پذیرش تورم، استراتژی جدید بازارها

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمد امین مکرمی: اقتصاد جهانی وارد مرحله‌ای شده که تورم دیگر یک شوک موقتی تلقی نمی‌شود، بلکه به بخشی از واقعیت اقتصادهای بزرگ تبدیل شده است. پس از چند سال تلاش بانک‌های مرکزی برای بازگرداندن نرخ تورم به اهداف رسمی، اکنون بسیاری از سرمایه‌گذاران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که دوره تورم بالاتر از هدف ممکن است برای مدت طولانی ادامه یابد. همین تغییر نگرش، رفتار بازارهای مالی و استراتژی سرمایه‌گذاری را دگرگون کرده و باعث شده دارایی‌هایی که در برابر تورم مقاوم‌تر هستند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند.

در سال‌های ابتدایی دهه ۲۰۲۰، بحث اصلی اقتصاددانان این بود که آیا بانک‌های مرکزی می‌توانند با افزایش نرخ بهره، تورم را بدون ایجاد رکود مهار کنند یا خیر. در آن زمان دو سناریو بیشتر مطرح نبود؛ «فرود نرم» که در آن تورم کاهش می‌یافت و اقتصاد از رکود می‌گریخت، و «فرود سخت» که نتیجه اتخاذ سیاست‌های انقباضی شدید و کاهش رشد اقتصادی بود. اما امروز سناریوی سومی بیش از هر زمان دیگری مطرح است؛ اقتصادی که نه وارد رکود می‌شود و نه تورم به سطح هدف بازمی‌گردد.

به نوشته اکونومیست، این همان سناریوی «بدون فرود» است؛ وضعیتی که تا چند سال پیش بسیاری از بانکداران مرکزی حتی احتمال وقوع آن را رد می‌کردند. با این حال، اکنون شواهد نشان می‌دهد مهم‌ترین بانک‌های مرکزی جهان نتوانسته‌اند تورم را به اهداف خود بازگردانند. در آمریکا، شاخص تورم مورد توجه فدرال‌رزرو هرگز به هدف دو درصدی نرسید و پس از یک دوره کاهش، دوباره روندی صعودی پیدا کرد. در استرالیا، بریتانیا و منطقه یورو نیز نرخ تورم همچنان بالاتر از اهداف رسمی بانک‌های مرکزی قرار دارد.

تغییر مهم دیگر، تحول در انتظارات سرمایه‌گذاران و مصرف‌کنندگان است. نتایج نظرسنجی‌های بین‌المللی نشان می‌دهد بیش از نیمی از مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری انتظار دارند اقتصاد جهانی در یک سال آینده نیز در همین وضعیت باقی بماند؛ یعنی رشد اقتصادی ادامه پیدا کند، اما تورم همچنان بالاتر از سطح هدف باشد. در میان مصرف‌کنندگان آمریکایی نیز انتظار برای تداوم تورم به شکل محسوسی افزایش یافته است. افزایش قیمت انرژی در پی تنش‌های ژئوپلیتیک اخیر این روند را تشدید کرده، اما ریشه اصلی ماجرا آن است که تورم از سال ۲۰۲۱ تاکنون به‌طور پایدار به زیر دو درصد بازنگشته است.

درس‌های تازه 

این تحول، درس‌های تازه‌ای برای سرمایه‌گذاران به همراه داشته است. تجربه پنج سال گذشته نشان می‌دهد دارایی‌هایی که ارزش آنها با افزایش قیمت‌ها رشد می‌کند، عملکرد بسیار بهتری نسبت به دارایی‌های با درآمد ثابت داشته‌اند. بازارهای سهام، به‌جز چین، در اغلب اقتصادهای بزرگ جهان بازدهی مطلوبی ثبت کرده‌اند. رشد سودآوری شرکت‌ها و پیشرفت سریع فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی از عوامل تقویت‌کننده این روند بوده‌اند، اما حتی بدون این عوامل نیز سهام به دلیل برخورداری از درآمدها و دارایی‌های واقعی، در برابر تورم محافظت بیشتری برای سرمایه‌گذاران فراهم کرده‌اند.

در مقابل، اوراق قرضه یکی از بازندگان اصلی دوره تورمی بوده است. ارزش واقعی پرداخت‌های ثابت این اوراق با افزایش قیمت‌ها کاهش می‌یابد و همزمان رشد نرخ‌های بهره نیز باعث افت قیمت اوراق موجود در بازار می‌شود. به همین دلیل، سرمایه‌گذاران برای جبران ریسک تورم، بازدهی بیشتری مطالبه می‌کنند. اگر انتظار تداوم تورم تقویت شود، فشار برای افزایش نرخ بازده اوراق نیز ادامه خواهد یافت.

البته حتی دارایی‌هایی که در بلندمدت از تورم پیشی می‌گیرند نیز از نوسانات شدید مصون نیستند. طلا که همواره به‌عنوان پناهگاه سرمایه در دوران تورمی شناخته می‌شود، پس از جهش قابل توجه قیمت، بخشی از ارزش خود را از دست داده است. برخی تحلیلگران معتقدند استقبال گسترده از این فلز گران‌بها در سال‌های گذشته، زمینه شکل‌گیری حباب قیمتی را فراهم کرده بود. بازار سهام و املاک تجاری نیز در دوره افزایش شدید نرخ‌های بهره نوسانات قابل توجهی را تجربه کردند.

از نگاه اکونومیست، مهم‌ترین پیام این تحولات آن است که بازارهای مالی دیگر انتظار بازگشت سریع تورم به اهداف بانک‌های مرکزی را ندارند. سرمایه‌گذاران به‌جای شرط‌بندی بر کاهش سریع قیمت‌ها، در حال بازنگری در ترکیب دارایی‌های خود هستند تا بتوانند با واقعیت جدید اقتصاد جهانی سازگار شوند. اگر این روند ادامه یابد، پذیرش تورم نه یک وضعیت موقتی، بلکه به یکی از اصول جدید تصمیم‌گیری در بازارهای مالی جهان تبدیل خواهد شد./