یکی از مهمترین زمینههای شکلگیری اختلاف میان مؤدی و سازمان امور مالیاتی، اختلاف در تشخیص واقعیت اقتصادی فعالیت مؤدی است؛ اینکه میزان واقعی فروش و خرید چه مقدار بوده و درآمد مشمول مالیات به چه میزان است.
چند سال پیش، در یکی از پنلهای همایش بانکداری اسلامی، پیشنهادی را مطرح کردم که با واکنش تند برخی اعضای پنل روبهرو شد: «ایران باید امکان استقرار «بانکداری دوگانه» را به رسمیت بشناسد؛ یعنی بانکداری اسلامی و بانکداری متعارف بتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند و بانک و مشتری حق انتخاب داشته باشند.»
روزنامه دنیایاقتصاد در شماره روز پنجشنبه خود به مدت زمان مورد نیاز بازسازی اقتصادی پس از جنگ پرداخته بود؛ سوژه بکر و نابی بود. براساس برآورد نویسندگان این روزنامه بین ۲ تا ۸سال - با در نظر گرفتن میزان سرمایهگذاری و رشد تولید ناخالص داخلی- زمان میبرد تا خسارت ۲۷۰میلیارد دلاری ناشی از جنگ جبران شود؛ یک برآورد نسبتا منطقی. اما بیاییم از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم. در واقع بیاییم از تجربیات جنگی کشورهای دیگر بهویژه کشورهایی که در دوران جنگ جهانی دوم شدیدترین آسیبها و خسارتها را دیدند، بهره ببریم. اما قبل از پرداختن به این موضوع نگاهی بیندازیم به مقایسه خسارت جنگ ۴۰روزه با جنگ ۸ساله تحمیلی عراق علیه ایران. طی ۴۰روز بنا به گفته خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت، ۲۷۰میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم ناشی از جنگ بوده است.