گاز؛ قربانی ناترازی مزمن
دنیای اقتصاد : زمستان امسال کمبود گاز ممکن است به ۴۰۰ میلیون مترمکعب در روز برسد؛ اما جنگ شکاف عرضه و مصرف را تشدید کرده و حتی بازگشت پالایشگاهها نیز ناترازی را از میان نمیبرد. بدون سرمایهگذاری، این کسری، هر زمستان با صورتحسابی سنگینتر به سراغ اقتصاد میآید.
حمید ملازاده: ناترازی گاز ایران در اوج سرمای امسال ممکن است به حدود ۴۰۰میلیون مترمکعب در روز برسد؛ رقمی که حدود یکسوم از کسریهای معمول سالهای گذشته بزرگتر است. اما مهمترین نکته در این عدد، سهم جنگ نیست. بدون شک حمله به پالایشگاهها بحران را تشدید کرده، اما بحران را نساخته است. بر اساس اظهارات سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز، پس از حمله پارسال آمریکا به چهار پالایشگاه گازی در پارس جنوبی، حدود ۱۳۰میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت کشور همچنان از مدار خارج است. در مقابل، ایران پیش از جنگ نیز در روزهای اوج سرما با کسری حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰میلیون مترمکعبی در روز روبهرو بود. این تفکیک یک نتیجه روشن دارد: حتی اگر تمام ظرفیت آسیبدیده فردا به شبکه بازگردد، مساله ناترازی گاز ایران حل نمیشود. جنگ صرفا شکاف قدیمی میان عرضه و مصرف را عمیقتر کرده؛ شکافی که از سالها پیش از حمله آمریکا نیز وجود داشت.
بحران از کجا آمده است؟
ریشه مساله را نمیتوان صرفا در جنگ یا خرابی چند پالایشگاه خلاصه کرد. ساختار گاز ایران سالها با سه فشار همزمان روبهرو بوده است: رشد سریع مصرف خانگی و صنعتی در سایه قیمتهای نسبتا پایین در مقایسه با سایر حامل های انرژی، کندی سرمایهگذاری در توسعه و حفظ ظرفیت میدانها، فرسودگی بخشی از زیرساختهای تولید، پالایش و انتقال. ایران شبکه عظیمی برای انتقال گاز ساخته، اما گستردگی شبکه الزاما به معنای امنیت عرضه نیست. وقتی گاز کافی در مبدأ وجود نداشته باشد، طول لولهها مشکل را حل نمیکند. به بیان ساده، جنگ به بدنی ضربه زد که پیش از آن نیز با ضعف ساختاری روبهرو بود.
خانههای گرم؛ صنعت تعطیل
در زمان کمبود، اولویت سیاسی و اجتماعی روشن است: گاز خانوارها و مصرفکنندگان حساس تا حد امکان حفظ میشود. بنابراین بخش عمده فشار به حلقههای دیگری از اقتصاد منتقل میشود؛ حلقههایی که هزینه بحران را کمتر در قبض گاز، اما بیشتر در تولید، صادرات و آلودگی هوا پرداخت میکنند.
نیروگاهها؛ نخستین آسیبدیدگان
هر مترمکعب گازی که در زمستان به نیروگاه نرسد، باید با سوخت مایع جبران شود. گازوئیل و مازوت به میدان میآیند و هزینه بحران از شبکه گاز به آسمان شهرها منتقل میشود. این فقط یک مساله زیستمحیطی نیست. سوخت مایع منابعی را مصرف میکند که میتوانست در حملونقل یا صادرات استفاده شود. بنابراین کمبود گاز میتواند بهسرعت به فشار بر بازار گازوئیل، هزینههای حملونقل و آلودگی شهری تبدیل شود.
صنایع؛ خط دوم جبهه
فولاد، سیمان، پتروشیمی و صنایع بزرگ معمولا نخستین مصرفکنندگانی هستند که با محدودیت روبهرو میشوند. اما هزینه این تصمیم فراتر از کاهش تولید داخلی است. برای بسیاری از صنایع، گاز فقط سوخت نیست؛ خوراک تولید نیز هست. پتروشیمیها از این منظر دو بار آسیب میبینند: هم انرژی کمتری دریافت میکنند و هم مواد اولیه تولیدشان محدود میشود. نتیجه میتواند کاهش تولید، افت صادرات غیرنفتی، فشار بر درآمد ارزی و حتی خدشه به اعتبار ایران بهعنوان تامینکننده در بازارهای خارجی باشد.
راهکار پویش «نمره ۲۰»
یکی از راهکارهای اصلی شرکت ملی گاز، کاهش دمای محیط و پویش «۲۰» است. طبق برآوردهای مطرحشده، هر یک درجه کاهش دمای مصرفی در اوج سرما میتواند حدود ۲۵میلیون مترمکعب در روز صرفهجویی ایجاد کند. این عدد اهمیت دارد؛ اما محدودیت راهکار را نیز آشکار میکند. اگر میانگین دمای خانهها سه درجه کاهش یابد، حدود ۷۵میلیون مترمکعب صرفهجویی خواهد شد؛ یعنی کمتر از یکپنجم کسری احتمالی ۴۰۰میلیون مترمکعبی در روز. پس پیام روشن است: صرفهجویی لازم است، اما نمیتواند جایگزین اصلاح ساختاری شود. مشکل دیگر، اقتصاد مصرف است. تا زمانی که قیمت گاز سیگنال کمیابی را به مصرفکننده منتقل نکند، سیاستگذار ناچار است بخش بزرگی از برنامه خود را بر توصیه، تبلیغ و همکاری داوطلبانه بنا کند. از سوی دیگر، بهینهسازی ساختمانها و اجرای استانداردهای عایقبندی، راهحلهای بلندمدت هستند و نمیتوانند ساختمانهای فرسوده موجود را تا زمستان امسال تغییر دهند.
سه سناریو برای زمستان
سناریوی اول) زمستان مدیریتشده: محتملترین سناریو این است که دمای هوا در محدوده معمول باقی بماند و بخشی از صرفهجویی مورد انتظار نیز محقق شود. در این حالت، شبکه خانگی تا حد زیادی حفظ میشود؛ اما هزینه کسری به صنایع و نیروگاهها منتقل خواهد شد. برندگان: خانوارها و مصرفکنندگان اولویتدار. بازندگان: صنایع، صادرات و کیفیت هوای شهرها. فرض اصلی این سناریو، دسترسی کافی به گازوئیل و سایر سوختهای جایگزین است.
سناریوی دوم) موج سرمای شدید: چند روز سرمای شدید میتواند تمام محاسبات را تغییر دهد. در این وضعیت، ظرفیت مانور شبکه کاهش و محدودیت صنایع ممکن است دیگر برای کنترل بحران کافی نباشد. نتیجه میتواند ترکیبی از افت فشار، محدودیت گستردهتر صنایع و خاموشی برق باشد.
سناریوی سوم) بازگشت سریع ظرفیت آسیبدیده: خوشبینانهترین سناریو، بازگشت بخش بزرگی از ۱۳۰میلیون مترمکعب ظرفیت روزانه ازدسترفته پیش از اوج سرماست. این اتفاق فشار را کاهش میدهد؛ اما یک نکته نباید فراموش شود: بازسازی ظرفیت جنگی، ناترازی ساختاری را درمان نمیکند. حتی در این سناریو، ایران به همان بحران ۲۵۰ تا ۳۰۰میلیون مترمکعبی در روز پیش از جنگ بازمیگردد.
تنشگاز؛ بحران چندگانه انرژی
خطر اصلی ناترازی گاز در این است که در یک بخش باقی نمیماند. کمبود گاز، نیروگاه را به مصرف سوخت مایع سوق میدهد؛ مصرف سوخت مایع، فشار بر پالایش و لجستیک ایجاد میکند؛ محدودیت صنایع، صادرات را کاهش و آلودگی ناشی از سوختهای سنگین، هزینه بحران را به سلامت و محیطزیست منتقل میکند. به همین دلیل، مساله ایران فقط این نیست که «گاز کم میآورد». مساله این است که هر مترمکعب کمبود گاز، در بخش دیگری از اقتصاد به شکل هزینهای تازه ظاهر میشود.
جنگ پرده را کنار زد
عدد ۴۰۰میلیون مترمکعب ممکن است چهره بحران گاز ایران در زمستان امسال باشد؛ اما ریشه این بحران بسیار قدیمیتر از جنگ است. حدود دوسوم این کسری پیش از حملات و آسیبدیدن پالایشگاهها نیز وجود داشت. بنابراین بازسازی ظرفیتهای از دسترفته، هرچند ضروری و فوری، نباید با حل بحران اشتباه گرفته شود؛ بازسازی فقط بخشی از ظرفیت ازدسترفته را برمیگرداند، نه تعادل ازدسترفته را. پویش «نمره۲۰» میتواند مصرف را کاهش دهد، اما شکاف ساختاری را پر نمیکند. سوخت مایع نیروگاهها را روشن نگه میدارد، اما هزینه کمبود را به آلودگی هوا، مصرف گازوئیل و مازوت منتقل میکند. محدودیت صنایع نیز شبکه را از فروپاشی دور میکند، اما بهای آن را تولید، صادرات و درآمد ارزی میپردازند. مساله ایران دیگر عبور از یک زمستان سخت نیست؛ مساله، اقتصادی است که سالها مصرف را ارزان نگه داشته، اما همپای آن برای تولید و زیرساخت سرمایهگذاری نکرده است. اگر سرمایهگذاری در تولید، بهینهسازی واقعی مصرف و اصلاح اقتصاد گاز همزمان آغاز نشود، هر زمستان فقط بحران را با شکلی تازه بازتولید خواهد کرد؛ بحرانی که هر سال برای پنهانکردنش، سوخت بیشتر، صنایع بیشتر و هوای پاکتری قربانی میشود. جنگ ناترازی را بهوجود نیاورد؛ جنگ فقط پرده از بحرانی برداشتکه سالها زیر پوست شبکه جریان داشت.