امارات با گسست از سهمیه‌های اوپک، تولید و صادرات نفت خود را از سطح پیش از جنگ بالاتر برد

آزمون بقای اوپک

شماره روزنامه: ۶۷۰۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۶۹۴۲ بازار نفت

دنیای اقتصاد - حمید ملازاده : ۶ماه پس از آنکه امارات متحده عربی، پس از ۵۹سال عضویت، تصمیم خود برای خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) را اعلام کرد، سهیل المزروعی، وزیر انرژی این کشور، پیامی قابل‌توجه به مدیران ارشد نفتی در ابوظبی داد: صادرات امارات، به‌رغم جنگ علیه ایران، نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در مقاطعی از سطح پیش از جنگ نیز فراتر رفته است. او ارقام دقیقی ارائه نکرد، اما گفت امارات از زیرساخت‌های انرژی خود محافظت خواهد کرد و در مسیرهای جدید صادراتی سرمایه‌گذاری می‌کند.

آزمون بقای اوپک

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که خروج ابوظبی در اواخر آوریل، تنها چند هفته پس از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران اعلام شد؛ جنگی که از پایان فوریه عرضه انرژی منطقه خلیج‌فارس را مختل و قیمت نفت را به سطوح بالاتری رسانده است. اما پرسش مهم‌تر از عملکرد امارات این است: آیا خروج این کشور، آن‌گونه که اکنون به نظر می‌رسد، ارزش اقتصادی رهایی از بند سهمیه‌های اوپک را ثابت کرده و اگر پاسخ مثبت باشد، این تجربه چه معنایی برای آینده سازمان دارد؟

مزیت آزادی تولید

آمار موجود تا حد زیادی از روایت ابوظبی پشتیبانی می‌کند. بر اساس داده‌های اوپک که از منابع ثانویه گردآوری شده، تولید نفت خام امارات در سپتامبر به ۴‌میلیون بشکه در روز رسید؛ حدود ۱۵درصد بالاتر از فوریه. این میزان، ۵۰۰هزار بشکه در روز بیشتر از سهمیه‌ای است که در صورت ادامه عضویت امارات در اوپک و اوپک‌پلاس، از ماه مه برای آن اعمال می‌شد. در همین حال، بیشتر تولیدکنندگان منطقه‌ای اوپک‌پلاس، به‌جز عمان، پایین‌تر از سهمیه‌های خود تولید کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی تصویری حتی پررنگ‌تر ارائه می‌کند: این نهاد تولید نفت امارات در سپتامبر را ۴.۴میلیون بشکه در روز برآورد کرده و با احتساب میعانات و دیگر مایعات، حجم کل تولید را به رکورد ۵.۳میلیون بشکه در روز رسانده است. داده‌های صادراتی نیز نشان می‌دهد محموله‌های اماراتی در ماه اوت از عربستان پیشی گرفته است. با این حال، این روایت بدون ابهام نیست. سخنگوی ادنوک به رویترز گفته برخی داده‌های منتشرشده «نادرست» هستند، بی‌آنکه مشخص کند کدام ارقام را رد می‌کند یا داده جایگزینی ارائه دهد. اوپک و مقام‌های سعودی نیز به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداده‌اند. این سکوت شاید خود بخشی از داستان باشد. ابوظبی احتمالا علاقه‌ای ندارد مزیت آزادی تولید را با اعداد دقیق به رخ هم‌پیمانان سابق خود بکشد؛ در مقابل، ریاض و اوپک نیز دلیلی برای برجسته کردن اختلافی ندارند که می‌تواند دیگر اعضا را به پرسش درباره ارزش عضویت وادارد یا آنها را به خروج تشویق کند.

خروج از اوپک یا حفظ صادرات در جنگ؟

با این حال، مهم‌تر از خود ارقام، دلیل این افزایش تولید است. دو منبع آگاه از سیاست نفتی امارات گفته‌اند رهایی از سقف تولید اوپک، به این کشور امکان داده سریع‌تر به تقاضای بازار پاسخ دهد. راهول چودهاری، تحلیلگر موسسه رایستاد انرژی، نیز معتقد است امارات به «پیشتاز» بازار تبدیل شده و خروج از اوپک آشکارا به این روند کمک کرده است. اما همه تحلیلگران چنین رابطه مستقیمی میان خروج و افزایش تولید نمی‌بینند. ریچارد برونز از موسسه انرژی اسپکتس معتقد است امارات از ژوئن بالاتر از سطح پیش از جنگ تولید کرده، اما این موفقیت بیش از آنکه صرفا نتیجه خروج از اوپک باشد، حاصل آمادگی برای پذیرش ریسک و ازسرگیری سریع‌تر صادرات نسبت به دیگر تولیدکنندگان منطقه است. امارات با گسترش انتقال محموله از کشتی به کشتی، توانست بخشی از نفت خود را بدون عبور مستقیم از تنگه هرمز به بازار برساند. بنابراین، دو عامل در موفقیت کنونی نقش داشته‌اند: توانایی عملیاتی برای حفظ صادرات و آزادی مطلق برای افزایش سقف تولید. تفکیک سهم هر یک از این دو عامل آسان نیست، اما یک نکته عیان است: حتی بدون خروج از محدودیت سهمیه‌های سازمان، توانایی عملیاتی امارات نیز سقف مشخصی برای افزایش تولید داشت. جنگ ممکن است فرصت را فراهم کرده باشد، اما خروج از اوپک فضای استفاده از آن فرصت را مهیا کرد.

اهمیت تجربه امارات برای اعضای اوپک

اگر موفقیت امارات صرفا محصول زیرساخت بهتر و ریسک‌پذیری بیشتر در شرایط جنگی باشد، می‌توان آن را یک استثنا دانست. اما اگر خلاص شدن از شر سهمیه‌های دست و پا گیر واقعا ارزش اقتصادی قابل‌توجهی ایجاد کرده باشد، پرسش «پس چرا بمانیم؟» برای هر عضو دارای ظرفیت مازاد جدی‌تر از قبل مطرح خواهد شد. اینجاست که جنگ به یک آزمون ناخواسته برای اوپک تبدیل شده است. فلسفه اصلی سازمان، هماهنگی عرضه برای حمایت از قیمت‌هاست. اما زمانی که جنگ خود قیمت‌ها را بالا نگه می‌دارد و برخی سهمیه‌ها در عمل قابل اجرا یا الزام‌آور نیستند، مزیت عضویت کمرنگ‌تر و هزینه فرصت آن پررنگ‌تر می‌شود. امارات اکنون، دست‌کم در ظاهر، نمونه‌ای از این هزینه فرصت را به نمایش گذاشته: کشوری که خارج از چارچوب سهمیه، توانسته تولید و صادرات خود را افزایش و از بازاری با قیمت‌های بالا نهایت بهره را ببرد.

سه مسیر پیش روی اوپک

آینده سازمان را می‌توان در سه مسیر اصلی بررسی کرد. مسیر نخست، ادامه اوپک با قدرت کمتر: با فروکش جنگ و بازگشت مازاد عرضه، سازمان بار دیگر به ابزار سنتی خود، یعنی مهار تولید، نیاز خواهد داشت. اما بازگرداندن انضباط آسان نخواهد بود. سهمیه‌ای که یک عضو بزرگ توانسته بدون آن تولید خود را افزایش دهد، ممکن است دیگر برای برخی اعضا یک الزام اقتصادی نباشد. در این مسیر، اوپک به‌تدریج بیشتر به یک نهاد هماهنگ‌کننده سیاسی تبدیل می‌شود تا ابزار قدرتمند مدیریت بازار. شرط اصلی این سناریو آن است که اعضای کلیدی، به‌ویژه عربستان، همچنان هزینه حفظ انضباط را بپذیرند. مسیر دوم، افزایش فشار برای خروج یا بازنگری در عضویت: اگر پس از پایان جنگ قیمت‌ها کاهش یابد و امارات همچنان بتواند با حجم بالا صادر کند، دیگر اعضای دارای ظرفیت مازاد و برنامه‌های توسعه تولید ممکن است تجربه ابوظبی را با دقت بیشتری دنبال کنند. با این حال، خروج گسترده هنوز سناریوی محتملی نیست. امارات ظرفیت تولید بالا، زیرساخت صادراتی متنوع و برنامه سرمایه‌گذاری گسترده‌ای دارد؛ مزایایی که بسیاری از اعضای اوپک از آن برخوردار نیستند. برای این کشورها، عضویت در اوپک همچنان یک چتر سیاسی و ابزار چانه‌زنی است. مسیر سوم، بازآرایی سازمان حول عربستان: در این سناریو، ریاض برای جلوگیری از خروج اعضای دیگر، قواعد را انعطاف‌پذیرتر می‌کند: سهمیه‌های واقع‌بینانه‌تر، پذیرش ظرفیت‌های جدید و رویکردی کمتر سخت‌گیرانه در برابر افزایش تولید. این مسیر می‌تواند سازمان را حفظ کند، اما به بهای کاهش بخشی از قدرت آن برای کنترل بازار.

آزمون واقعی هنوز فرا نرسیده

در کنار این سناریوها، پیامدهای بلندمدت نیز اهمیت دارد. خروج امارات می‌تواند اوپک‌پلاس را شکننده‌تر کند؛ زیرا اعضای غیراوپکی، از جمله روسیه، انگیزه‌ها و اولویت‌های متفاوتی دارند. همچنین رقابت دیرینه عربستان و امارات بر سر سهمیه و ظرفیت تولید، اکنون بیش از گذشته به بازار واقعی منتقل شده است. اگر صادرات امارات واقعا از عربستان پیشی گرفته باشد، این تحول فقط اقتصادی نیست و می‌تواند بر توازن نفوذ انرژی در منطقه نیز اثر بگذارد. سرمایه‌گذاری امارات در مسیرهای صادراتی جدید نیز اهمیت راهبردی دارد. اگر این پروژه‌ها عملی شوند، وابستگی ابوظبی به تنگه هرمز کاهش و مزیتی ساختاری ایجاد می‌شود که با پایان جنگ از بین نخواهد رفت. با این حال، موفقیت امروز امارات نباید با اثبات موفقیت دائمی اشتباه گرفته شود.

بخش مهمی از برتری کنونی این کشور در بازاری شکل گرفته که عرضه در آن محدود و قیمت‌ها به شدت بالاست. شرایط در بازار مازاد کاملا متفاوت است. اگر عرضه از تقاضا پیشی بگیرد و قیمت‌ها کاهش یابد، تولیدکننده‌ای که دیگر زیر چتر سهمیه‌های جمعی نیست، با انتخاب دشوارتری روبه‌رو می‌شود: یا برای حفظ حجم تولید، به کاهش بیشتر قیمت‌ها کمک کند یا تولید خود را کاهش دهد و بخشی از سهم بازار را واگذار کند. به همین دلیل، آزمون واقعی خروج امارات هنوز در راه است. موفقیت در بازار کم‌عرضه، لزوما ثابت نمی‌کند که استقلال از اوپک در دوران فراوانی نیز سودمند است. در نهایت، پرسش اصلی این است که اوپک برای دهه‌ها بر یک فرض اقتصادی تکیه داشت: انضباط جمعی از رقابت فردی سودآورتر است. تجربه امارات اکنون این فرض را به چالش کشیده، اما هنوز آن را رد نکرده است. اگر ابوظبی بتواند در بازاری با عرضه فراوان نیز از آزادی خود سود ببرد، اوپک با یک بحران عمیق‌تر روبه‌رو خواهد شد: بحران اثبات ارزش عضویت. اما اگر بازگشت مازاد عرضه، امارات را ناچار کند به تنهایی هزینه حفظ قیمت را بپردازد، شاید تجربه این کشور در نهایت به یادآوری همان درس قدیمی بازار نفت تبدیل شود: آزادی تولید در زمان کمبود سودآور است؛ اما ارزش همکاری در زمان فراوانی آشکار می‌شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن