عقب‌نشینی تاکتیکی حزب‌الله یا تغییر موازنه قدرت؟

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمدحسین باقی:  ماه‌ها بود که حزب‌الله با تپه «علی الطاهر» در جنوب لبنان، به‌عنوان استثنایی بر راهبرد کلی خود رفتار می‌کرد؛ راهبردی که از زمان آغاز جنگ با اسرائیل در ۲ مارس اتخاذ شده بود و بر اساس آن، حزب‌الله از نبرد برای حفظ مواضع جغرافیایی ثابت به هر قیمت ممکن، پرهیز می‌کرد. این تغییر رویکرد، بازتاب درس‌هایی بود که از جنگ سال ۲۰۲۴ گرفته شده بود. «آدم شمس‌الدین» در گزارشی برای «میدل ایست آی» نوشت، یک مقام مطلع از تفکر حزب‌الله گفت که آن تجربه - از جمله نبردهای طولانی‌مدت در اطراف شهرک‌هایی مانند «خیام» - حزب‌الله را به سمت یک راهبرد چریکی منعطف‌تر سوق داد؛ راهبردی که در آن، رزمندگان این گروه از وابستگی به یک منطقه جغرافیایی خاص پرهیز کرده و در عوض، توانایی خود برای انجام عملیات پس از پیشروی‌های اسرائیل را حفظ می‌کردند.

حتا نبرد «بنت جبیل» در ماه آوریل - که مدت‌ها به‌عنوان «مادرِ تمام نبردها» توصیف می‌شد - در داخل تشکیلات حزب‌الله به‌عنوان موقعیتی تلقی نمی‌شد که لازم باشد تا آخرین نفر از آن دفاع شود. اما وضعیت «علی الطاهر» متفاوت بود. در ماه ژوئن، اندکی پیش از اجرایی‌شدن آتش‌بس، یکی از مقامات حزب‌الله به «میدل ایست آی» گفت که از این تپه «تا آخرین نفر» دفاع خواهد شد و تسلیم نخواهد شد. او این موقعیت را دارای اهمیت راهبردی فوق‌العاده توصیف کرد، اما تأکید داشت که «تاکتیک‌ها و راهبردها متناسب با شرایط تغییر می‌کنند» و اظهاراتش بازتاب‌دهنده شرایط جنگ تمام‌عیاری بود که در آن زمان جریان داشت. درک این تفاوت برای فهم وقایع بعدی مهم است.

«علی الطاهر» صرفاً یک تپه نیست. این ارتفاعات که بر «نبطیه» و منطقه «اقلیم‌التفاح» مشرف است و در فاصله تقریبی ۱۵ کیلومتری مرز اسرائیل با ارتفاعی حدود ۶۰۰ متر قرار دارد، بر جاده‌ها و مسیرهای دسترسی مهمی در سراسر جنوب لبنان تسلط دارد. برخی می‌گویند که این ارتفاعات حاوی تأسیسات فرماندهی و تسلیحاتی زیرزمینی حزب‌الله است؛ در همین حال، ارتش اسرائیل در مجموعه ویدئوهایی اعلام کرد که با ۱۱۰۰ تن مواد منفجره مسیرهای زیرزمینی و زیرساخت‌های نظامی را در «علی الطاهر» منهدم کرده که یک زلزله ۱/۴ ریشتری به دنبال داشت.

به گفته این مقام حزب‌الله، ارزش استراتژیک «علی‌الطاهر» ناشی از سه عامل به‌هم‌پیوسته بود: تأسیسات زیرزمینیِ موجود در زیر این ارتفاعات، ارتباط آن‌ها با سایر مواضع استراتژیک زیرزمینی، و مزیت جغرافیایی که خودِ این تپه فراهم می‌کرد. او استدلال کرد که ازدست‌رفتن این موقعیت، به اسرائیل اجازه می‌دهد تا جهت تهدید نظامی را معکوس کند؛ بدین معنا که به‌جای استفاده حزب‌الله از قلمروِ شمال رودخانه «لیتانی» برای تهدید شمال اسرائیل، نیروهای اسرائیلی موقعیتی به دست می‌آوردند که از طریق آن می‌توانند بر مناطق نبطیه و اقلیم‌التفاح اعمال فشار کرده و بر آن‌ها نظارت داشته باشند.

این محاسبات توضیح می‌دهد که چرا حزب‌الله حتا پس از آتش‌بس ماه ژوئن - و باوجوداینکه تا حد زیادی از دفاع در مواضع ثابت در سایر نقاط دست کشیده بود - به نبرد در اطراف این ارتفاعات ادامه داد. علی‌الطاهر تا هفته‌ها پس از آتش‌بس همچنان صحنه حملات روزانه اسرائیل و حملات پهپادی حزب‌الله بود؛ این در حالی بود که ایالات متحده پیشنهاد کرده بود حزب‌الله این موضع را در چارچوب یک توافق گسترده‌تر خلع سلاح، به ارتش لبنان واگذار کند. این نبرد در نهایت به یک درگیری فرسایشی طولانی‌مدت تبدیل شد. اسرائیل نظارت هوایی و عملیاتی خود را بر این ارتفاعات حفظ کرد و ضمن بمباران مکرر منطقه، به‌تدریج حلقه فشار را بر مجموعه زیرزمینی تنگ‌تر کرد. در ماه اوت، مقامات اسرائیلی آشکارا درباره گسترش عملیات هوایی و زمینی در اطراف علی‌الطاهر صحبت می‌کردند و گزارش‌های اسرائیلی مدعی بودند که نیروهای حزب‌الله همچنان در تونل‌های زیر این ارتفاعات حضور دارند.

حزب‌الله در مورد علی الطاهر چه می‌گوید؟

این مقام حزب‌الله که خواست نامش فاش نشود، استدلال می‌کند که اهمیت عقب‌نشینی این گروه را نمی‌توان تنها به ادعای اسرائیل مبنی بر کنترلِ فعلی این رژیم بر این تپه تقلیل داد. او گفت: «این تپه نزدیک به سه ماه زیر نظارت کامل هوایی و عملیاتی اسرائیل و در معرض بمباران مداوم قرار داشت، و بااین‌حال نیروهای ما در مواضع خود ایستادگی کردند». وی افزود که تصمیم نهایی برای عقب‌نشینی، حاصل ارزیابی هزینه -فایده بود، نه ناشی از نادیده‌گرفتن اهمیت استراتژیک این موضع. این تمایز به‌ویژه از زمانی اهمیت یافت که اسرائیل در ۳ سپتامبر اعلام کرد «کنترل عملیاتی» منطقه «علی‌الطاهر» را به دست گرفته است.

ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروهایش رزمندگان حزب‌الله را از دو مسیر زیرزمینی عقب رانده و هم در سطح زمین و هم در زیرِ آن، کنترل خود را بر این مکان برقرار ساخته‌اند. «اسرائیل کاتس»، وزیر جنگ این رژیم، متعاقباً این اقدام را به‌مثابه تثبیت منطقه امنیتی اسرائیل در جنوب لبنان توصیف کرد. بااین‌حال، «کنترل عملیاتی» لزوماً به معنای اشغالِ بی‌چالش یا دائمی نیست. اکنون پرسش این است که اسرائیل چگونه از این مزیت استفاده خواهد کرد. مقامات اسرائیلی گفته‌اند که قصد دارند تا زمان خلع سلاح حزب‌الله در منطقه امنیتی خود باقی بمانند؛ بدین ترتیب، «علی الطاهر» به چیزی فراتر از یک دستاورد میدانی تبدیل شده و اکنون بخشی از اهرم فشار اسرائیل در مذاکرات با لبنان محسوب می‌شود.

در همین حال، چالش پیش روی حزب‌الله این است که چگونه پیامدهای ازدست‌دادن یک موقعیت راهبردی ارزشمند را مدیریت کند، بی‌آنکه اجازه دهد این مسئله به تضعیف گسترده‌ترِ آرایش نظامی‌اش در شمال رودخانه لیتانی منجر شود. واکنش این حزب احتمالاً کمتر به تلاش برای بازپس‌گیری فوری تپه وابسته خواهد بود و بیشتر به این موضوع بستگی دارد که آیا اسرائیل می‌تواند از آن به‌عنوان سکویی برای نفوذ یا تسلط بر مناطق راهبردی پیرامونی استفاده کند یا خیر. این مقام حزب‌الله تأکید کرد که موقعیت «علی الطاهر» همچنان تحت اشراف و دیدِ سایر تپه‌های راهبردی تحت کنترل این حزب قرار دارد. او استدلال کرد که توانایی اسرائیل برای ورود به این ارتفاعات و تغییر جهت تهدید به سمت مناطق شمال لیتانی، برای حزب‌الله مقوله‌ای متفاوت و حائز اهمیت است.

پرسش محوری این است: آیا ازدست‌دادن «علی الطاهر» صرفاً یک عقب‌نشینی تاکتیکی و محدود باقی می‌ماند، یا اسرائیل کنترل این ارتفاعات را به مزیتی نظامی و سیاسی در ابعادی وسیع‌تر بدل می‌کند؟ پاسخ این پرسش به آن بستگی دارد که آیا اسرائیل می‌تواند مواضع خود را تثبیت و از این ارتفاعات برای محدود کردن آزادی عمل حزب‌الله بهره ببرد. در مقابل، آیا حزب‌الله می‌تواند نشان دهد که عقب‌نشینی از یک موقعیت راهبردی، به معنای فروپاشی شبکه نظامی گسترده‌تر آن نیست. گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که این نبرد با اعلان کنترل اسرائیل بر این مکان پایان نیافته است.

حملات اسرائیل در اطراف نبطیه ادامه یافته و هم‌زمان گزارش‌هایی از حملات حزب‌الله به نیروهای اسرائیلی در این منطقه مخابره شده است. از این منظر، اهمیت نهایی «علی الطاهر» ممکن است نه در وقایعِ خودِ تپه، بلکه در رویدادهای پیرامون آن نهفته باشد. اعمال «کنترل عملیاتی» بر این منطقه توسط اسرائیل، پایان‌بخش نبردی چندماهه بر سر یکی از مهم‌ترین مواضع ثابت حزب‌الله است. بااین‌حال، هنوز مشخص نیست که آیا این رویداد به معنای عقب نشینی حزب‌الله است، یا آغاز دور جدیدی از پیشروی اسرائیل به شمال رودخانه لیتانی، و یا صرفاً مرحله‌ای دیگر در گذار از جنگ متعارفِ خیرمقدم به‌نوعی رویاروییِ پراکنده‌تر. از منظر نظامیِ مورد ادعای اسرائیل، کنترل این تپه تغییر کرده است؛ اما نبردِ کلان‌تر بر سرِ این پهنه جغرافیایی، شبکه زیرزمینی حزب‌الله و ساختار امنیتیِ آتیِ جنوب لبنان، همچنان به قوت خود باقی است.

ترجمه: محمد حسین باقی