تقابل گوگل با کاربر ایرانی

کاربری را در نظر بگیرید که ماه‌ها با اتکا به یک شبکه‌ خصوصی مجازی یا استفاده از وی‌پی‌ان و یک آی‌پی ثابت خارجی، مرزهای فیلترینگ و تحریم را دور زده و به سرویس‌های مدرن هوش مصنوعی متصل بوده است. او امروز ناگهان در برابر دیواری نامرئی متوقف می‌شود. ورود ناموفق، درخواست احراز هویت مضاعف، یا تعلیق بی‌سروصدای حساب کاربری و دوندگی‌های بی‌حاصل در مسیر‌های پشتیبانی. این تجربه ملموس، اعلام پایان یک دوران در زیست دیجیتال ایرانیان است. تقلای کاربران ایرانی برای ایجاد یک هویت جعلی تنها برای رسیدن به سرویس‌های بین‌المللی بارها و بارها به در بسته خورده و حالا این تهدید وجود دارد که دست دیجیتال آنها از عمده سرویس‌ها قطع شود و این می‌تواند به فاجعه‌ای دیجیتال و قطعا واقعی بینجامد، چنانچه اخیرا شاهدیم که گوگل دسترسی ایرانی‌ها را حتی با وجود استفاده از وی‌پی‌ان به برخی از برنامه‌هایش از جمله «Flow» مسدود کرده است.

آیا پایان یک دوران فرارسیده است؟

تا پیش از این، صورت‌مساله دور زدن محدودیت‌های جغرافیایی، به یک فرمول خطی و ساده تقلیل می‌یافت. آی‌پی ایران، عبور از یک واسطه و در نهایت رسیدن به آی‌پی خارجی. اما اکنون، سهولت سابق از میان رفته است. دسترسی به پلتفرم‌های جهانی، دیگر فقط با ابزارهایی مانند وی‌پی‌ان به‌چنگ نمی‌آید.

در اثر تحریم‌ها، مسیرهای اتصال به شبکه جهانی گشایش دیروز را ندارد و سرویس‌دهندگان عموما به دلیل تحریم‌ها تمایل چندانی به همکاری نشان نمی‌دهند. ایرانیان تاکنون از طریق بازار محدودی از واسطه‌ها به سرویس‌های بین‌المللی دسترسی پیدا می‌کردند و این احتمال نیز وجود دارد که برای تشدید فشار‌ها، مکانیسم‌های پیشرفته‌ای در جهت شناسایی ایرانیان به‌کار گرفته شوند و خلاصه آنکه کاربر ایرانی امروز در میانه یک محاصره دوگانه گرفتار است؛ هم از بیرون و هم از داخل. ضرورتی برای ورود به بحث فیلترینگ در این گزارش وجود ندارد.

در هر صورت، دوران تقلیل دادن هویت دیجیتال به یک رشته‌عدد جغرافیایی به سر آمده است. در مواجهه با این نظارت هوشمند، کاربران ایرانی نیز به روش‌های متفاوتی متوسل شده‌اند. برای مثال، یکی از ترفندهای رایج، دستکاری تنظیمات حساب کاربری گوگل (Gmail) و فعال کردن گزینه‌هایی است که به سیستم می‌گوید کاربر دائما در حال سفر (Frequent Traveler) است. به این امید که پرش‌های مداوم آی‌پی میان کشورهای مختلف، حساسیت الگوریتم‌ها را برانگیخته نکند. اما آیا این ترفندهای ساده در برابر معماری جدید پلتفرم‌ها کارآیی دارند؟ کاربرانی که با استفاده مستمر از این سرویس‌ها به درآمد رسیده‌اند چگونه باید خود را سازگار کنند؟

دست محدودکننده‌ها باز و دست محدودشونده بسته

در همین رابطه، علی کیائی‌فر، کارشناس امنیت شبکه، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» به بررسی ابعاد فنی این تقابل می‌پردازد. او در پاسخ به این پرسش که تجمیع داده‌های حساب کاربری تا چه حد می‌تواند استفاده از آی‌پی جعلی یا استفاده از وی‌پی‌ان را آشکار کند، می‌گوید: «وی‌‌پی‌ان معمولا فقط آی‌پی و مسیر ظاهری اتصال را تغییر می‌دهد و شبکه توزیع محتوا (CDN) یا پلتفرم، آی‌پی وی‌پی‌ان را می‌بیند. اما آی‌پی تنها نشانه موجود نیست. سابقه ورود (Login) و Session، کوکی‌ها (Cookies)، مشخصات مرورگر و دستگاه، منطقه زمانی (Timezone) و زبان (Language)، ردپای دیجیتال (Fingerprints) و الگوهای رفتاری می‌توانند در کنار هم نشان دهند که کاربر با وجود استفاده از آی‌پی خارجی، احتمالا از ایران متصل شده است.»

کیائی‌فر با اشاره به تنوع روش‌های شناسایی افزود: «پلتفرم‌های بزرگ می‌توانند با تحلیل رفتار (Behavioral Analytics) و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، مجموعه‌ای از این سیگنال‌ها را با هم تحلیل کنند و برای هر کاربر یک احتمال یا امتیاز ریسک (Risk Score) بسازند. این به معنی تشخیص قطعی موقعیت مکانی همه کاربران نیست، اما می‌تواند احتمال تعلق کاربر به یک کشور یا منطقه را با دقت بیشتری مشخص کند. اینکه چنین قابلیتی تا چه حد در عمل استفاده شود، به سیاست‌های تحریمی و سطح سخت‌گیری پلتفرم‌ها بستگی دارد.»

به‌گفته این کارشناس، در حال حاضر بخش قابل‌توجهی از محدودیت‌ها با روش‌های ساده‌تری مانند تشخیص آی‌پی ایران اعمال می‌شود. او اظهار کرد: «اما اگر در آینده الزامات انطباق مقرراتی (Compliance) سخت‌گیرانه‌تری برای شناسایی کاربران ایرانی ایجاد شود، پلتفرم‌ها می‌توانند از مجموعه وسیع‌تری از سیگنال‌ها استفاده کنند و حتی دسترسی‌هایی را که از طریق وی‌پی‌ان خارجی برقرار می‌شوند محدود کنند. در چنین شرایطی صرف تغییر آی‌پی دیگر راه‌حل قابل اتکایی نخواهد بود و محدود شدن گسترده سرویس‌های ابری (Cloud)، نرم‌افزار به عنوان خدمت (SaaS)، توسعه‌دهندگان (Developer) و امنیت (Security) می‌تواند هزینه و اختلال قابل‌توجهی برای کاربران و کسب‌وکارهای ایرانی ایجاد کند.»

ایرانیان و هزینه‌ای مستمر برای هویت دیجیتال

در سوی دیگر، شرکت‌های توسعه‌دهنده هوش مصنوعی، تساهل مصلحتی را کنار گذاشته و سیستم‌های نظارتی خود را به سلاح همان هوش مصنوعی مجهز کرده‌اند. گزارش تهدیدهای شرکت آنتروپیک در سپتامبر ۲۰۲۶، پرده از این رویارویی برمی‌دارد. بر اساس این گزارش، حساب‌هایی که با اتکا بر سرورهای مجازی (VPS) کشورهای مجاز ساخته شده بودند اما در واقع از مناطق پشتیبانی‌نشده هدایت می‌شدند، شناسایی و مسدود شدند. پلتفرم‌ها دیگر به مسدودسازی آی‌پی بسنده نمی‌کنند. آنها حساب‌های چرخشی، ایمیل‌های ناشناس و شماره‌های مجازی را به صورت سیستماتیک هدف قرار می‌دهند.

این تقابل، یک هزینه پنهان اقتصادی نیز برای کاربر ایرانی به همراه دارد. پولی که برای خرید حساب‌های واسطه، شماره‌های مجازی و ‌وی‌پی‌ان‌های اختصاصی پرداخت می‌شود، با هر بار شناسایی شدن در این سیستم‌های هوشمند، دود می‌شود. کاربر ایرانی در یک چرخه باطل پرداخت هزینه‌های مستمر برای حفظ یک هویت دیجیتال موقت گرفتار شده است.

با تمام این اوصاف، چرا سیاستگذاران جهانی از جمله ایالات متحده آمریکا و پلتفرم‌های جهانی تا این حد بی‌محابا و بدون نگرانی از تبعات شبکه‌ای، می‌توانند کاربران یک جغرافیا را حذف کنند؟ چرا اصلا این احتمال وجود دارد که کاربران ایرانی با خطر قطع دسترسی کامل به سرویس‌های جهانی مواجه شوند. پاسخ این پرسش‌ها در اقتصاد سیاسی زیرساخت و موقعیت کنونی ایران در صنعت تلکام جهانی نهفته است.

هزینه پایین محدود کردن ایرانیان

علی کیائی‌فر، با اشاره به سیاست‌های اشتباه دهه‌های گذشته، می‌گوید: «ما طی سالیان متمادی بیشتر به‌عنوان مصرف‌کننده سرویس‌های اینترنتی توسعه پیدا کرده‌ایم و سهم محدودی از زنجیره جهانی ارائه سرویس، میزبانی (Hosting)، خدمات ابری (Cloud)، شبکه توزیع محتوا (CDN)، اتصال متقابل شبکه‌ها (Peering) و ترانزیت (Transit) داشته‌ایم. برای سنجش جایگاه یک کشور در اینترنت هم صرفا نباید به نسبت آپلود و دانلود نگاه کرد. شاخص‌هایی مانند ظرفیت ترانزیت بین‌الملل، تعداد و کیفیت اتصال متقابل، حضور شبکه‌های توزیع محتوا و ارائه‌دهندگان خدمات ابری، ظرفیت مراکز داده و میزان عبور ترافیک بین‌المللی معیارهای دقیق‌تری هستند. ما در بسیاری از این حوزه‌ها نقش محدودی داشته‌ایم.»

او با تاکید بر اینکه ایران به لحاظ جغرافیایی موقعیت ممتازی برای تبدیل شدن به کریدور ترانزیت داده میان شرق و غرب دارد، تصریح کرد: «ما هیچ‌گاه به‌طور جدی به این سمت نرفتیم که بخشی از شرکت‌های بزرگ دنیا سرویس‌هایشان را از زیرساخت ایران ارائه دهند یا بخشی از ترافیک منطقه از ایران عبور کند. اگر ایران سهم بیشتری در‌هاستینگ،  Peering و ترانزیت منطقه داشت، حذف یا محدود کردن آن برای سایر بازیگران نیز هزینه بیشتری ایجاد می‌کرد. این موضوع تحریم یا مسدودسازی جغرافیایی (Geoblocking) را غیرممکن نمی‌کرد، اما وابستگی متقابل و هزینه اعمال محدودیت را افزایش می‌داد.»

این کارشناس امنیت شبکه با اشاره به فرصت‌های از دست‌رفته اقتصادی در این حوزه افزود: «ایران به دلیل هزینه نسبتا پایین انرژی، موقعیت جغرافیایی و امکان توسعه بستر فیبر نوری برای اتصال اوراسیا به کشورهای عربی و همچنین شرق و غرب، ظرفیت مناسبی برای توسعه مراکز داده و کسب درآمد از ترانزیت داده دارد. البته این مزیت‌ها به‌تنهایی کافی نیست و به برق پایدار، مسیرهای ارتباطی متنوع، اتصال متقابل گسترده، حضور سرویس‌های ابری و شبکه توزیع محتوا، ثبات مقررات و امکان سرمایه‌گذاری نیاز دارد. زیرساخت اینترنت ما باید به سمتی برود که تنها مصرف‌کننده نباشیم و به بخشی از ارائه‌دهندگان سرویس و ترانزیت منطقه‌ای تبدیل شویم.» آن چه در گذر زمان جبران نمی‌شود، انرژی و هزینه‌ای است که کسب‌وکارها و افراد در معادلات این‌چنینی از دست می‌دهند.