چرا آمریکا بازنده رقابت جهانی بر سر هوش مصنوعی است؟

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-کسری غفوری: هوش مصنوعی اکنون به نماد اصلی قدرت در جهان تبدیل شده و همزمان برتری آمریکا در این عرصه رو به کاهش است. اهمیت فناوری در سیاست، جنگ و دیپلماسی هیچ‌گاه تا این حد حیاتی نبوده است. عصر هوش مصنوعی دیگر یک مفهوم انتزاعی یا فانتزی نیست. تا همین چند وقت پیش، تاثیرات هوش مصنوعی بر سیاست و جنگ عمدتا فرضی بود، اما امروز با سرعت و قدرتی تکان‌دهنده خود را در واقعیت نشان می‌دهد.

در روزهای آغازین سال جاری میلادی، نیروهای آمریکایی در یک عملیات متهورانه با پشتیبانی هوش مصنوعی، به مقر نیکولاس مادورو در ونزوئلا یورش بردند. در ماه‌های بعد، آمریکا و اسرائیل نیز در حملات تجاوزکارانه خود به کشورمان از ابزارهای هوش مصنوعی در هدف‌گیری و تحلیل اطلاعات بهره‌گیری کردند. بهار امسال با ظهور مدل هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک با نام «میتوس» همراه بود که توانمندی‌های سایبری فراتر از توان انسانی از خود نشان داد و در ماه مه، دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ، رهبر چین، در نشست پکن پیرامون ایمنی هوش مصنوعی پای میز مذاکره نشستند.

تابستان اما یک زنگ خطر جدی بود. مدل جدید توسعه‌یافته توسط اوپن‌ای‌آی با طراحی مرحله‌به‌مرحله از زیر سایه نظارت انسانی گریخت و یک حمله سایبری پیچیده را علیه شرکت رقیب خود یعنی هاگینگ فِیس اجرا کرد. این تحولات شگفتی و اضطراب را توامان به همراه داشته و لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای استراتژی هوش مصنوعی آمریکا و تاثیر این فناوری بر موازنه قدرت جهانی رقم زده است.

جو بایدن پیش‌تر تلاش کرد با تثبیت مزیت‌های ژئواکونومیک و نظامی، برتری قاطعی به آمریکا در رقابت جهانی هوش مصنوعی ببخشد و پس از او ترامپ نیز وعده داد که انقلاب هوش مصنوعی عصر جدیدی از هژمونی آمریکا را به ارمغان خواهد آورد. تا این لحظه یعنی اواسط سال ۲۰۲۶، آمریکا همچنان موقعیت قدرتمندی دارد. کاربردهای نظامی هوش مصنوعی این کشور در دریای کارائیب و خلیج فارس چشمگیر است و مدل‌های پیشرفته آن در جهان پیشتازند. اما همزمان با جهش‌های پیاپی نوآوری، چالش‌های سهمگینی در حال شکل‌گیری اند.

هال برندز، ستون‌نویس بلومبرگ و استاد کرسی هنری کیسینجر در مدرسه مطالعات پیشرفته بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز، در یادداشت اخیر خود استدلال می‌کند که دستاوردهای اخیر چین به‌طور جدی برتری آمریکا را زیر سوال برده است. جذابیت مدل‌های هوش مصنوعی چینی به‌دلیل هزینه کمتر، دسترسی آسان‌تر و بسط هژمونی پکن در سراسر جهان، به کلافی پیچیده برای غرب تبدیل شده است. از سوی دیگر، نگرانی‌های داخلی در آمریکا رو به افزایش است و این وضعیت می‌تواند با ایجاد مانع در مسیر توسعه هوش مصنوعی، پیامدهای مخرب ژئوپلیتیکی برای این کشور به همراه داشته باشد. کنترل‌های صادراتی که برای حفظ پیشتازی آمریکا طراحی شده بودند، اکنون دچار آشفتگی و ناکارآمدی شده‌اند.

در همین حال، بلوک متحدان غربی دقیقا در زمانی که آمریکا برای مهار نفوذ چین به همکاری آن ها نیاز مبرم دارد، در حال چندپارگی است. زیرساخت‌های کلیدی اکوسیستم جهانی هوش مصنوعی نیز از نظر نظامی به شدت آسیب‌پذیرتر شده‌اند. مجموع این عوامل این خطر را ایجاد می‌کند که آمریکا در تعیین‌کننده‌ترین نبرد تکنولوژیک و استراتژیک عصر حاضر دچار لغزش شود.

تلاش برای برتری در هوش مصنوعی از یک الگوی تاریخی و شناخته‌شده پیروی می‌کند. مطمئن‌ترین راه برای رهبری جهان، پیشتازی در فناوری‌های کلیدی هر عصر است. همان‌طور که بریتانیا در قرن نوزدهم با انقلاب صنعتی و آمریکا در قرن بیستم با تسلط بر فناوری‌هایی مانند شبکه برق و اینترنت به قدرت‌های بلامنازع تبدیل شدند، امروز نیز نبرد برای نفوذ جهانی به انقلاب هوش مصنوعی گره خورده است. هوش مصنوعی می‌تواند توازن نظامی را با ارائه قابلیت‌های جدیدی چون حملات سایبری ویرانگر، دسته‌های عظیم پهپادی و تصمیم‌گیری‌های سریع‌تر به کلی تغییر دهد. به باور مقامات پنتاگون، از این پس تمام جنگ‌های بزرگ جهان ماهیتی مبتنی بر هوش مصنوعی خواهند داشت.

کشوری که فناوری‌اش سراسر جهان را در بر بگیرد، اهرم فشار عظیمی به دست خواهد آورد. مقام‌های سابق کاخ سفید معتقدند اگر هشتاد درصد جهان از زیرساخت‌های فناوری آمریکا استفاده کنند این به معنای پیروزی قطعی است و اگر این سهم در اختیار فناوری چینی قرار گیرد، شکست آمریکا حتمی خواهد بود. برنامه اقدام هوش مصنوعی دولت ترامپ نیز بر این باور استوار است که پیروزی در این رقابت نیازمند آزادسازی ظرفیت آزمایشگاه‌های پیشرفته آمریکایی از طریق لغو مقررات دست‌وپاگیر، سرمایه‌گذاری عظیم در دیتاسنترها و شبکه برق و ترویج پلتفرم‌های آمریکایی در جهان است. ترامپ صراحتا اعلام کرده است که تنها تسلط بی‌چون‌وچرا و بلامنازع تکنولوژیک در سطح جهانی برای او قابل قبول است.

در همین راستا، وزارت خارجه آمریکا طرح «پاکس سیلیکا» را برای تامین امنیت زنجیره تامین نیمه‌هادی‌ها راه‌اندازی کرده و قراردادهایی با کشورهایی چون عربستان و امارات امضا کرده است تا با ارائه تراشه‌های پیشرفته، اقتصاد این کشورها را به اکوسیستم هوش مصنوعی آمریکا پیوند دهد. پنتاگون و نهادهای اطلاعاتی نیز استفاده از فناوری‌های جدید را سرعت بخشیده‌اند و آینده ماشین جنگی آمریکا را کاملا وابسته به هوش مصنوعی می‌دانند.

با این حال، پیشتازی آمریکا تا حدودی بر پایه‌هایی استوار است که در دوران بایدن بنا شد. معماری کنترل صادرات نیمه‌هادی‌ها که برای محدود کردن توسعه چین طراحی شده بود، به اذعان مدیران شرکت‌های چینی بزرگ‌ترین مانع بر سر راه توسعه فناوری پکن بوده است. اما این برتری در حال رنگ باختن است. اگرچه مدل‌های آمریکایی همچنان در صدر رده‌بندی‌ها قرار دارند، مدل‌های چینی پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای داشته‌اند و فاصله آمریکا با رقبا اکنون نه به سال، بلکه تنها به چند ماه تقلیل یافته است.

آمریکا در تجاری‌سازی و گسترش نفوذ هوش مصنوعی خود در اقتصاد واقعی با مشکل جدی مواجه است. مدل‌های آمریکایی با وجود کیفیت بالا بسیار گران هستند، در حالی که مدل‌های چینی با کسری از آن هزینه در دسترس عموم قرار دارند. در کشورهای در حال توسعه، هوش مصنوعی چینی به عنوان بخشی از یک بسته جامع شامل زیرساخت‌های فیزیکی، دیجیتال و سیستم‌های نظارتی ارائه می‌شود. این مدل‌های مقرون‌به‌صرفه حتی برای شرکت‌های کشورهای توسعه‌یافته نیز جذابیت بالایی دارند، تا جایی که یک شرکت مطرح آمریکایی پس از هک شدن توسط هوش مصنوعی سرکش رقیب، برای حل بحران امنیتی خود به یک مدل چینی پناه برد. علاوه بر این، پیوند تنگاتنگ بخش نظامی و مدنی در چین به دولت این کشور اجازه می‌دهد تا فناوری‌های تولید شده در بخش خصوصی را با سرعتی بالا به کار گیرد.

سیاست‌های بازدارنده آمریکا نیز کارایی خود را از دست داده‌اند. جنگ تعرفه‌ای ترامپ به اقدامات متقابل چین در زمینه محدودیت صادرات خاک‌های کمیاب منجر شد که قواعد بازی را تغییر داد. دولت آمریکا در راستای تنش‌زدایی اقتصادی، به دنبال فروش تراشه‌های پیشرفته به شرکت‌های چینی است؛ اقدامی که هشدارهای مکرر مقامات امنیتی مبنی بر تقویت ارتش چین را نادیده گرفته است.

همزمان، اضطراب فزاینده پیرامون هوش مصنوعی، پایه‌های استراتژی آمریکا را در داخل متزلزل کرده است. ترس از بیکاری گسترده و حوادث امنیتی اوج گرفته و مخالفت‌های عمومی با ساخت دیتاسنترهای جدید، فضای سیاسی آمریکا را ملتهب کرده است. رویکرد فعلی دولت به مقررات ایمنی نیز به دلیل ماهیت موقتی، غیرشفاف و سلیقه‌ای آن، با خطر جدی فساد و ناکارآمدی روبه‌رو است. تنش با متحدان اروپایی و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های جهانی از دیگر چالش‌های نگران‌کننده واشنگتن است. اتکای شدید آمریکا به تراشه‌های پیشرفته تایوان، با توجه به فشارهای فزاینده چین و تردیدهای شخص ترامپ در حمایت نظامی از این جزیره، نقطه ضعف استراتژیک بزرگی محسوب می‌شود. از سوی دیگر، حملات اخیر به دیتاسنترها در کشورهای حاشیه خلیج فارس، شکنندگی شبکه‌های فیزیکی حامی آمریکا را عیان کرده است.

هیچ‌یک از این بحران‌های درهم‌تنیده راه‌حل ساده‌ای ندارند. اگر تصمیم‌گیران آمریکایی نتوانند این چالش‌ها را مهار کنند، چشم‌انداز تکنولوژیک و ژئوپلیتیک این کشور در سال‌های پیش رو به شدت آسیب خواهد دید. به باور برندز، یک استراتژی کارآمد نیازمند احیای کنترل‌های صادراتی، کاهش وابستگی به چین در تامین مواد اولیه حیاتی و تسریع در انتقال فناوری به متحدان است. واشنگتن برای بقا در این کارزار باید به ائتلاف متحدان خود جان تازه‌ای ببخشد و حمایت دیپلماتیک و نظامی از تایوان را تقویت کند. در عرصه داخلی نیز تداوم پیشرفت مستلزم ایجاد شبکه‌های حمایتی برای آسیب‌دیدگان اقتصادی و تدوین قوانین شفاف ایمنی است تا اعتماد عمومی بازسازی شود.

رقابت در عرصه هوش مصنوعی و استراتژی حفظ قدرت جهانی آمریکا اکنون به حساس‌ترین مقطع تاریخی خود رسیده است. آینده نظم نوین جهانی تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا دولت مستقر در کاخ سفید می‌تواند بر تصمیمات واکنشی و مقطعی غلبه کرده و کلاف سردرگم مشکلاتی را که هر روز بیشتر سد راه توسعه این کشور می‌شوند، باز کند یا تسلیم رقبای تازه‌نفس خود خواهد شد؟