توانایی کرملین در تبدیل انرژی به اهرم سیاسی

معامله دموکراسی در ازای دیزل

شماره روزنامه: ۶۶۸۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۲۹۳۰ بازار نفت

فرشید فرحناکیان*

توافق اخیر دونالد ترامپ با ولادیمیر پوتین برای واردات گازوئیل روسی (Russian Diesel) فراتر از یک تصمیم انرژی است؛ این توافق نمونه‌ای تازه از «ژئواکونومیک‌سازی جنگ» (Geoeconomization of War) است که در آن امنیت انرژی، بازار سوخت و تقویم انتخاباتی آمریکا بر تداوم حمایت از یک دموکراسی در حال جنگ وزن می‌گیرد.

توانایی کرملین در تبدیل انرژی به اهرم سیاسی

توماس فریدمن، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز، این معامله را «دموکراسی در ازای دیزل» (Democracy-for-Diesel) نامیده و آن را نمادی از فروپاشی اخلاقی سیاست خارجی آمریکا توصیف کرده است. پرسش جدی‌تر این است: آیا واشنگتن در حال تبدیل جنگ اوکراین به یک ابزار مدیریت قیمت سوخت و بقا در انتخابات میان‌دوره‌ای است؟

ترامپ اوایل اکتبر اعلام کرد روسیه بلافاصله بیش از ۳۰۰هزار تن گازوئیل به بازار آمریکا و جهان عرضه خواهد کرد؛ سپس ۵۰۰هزار تن در نوامبر و در ادامه تا ۳‌میلیون تن دیگر. وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز مجوزی موقت برای دورزدن تحریم‌های بخش انرژی روسیه (Energy Sanctions Waiver) صادر کرد تا این عرضه ممکن شود. در ظاهر، هدف ساده است: کاهش قیمت گازوئیل در آمریکا، آرام‌کردن رانندگان کامیون و کشاورزان و مهار فشار انتخاباتی بر جمهوری‌خواهان پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای. در ژئوپلیتیک اما هیچ محموله نفتی «فقط سوخت» نیست. گازوئیل برای روسیه هم منبع درآمد ارزی است، هم ابزار بازسازی قدرت لجستیک ارتش و هم امتیازی سیاسی برای نشان‌دادن اینکه مسکو همچنان می‌تواند بازار جهانی انرژی را متاثر کند. به‌بیان‌دیگر، این توافق در عین کاهش احتمالی فشار قیمت در آمریکا، جریان درآمدی کرملین را تقویت می‌کند؛ همان جریانی که بخشی از آن به ماشین جنگی روسیه در اوکراین تزریق می‌شود.

مهم‌ترین نکته، توازن فشارها نیست، بلکه جهت‌گیری آن است. گزارش‌ها حاکی‌اند مقام‌های آمریکایی از اوکراین خواسته‌اند حملات به پالایشگاه‌های نفتی روسیه (Russian Oil Refineries) را متوقف کند؛ درحالی‌که از پوتین خواسته نشده حملات به زیرساخت انرژی اوکراین (Ukraine’s Energy Infrastructure) را پایان دهد. این عدم تقارن، اصل بنیادین «تراز فشار» (Pressure Balance) را زیر سوال می‌برد. اوکراین طی سال‌های گذشته نشان داده که پالایشگاه‌ها و تاسیسات صادراتی روسیه، حلقه‌ای حساس در اقتصاد جنگ مسکو هستند. حملات پهپادی به این تاسیسات، ظرفیت پالایش روسیه را کاهش داده، صادرات گازوئیل را محدود کرده و هزینه جنگ را برای کرملین سنگین‌تر ساخته است. وقتی واشنگتن از کی‌یف می‌خواهد این اهرم را کنار بگذارد، اما همزمان درهای بازار جهانی را برای گازوئیل روسی باز می‌کند، عملا از اوکراین می‌خواهد اهرم فشار اقتصادی خود را واگذار کند؛ درحالی‌که پوتین هم درآمد می‌گیرد و هم آزادی عمل نظامی بیشتری پیدا می‌کند. این همان چیزی است که ولودیمیر زلنسکی آن را «هدیه به پوتین» خوانده است. از منظر کی‌یف، مساله فقط قیمت گازوئیل نیست؛ مساله این است که صلح نباید به «تسلیم بسته‌بندی‌شده» (Capitulation Packaged as Peace) تبدیل شود.

شاید بتوان توافق را با منطق داخلی آمریکا توضیح داد: قیمت گازوئیل یکی از حساس‌ترین شاخص‌های اقتصادی برای رأی‌دهندگان است. افزایش هزینه سوخت، تورم لجستیک، هزینه حمل‌ونقل و قیمت مواد غذایی را بالا می‌برد و به‌سرعت به گفتمان انتخاباتی تبدیل می‌شود. ترامپ ظاهرا امیدوار است ورود گازوئیل ارزان‌تر روسی، پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، فشار اقتصادی بر جمهوری‌خواهان را کاهش دهد. این محاسبه اما از دو جهت شکننده است. نخست، حجم اعلام‌شده صادرات در مقیاس مصرف عظیم آمریکا و بازار جهانی چندان چشم‌گیر نیست؛ برخی تحلیل‌ها حجم اولیه را معادل کمتر از ۲هفته مصرف گازوئیل آمریکا برآورد کرده‌اند. دوم، ظرفیت پالایش روسیه به‌دلیل حملات اوکراین آسیب دیده و اجرای کامل وعده‌های مسکو نامطمئن است؛ بنابراین حتی از منظر صرفا اقتصادی نیز، این معامله ممکن است هزینه سیاسی و راهبردی بالایی در برابر منفعت نامطمئن بپردازد.

آمریکا سال‌ها از زبان «امنیت انرژی» (Energy Security) و «بازارهای آزاد» (Free Markets) برای نقد وابستگی اروپا به گاز روسیه استفاده کرده است. اروپا پس از حمله روسیه به اوکراین، با هزینه‌ای سنگین، مسیر کاهش وابستگی به انرژی روسیه را در پیش گرفت. حال اگر واشنگتن خودش گازوئیل روسی را وارد بازار کند، پیام دوگانه‌ای مخابره می‌کند: تحریم‌ها ابزار فشار بر دشمن هستند، اما وقتی نیاز داخلی یا تقویم انتخاباتی اقتضا کند، می‌توانند موقتا کنار گذاشته شوند. این پیام برای متحدان اروپایی خطرناک است. اگر تحریم‌ها به‌جای ابزار راهبردی، به متغیری قابل‌مذاکره تبدیل شوند، انگیزه کشورها برای سرمایه‌گذاری بلندمدت در تنوع‌بخشی انرژی (Energy Diversification)، ذخایر راهبردی (Strategic Reserves) و فناوری‌های جایگزین کاهش می‌یابد. ژئواکونومی زمانی اثرگذار است که قواعد آن قابل پیش‌بینی باشد؛ نه آنکه هر بار با نوسان قیمت سوخت یا نتایج نظرسنجی‌ها تغییر کند.

توافق دیزل، پیامی فراتر از اوکراین دارد. برای کشورهایی که با تهاجم، تحریم یا فشار اقتصادی روبه‌رو هستند، این اتفاق نشان می‌دهد حمایت غرب می‌تواند تابع قیمت سوخت، نرخ تورم و انتخابات باشد. این ادراک، اعتبار «ضمانت امنیتی» (Security Guarantees) و «حمایت دموکراتیک» (Democratic Support) را تضعیف می‌کند. برای اوکراین، پیام حتی تلخ‌تر است: کشور قربانی تجاوز باید در انتخاب میان دفاع از زیرساخت اقتصادی دشمن و حفظ حمایت سیاسی آمریکا، محتاطانه‌تر عمل کند. این وضعیت، استقلال راهبردی کی یف را کاهش می‌دهد و به پوتین امکان می‌دهد از اختلاف میان متحدان غربی بهره‌برداری کند. روسیه سال‌ها تلاش کرده تا جنگ اوکراین را از یک مساله امنیت اروپایی به یک مساله هزینه‌بر برای غرب تبدیل کند؛ توافق دیزل دقیقا در همین مسیر حرکت می‌کند.

فریدمن با مقایسه ترامپ و نویل چمبرلین، از زبان اخلاقی قدرتمندی استفاده می‌کند. این مقایسه از نظر بلاغی موثر است؛ اما از نظر تحلیلی باید با احتیاط خواند. چمبرلین در ۱۹۳۸ با تهدید جنگ اروپایی روبه‌رو بود و سیاست «تسکین» (Appeasement) را برای اجتناب از جنگ برگزید. توافق کنونی اما بیشتر یک معامله انرژی–انتخاباتی است تا یک پیمان صلح؛ هرچند پیامد راهبردی آن می‌تواند مشابه باشد: تقویت متجاوز و تضعیف قربانی. بااین‌حال، نقد اصلی فریدمن محکم است. وقتی آمریکا از اوکراین می‌خواهد اهرم اقتصادی خود را کنار بگذارد، اما نسبت به حملات روزانه روسیه به زیرساخت مدنی و انرژی اوکراین سکوت می‌کند، «صلح» از ابزار پایان جنگ به ابزار فشار بر قربانی تبدیل می‌شود. در چنین وضعی، صلح دیگر بر پایه عدالت، امنیت و حاکمیت شکل نمی‌گیرد، بلکه بر پایه معامله، قیمت سوخت و منافع کوتاه‌مدت بنا می‌شود.

تجربه اوکراین نشان داده است که جنگ مدرن فقط در میدان نبرد تعیین نمی‌شود، در بازارهای انرژی، زنجیره‌های تامین، تحریم‌ها و اعتبار نهادهای مالی نیز جریان دارد. گازوئیل روسی در این معادله فقط یک کالا نیست، نماد توانایی کرملین در تبدیل انرژی به اهرم سیاسی است. اگر غرب بخواهد از این الگو عبور کند، باید سه اصل را حفظ کند: تحریم‌ها نباید ابزاری قابل‌فروش در بازار داخلی باشند؛ فشار بر متجاوز و قربانی نباید متقارن باشد؛  صلح نباید به قیمت واگذاری اهرم دفاعی قربانی به دست آید. توافق «دموکراسی در ازای دیزل» شاید بتواند برای چند هفته قیمت پمپ‌بنزین را آرام کند، اما اگر هزینه آن تضعیف اوکراین، تقویت درآمد جنگی روسیه و فرسایش اعتبار آمریکا باشد، قیمت واقعی آن بسیار بالاتر از قیمت هر لیتر گازوئیل خواهد بود. ژئواکونومیک وقتی معنا دارد که در خدمت نظم مبتنی بر قاعده باشد، نه وقتی‌ که دموکراسی را به کالایی در معامله سوخت تبدیل کند.

*  دکترای حقوق نفت و گاز

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن