت حفظ ظرفیت‌های راهبردی نیز نباید نادیده 

گرفته شوند.

شش اقدام ضروری برای مدیران

برای کاهش آسیب‌پذیری بنگاه‌ها، شش اقدام عملی قابل پیشنهاد است؛ نخست، بازنگری مستمر بودجه: فرض‌های درآمد، هزینه، تامین مالی و جریان نقدی باید متناسب با تحولات اقتصادی اصلاح شوند. دوم، اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری‌ها: پروژه‌ها بر اساس توجیه اقتصادی، ریسک، اهمیت عملیاتی و پیامدهای توقف یا تاخیر ارزیابی شوند. سوم، تقویت مدیریت نقدینگی: پیش‌بینی جریان نقدی، سررسید بدهی‌ها و توان ایفای تعهدات در سناریوهای مختلف در اولویت قرار گیرد. چهارم، حفاظت از ظرفیت‌های مولد: کاهش هزینه نباید به تضعیف نگهداری تجهیزات، کیفیت، ایمنی، فناوری و بهره‌وری منجر شود. پنجم، تعریف شاخص‌های هشدار زودهنگام: تغییر حاشیه سود، افزایش دوره وصول مطالبات، رشد موجودی‌های کم‌گردش و انحراف جریان نقدی به‌موقع شناسایی شوند. ششم، تقویت پاسخ‌گویی مدیریتی: مبانی تصمیم‌های سرمایه‌گذاری، فرض‌های کلیدی، مسوول اجرا و معیارهای ارزیابی نتایج مستند شوند.

مزیت رقابتی در کیفیت تصمیم‌گیری

نااطمینانی اقتصادی واقعیتی است که بنگاه‌ها به‌تنهایی قادر به رفع آن نیستند. ایجاد ثبات اقتصاد کلان و پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌ها مسوولیت سیاستگذاران است؛ اما مدیران نیز نمی‌توانند اصلاح سازوکارهای داخلی را به بهبود محیط بیرونی موکول کنند.

تفاوت میان بنگاهی که صرفا برای بقا تلاش می‌کند و بنگاهی که ظرفیت رشد آینده را حفظ می‌کند، الزاما در میزان منابع مالی نیست؛ بلکه در کیفیت استفاده از منابع و سازوکار تصمیم‌گیری آنهاست. برای اقتصاد ایران، اصلاح محیط کلان و ارتقای راهبری بنگاه‌ها مکمل یکدیگرند. در شرایط نااطمینانی، مزیت مدیریتی نه در ادعای پیش‌بینی آینده، بلکه در آمادگی برای مواجهه با آینده‌های متفاوت و تخصیص سنجیده منابع شکل می‌گیرد.

* کارشناس سرمایه‌گذاری

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن