با پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی، بازارها در ۲۰۲۷ هم به شرایط پیش از جنگ بازنخواهند گشت

صلح؛ شرط امنیت انرژی

شماره روزنامه: ۶۶۹۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۴۴۲۵ بازار نفت

دنیای‌اقتصاد: روز دوشنبه ۴ آبان در مجمع کشورهای صادرکننده گاز در مسکو، حمید بورد، سرپرست وزارت نفت ایران، از «پیوند ناگسستنی امنیت انرژی با صلح، ثبات منطقه‌ای، امنیت زیرساخت‌های حیاتی و احترام به حاکمیت ملی کشورها» سخن گفت. برآیند سخنرانی وی این بود که جنگ، امنیت انرژی را به گروگان گرفته است. همان روز، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی از سنگاپور خبر داد که بازار انرژی در ۲۰۲۷ هم به وضع پیش از جنگ بازنمی‌گردد.

صلح؛ شرط امنیت انرژی

دو جمله از دو نیمکره، یک پرسش مشترک: وقتی بحران، هم بازار را آشفته کرده و هم تولیدکنندگان را به میز مذاکره کشانده، آیا مجمع کشورهای صادرکننده گاز می‌تواند از بحران فعلی، که جهان را نگران تامین انرژی کرده، برای کسب جایگاه و نفوذ واقعی در بازار استفاده کند؟

روایتی‌ که تهران به مسکو برد

بورد در بیست‌وهشتمین نشست وزارتی مجمع، جنگ را نه فقط یک رویداد نظامی، بلکه دلیلی بر تعریف تازه‌ای از امنیت انرژی دانست: امنیت انرژی مفهومی صرفا اقتصادی یا فنی نیست و بدون امنیت تولیدکنندگان، احترام به حاکمیت ملی، سرمایه‌گذاری پایدار و همکاری بین‌المللی محقق نمی‌شود. به گفته او، اقدام‌های نظامی آمریکا و تحریم‌های یک‌جانبه، افزون بر زیان به ایران، بر اعتماد، امنیت سرمایه‌گذاری و قابلیت پیش‌بینی بازارهای جهانی نیز اثر منفی گذاشته است. این سخنان بازتاب موضع رسمی ایران است و باید با همین نگاه خوانده شود. اما بخشی از استدلال، یعنی اثر منفی ناامنی و تحریم بر سرمایه‌گذاری، با واقعیت‌های بازار همخوان است: پروژه‌های گازی سرمایه‌بر و بلندمدت‌اند و بی‌ثباتی هزینه تامین مالی آنها را بالا می‌برد. بورد به گزارش «چشم‌انداز جهانی گاز» مجمع استناد کرد: تقاضای جهانی گاز تا ۲۰۵۵ با ۳۱درصد رشد به بیش از ۵۴۰۰‌میلیارد مترمکعب می‌رسد و سهم آن در سبد انرژی از ۲۳ به ۲۶درصد می‌رسد. تامین این تقاضا حدود ۱۱.۷تریلیون دلار سرمایه‌گذاری بالادستی و ۷۳۵‌میلیارد دلار میان‌دستی می‌خواهد؛ یعنی بیش از ۱۲تریلیون دلار. او در همین چارچوب پیشنهاد کرد دبیرخانه «نقشه راه» رسیدن به سهم ۳۰درصدی گاز در سبد انرژی را بررسی و اعضا در برابر سازوکارهایی مانند مرز کربنی اتحادیه اروپا مواضع هماهنگ بگیرند.

وزن آماری؛ اهرم یا ویترین؟

مجمع ۱۲عضو اصلی دارد و حدود ۷۰درصد ذخایر اثبات‌شده گاز جهان و ۴۷درصد صادرات ال‌ان‌جی در اختیار آنهاست. اما برخلاف اوپک، سهمیه تولید ندارد و تمایلی هم به داشتن آن نشان نمی‌دهد. دلیلش ساختاری است: گاز عمدتا با قراردادهای بلندمدت و خطوط لوله اختصاصی در بازارهای جدا فروخته می‌شود و قیمت واحدی وجود ندارد. پس مجمع ابزار مستقیم ندارد و فقط سه ابزار غیرمستقیم در دست دارد: وزن آماری، میز گفت‌وگو و تولید دانش مشترک. بورد خودش به این محدودیت اشاره کرد: ذخایر عظیم زیرزمینی به‌تنهایی امنیت عرضه نمی‌آورد؛ سرمایه‌گذاری به‌موقع، فناوری، زیرساخت و تقاضای پایدار است که منابع را به امنیت تبدیل می‌کند. این جمله شاید تاثیرگذارترین بخش سخنرانی باشد. او برای پر کردن این شکاف سه مسیر پیشنهاد داد: سازوکارهای مشترک تامین مالی با کمک نهادهای ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی، همکاری فناورانه و انتقال دانش فنی و گفت‌وگوی ساختاریافته میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان برای افزایش امنیت تقاضا. تاکید او بر «بازآرایی ابزارها و سازوکارها» هم تلویحا می‌پذیرد که مدل فعلی مجمع کافی نیست.

عدم بازگشت به شرایط پیش از جنگ

همزمان، فاتح بیرول، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی، در حاشیه «هفته بین‌المللی انرژی سنگاپور» گفت مسیر قابل‌اتکایی نمی‌بیند که بازارها در ۲۰۲۷ به شرایط پیش از جنگ برگردند. پیش‌تر پیش‌بینی می‌شد بازار امسال با مازاد عرضه روبه‌رو شود؛ اما جنگ تمام معادلات را تغییر داد. بهای نفت برنت روز جمعه یکم‌آبان به ۱۱۷دلار رسید، بالاترین سطح در حدود شش ماه، و دوشنبه ۴ آبان (به‌رغم افت ۳دلاری و رسیدن به ۱۱۴دلار) همچنان حدود ۴۰دلار بالاتر از سطح پیش از جنگ معامله ‌شد. بیرول هشدار داد قیمت به ۱۲۰دلار نزدیک شده و فرآورده‌ها حتی گران‌ترند. این قیمت برای اروپا شاید قابل‌تحمل باشد؛ اما برای بسیاری از کشورها، کسری تجاری را به‌طور جدی سنگین می‌کند. نگرانی بعدی او زمستان است: تقاضای گازوئیل برای گرمایش بالا می‌رود، پالایشگاه‌های زیادی در حال تعمیرند، اروپا واردات گاز روسیه را کم کرده و ناتوانی قطر و امارات در صادرات گاز فشار تازه‌ای بر بازار وارد می‌کند. بیرول پیش‌بینی می‌کند انرژی هسته‌ای «بازگشتی قدرتمند» داشته باشد؛ ۹۰گیگاوات ظرفیت در دست ساخت است، بالاترین رقم در چهار دهه.

تناقض ظریف

این دو روایت کنار هم، یک تناقض ظریف می‌سازند. بورد می‌گوید گاز ستون امنیت انرژی آینده است و تقاضایش تا ۲۰۵۵رشد می‌کند. بیرول نشان می‌دهد همین امروز، دو عضو مجمع، قطر و امارات، نمی‌توانند مثل گذشته صادر کنند. یعنی کشورهایی که قرار است تضمین‌کننده امنیت عرضه باشند، خودشان قربانی ناامنی مسیر شده‌اند. خریدار آسیایی و اروپایی که امروز می‌پرسد «کدام محموله قطعا می‌رسد؟» پاسخ را در بیانیه پایانی اجلاس نمی‌یابد. نکته دوم، نقش خود ایران است. بورد ایران را دارنده دومین ذخایر اثبات‌شده گاز جهان و یکی از سه تولیدکننده بزرگ، با تولید حدود ۳۰۰‌میلیارد مترمکعب در سال می‌داند. گاز ۷۰درصد سبد انرژی داخلی را تشکیل می‌دهد و شبکه گازرسانی ۹۵درصد جمعیت را پوشش می‌دهد. این دستاورد داخلی است و برای تامین مصرف خود بی‌نظیر. اما از این ظرفیت چندان در صادرات و ال‌ان‌جی استفاده نشده و معنایش این است که بیشتر گاز ایران صرف مصرف داخلی می‌شود، نه تامین امنیت عرضه جهانی. وقتی تهران از «دسترسی غیرتبعیض‌آمیز به فناوری و منابع مالی» سخن می‌گوید، درواقع از همین محدودیت حرف می‌زند. نکته سوم، مرز میان دیپلماسی و بازار است. وزارت نفت خود می‌گوید محتوای بیانیه پایانی منوط به توافق همه اعضاست. اعضایی که منافعشان متضاد است، از قطر و امارات تا روسیه، ایران و ونزوئلا، معمولا به پایین‌ترین مخرج مشترک می‌رسند. بخش سیاسی سخنان ایران درباره «تجاوز» و «حاکمیت ملی» به همین دلیل محتمل است در بیانیه نهایی کمرنگ شود.

سه سناریو برای پس از مسکو

در سناریوی نخست، اجلاس به بیانیه‌ای درباره «ضرورت سرمایه‌گذاری» و «پرهیز از سیاسی‌سازی» ختم می‌شود و پیشنهادهایی مانند نقشه راه ۳۰درصدی به کمیته‌های مطالعاتی سپرده می‌شود. فرض این سناریو آن است که منافع متضاد اعضا اجازه گام عملی نمی‌دهد. نتیجه، تکرار الگوی ۲۵سال گذشته است. در سناریوی دوم، حاشیه نشست از متن مهم‌تر می‌شود: تفاهم‌های دوجانبه، مثلا میان ایران و روسیه، به قرارداد تبدیل می‌شود یا سازوکار مشترک تامین مالی شکل می‌گیرد. شرط آن اراده سیاسی و حل مساله تحریم و تامین مالی است. اگر چنین شود، مجمع از باشگاه گفت‌وگو به بازیگری در سرمایه‌گذاری نزدیک‌تر می‌شود. در سناریوی سوم، زمستان دشوار اروپا و فشار گاز، تقاضا برای تامین‌کنندگان قابل‌اتکا را بالا می‌برد؛ اما بیشتر به نفع تولیدکنندگانی است که مسیر امن دارند، نه اعضای تحریم‌دیده یا درگیر جنگ. بازنده این سناریو همان کشورهایی‌اند که بیشترین ذخیره را دارند و کمترین امکان صادرات.

پرسش پایانی

اگر بحران، اهمیت گاز را ثابت کرده و نشان داده حتی تولیدکنندگان بزرگ هم به امنیت مسیر صادرات وابسته‌اند، آیا مجمعی که اهرم قیمتی ندارد می‌تواند خریداران را به قراردادهای بلندمدت و سرمایه‌گذاران را به سرمایه‌گذاری در گاز اعضایش متقاعد کند یا امنیت انرژی همچنان همان چیزی خواهد بود که قدرتمندترین بازیگران بازار و مسیرهای انتقال تعریف می‌کنند؟ پاسخ را باید نه در سخنرانی‌های مسکو، بلکه در قراردادهایی جست که پس از این نشست امضا می‌شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن