شمارش معکوس نفت برای جنگ؟
دنیای اقتصاد - حمید ملازاده : قیمت نفت برنت روز جمعه ۲۳اکتبر از مرز ۱۱۷دلار در هر بشکه عبور کرد؛ سطحی که از ۴مه، یعنی زمان ثبت رکورد چهار ساله ۱۱۴.۴۴ دلار، تاکنون مشاهده نشده بود. اما این جهش بیش از آنکه نشانه کمبود نفت باشد، نشانه ترس است و همین نکته کلید فهم آن است. دو خبر همزمان قیمت را بالا کشیدند. نخست، حوثیهای یمن مسوولیت حملات تازه به بندر ینبع در دریای سرخ را بر عهده گرفته و به یک میدان نفتی و یک فرودگاه در عربستان، بزرگترین صادرکننده نفت جهان، ضربات مرگباری زدند. دوم، گزارشها از آن حکایت دارد که آمریکا و اسرائیل برای تهاجم نظامی مجدد علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای نقشه کشیدهاند و زیرساختهای انرژی ایران احتمالا هدف اصلی آن خواهد بود. با این همه، آنچه قیمتها را بالا برده کمبود فیزیکی نیست.

صادرات نفت خام خلیجفارس، با وجود تنشها و تهدید به بستن تنگه هرمز، به سطح پیش از جنگ نزدیک شده است. یعنی بشکهها همچنان جابهجا میشوند و بازار بابت رویدادی پول میدهد که هنوز رخ نداده است. تحلیلگران این مبلغ را «حق بیمه جنگ» مینامند. این پیام برای هر کسی که گمان میکند بحران پایان یافته، هشداری روشن است: بازار هنوز باور ندارد که آتشبس پایدار باشد.
درمانهای نمایشی برای درد واقعی
کاخ سفید برای مهار قیمت سوخت، چند اقدام را پشت سر هم به کار گرفته است. ترامپ در ۹اکتبر اعلام کرد روسیه بیدرنگ ۳۰۰هزار تن گازوئیل صادر میکند، ۵۰۰هزار تن دیگر در نوامبر و یکمیلیون تن در آینده نزدیک. واشنگتن بخشی از قانون تازه تحریم روسیه را معلق و اروپا را تهدید کرد که اگر ذخایر اضطراری بیشتری آزاد نکند، صادرات گازوئیل آمریکا به این قاره را ممنوع میکند. اما نتیجه ملموس تا اینجا چیست؟ یک تانکر با پرچم مالت که حدود ۴۰هزار تن گازوئیل روسی، یعنی نزدیک به ۳۰۰هزار بشکه را به نیویورک میبرد. سرنوشت بقیه محمولههایی که از بندر پریمورسک بارگیری شدهاند نامشخص است؛ بیشتر کشتیها جبلالطارق، سواحل اطلس یا پورتسعید را مقصد بعدی اعلام کردهاند. الکساندر نواک، معاون نخستوزیر روسیه، وعده داده که صادرات تا پایان سال به ۳ تا ۳.۵میلیون تن در ماه، یعنی سطح معمول، برمیگردد. اما مسکو همین هفته زیر ضربه حملات اوکراین به پالایشگاههایش بود. وعده صادرات از کشوری که پالایشگاههایش زیر آتش است، برای بازاری که عرضه واقعی میخواهد، اطمینانبخش نیست.
گازوئیل معاف از مالیات
نمونهای گویاتر از این ناکارآمدی، طرح گازوئیل معاف از مالیات است. ترامپ با فرمان اجرایی اجازه داد گازوئیل قرمز، سوخت مخصوص مزارع که مالیات جاده ندارد، موقتا در جادهها هم مصرف شود. اما آیا کسی پیش از امضا نظر کشاورزان را پرسیده بود؟ گلن برانکو، رئیس اتحادیهی کشاورزان کانزاس، میگوید این کار «اصلا به ریسکش نمیارزد»، چون ردپای رنگ قرمز ممکن است سالها در مخزن بماند. ریسک فقط فنی نیست؛ قانونی هم هست. فرمان رئیسجمهور بر قوانین ایالتی اثری ندارد و در کانزاس متخلف با جریمه هزار تا ۱۰هزار دلار، تعلیق گواهینامه و حتی اتهام جنایی روبهرو میشود. فرماندار این ایالت اعلام کرده اجرای فرمان به شکل فعلی از نظر قانونی ممکن نیست. در عمل هم دسترسی آسان نیست.
در تگزاس رانندگان باید ثبتنام کنند و خبرنگار رویترز در چهار نقطه هیوستون که فروش گازوئیل قرمز را آگهی کرده بودند یا فقط گازوئیل عادی یافت یا پمپهایی از کار افتاده. جی سورگ، کشاورز مینهسوتایی، اثر این فرمان را «بیاهمیت» میداند و بیپرده میگوید: «تلاشی برای کسب رأی است.» برنامه ۸میلیارد دلاری کمک به کشاورزان برای هزینه گازوئیل هم، در بهترین حالت، بار را از دوش مصرفکننده به دوش مالیاتدهنده منتقل میکند و حتی یک بشکه به عرضه نمیافزاید. منطق همه این اقدامها یکی است: بدون افزایش عرضه، فقط درد جابهجا میشود. نتیجه هم روشن است؛ قیمت خردهفروشی گازوئیل در آمریکا از سپتامبر بالای ۶دلار مانده است.
قیمتیکه به جنگ گره خورده
اینجا مهمترین تناقض این پرونده آشکار میشود. دولتی که برای پایین آوردن قیمت سوخت از تحریمهای روسیه میگذرد، از متحدان ذخایرشان را میخواهد و سوختهای رنگی را در جادهها آزاد میکند، در همان حال مشغول برنامهریزی برای حمله به زیرساختهای انرژی ایران است. هدف قراردادن پالایشگاه، پایانه صادراتی یا تاسیسات نفتی در منطقهای که تنگه هرمز در آن است، برای قیمتها دقیقا عکس آن چیزی است که کاخ سفید در پمپبنزینها لازم دارد. از همینجا میشود رابطه قیمت و جنگ را در دو جهت خواند؛ جهت اول، قیمت بهعنوان ترمز. تا ۳ نوامبر هیچ سیاستمدار آمریکایی نمیخواهد قیمت ۶دلاری را به ۷دلار برساند. طبیعی است که حمله به ایران، اگر قرار باشد، پس از انتخابات برنامهریزی شود. قیمت بالای امروز مانع خود حمله پیش از رأیگیری است، اما این بازدارندگی تاریخ انقضا دارد. جهت دوم، قیمت بهعنوان پیشبینی. بازار با قیمت ۱۱۷دلاری احتمال بالایی برای تشدید بحران قائل شده است. اگر چنین باشد، حمله تازه الزاما جهش مطلق ایجاد نمیکند و فقط بخشی از آنچه از قبل پیشخرید شده است، تایید میشود. اما اگر صادرات نفت خلیجفارس واقعا مختل شود، فاصله «ترس» تا «کمبود» یکشبه پر شده و بازاری که اکنون کمبود گازوئیل دارد و به گفته آژانس بینالمللی انرژی قرار است تا ۲۰۲۷ ادامه پیدا کند و ذخایر راهبردیاش پایینترین سطح چند دهه را دارد، توان جذب شوک دیگری نخواهد داشت.
سناریوهای پیش روی بازار
آنچه در ادامه میآید برآورد بر پایه دادههای بالاست و نه پیشبینی قطعی. حمله پس از انتخابات و تمرکز بر انرژی ایران: اگر گزارشهای برنامهریزی درست باشند و عملیاتی شوند، محتملترین نتیجه کوتاهمدت جهش قیمت از رکورد ۱۱۴.۴۴دلار به بالاتر است؛ بهویژه اگر ایران یا متحدانش با حمله به تاسیسات عربستان یا کشتیرانی پاسخ دهند. حملات حوثیها به ینبع نشان میدهد این پاسخ کاملا در توان آنهاست. ماندن در وضعیت تعلیق: اگر انتخابات تغییری در محاسبه ایجاد کند یا مذاکره راه باز کند، پایین آمدن تدریجی قیمت ممکن است، اما نه سقوط آزاد. کمبود گازوئیل و ضعف پالایشگاهها مستقل از جنگ ادامه دارد. تشدید پیش از موعد: اگر حوثیها یا نیروهای دیگر زودتر از انتخابات وارد حمله بزرگتری شوند، دولت ترامپ مجبور میشود بدون زمانبندی دلخواهش واکنش نشان دهد. این بدترین حالت برای قیمت و برای کاخ سفید است.
۳ نوامبر؛ نقطه عطف
بازار نفت امروز نه کمبود را قیمتگذاری میکند و نه صلح را، بلکه زمانبندی را. همه میدانند که ۳نوامبر نقطه عطف است و قیمت ۱۱۷دلاری یعنی بازار باور ندارد تعلیق جنگ ماندگار باشد. اگر پس از رأیگیری حملهای به زیرساخت انرژی ایران صورت بگیرد، کاخ سفید ثابت کرده که پیش از آن با نفت روسیه، گازوئیل قرمز و وام ذخایر سوخت حرارتی چیز زیادی به دست نیاورده است. پرسش اصلی همین است: دولتی که امروز برای ۳۰ سنت ارزانتر شدن گازوئیل قوانین را دور میزند، فردا برای هدف قرار دادن نفت ایران چه قیمتی را حاضر است تحمل کند؟