وقتی تخصص بخشی از هویت برند می شود؛ نگاهی به رویکرد فنی حامیران

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۴۳۰۲۶۱۰ کسب و کار

تخصص فنی در بازار فولاد زمانی برای مشتری ارزش ایجاد می کند که به حل مسئله و تصمیم بهتر منجر شود. فولاد حامیران با پیوند تامین فولاد و خدماتی مانند مشاوره فنی، آزمایشگاه متالورژی و عملیات حرارتی، رویکردی فراتر از فروش محصول ارائه می دهد. در این مقاله، نقش تخصص در تجربه مشتری و شکل گیری هویت یک برند صنعتی بررسی شده است.

وقتی تخصص بخشی از هویت برند می شود؛ نگاهی به رویکرد فنی حامیران

در بازارهای صنعتی، برند فقط با نام، لوگو یا میزان تبلیغات ساخته نمی شود. بخشی از تصویر یک برند در ذهن مشتری زمانی شکل می گیرد که خریدار در موقعیت تصمیم گیری با یک مسئله فنی روبه رو می شود و انتظار دارد تامین کننده، فراتر از ارائه یک محصول، بتواند ماهیت آن مسئله را درک کند.

در بازار فولاد نیز این موضوع اهمیت دارد. انتخاب یک گرید، بررسی شرایط کاری قطعه، کنترل مشخصات متریال، تصمیم درباره عملیات حرارتی یا حتی تشخیص دلیل شکست یک قطعه، موضوعاتی نیستند که همیشه بتوان آنها را تنها با مقایسه چند محصول حل کرد.

تامین فولاد از فروش محصول فراتر رفته است

در نگاه سنتی، نقش تامین کننده فولاد بیشتر به موجودی، وزن، ابعاد، تحویل و معامله محدود می شد. این مولفه ها همچنان اهمیت دارند، اما در بسیاری از صنایع، نوع تصمیم گیری تغییر کرده است.

یک قطعه ساز ممکن است فقط به دنبال یک میلگرد یا ورق با گرید مشخص نباشد؛ او باید مطمئن شود متریالی که دریافت می کند با شرایط کاری قطعه سازگار است.

یک قالب ساز ممکن است علاوه بر انتخاب فولاد، درباره سختکاری، سایش، ترک یا تغییر ابعاد قطعه نیز مسئله داشته باشد.

یک واحد نگهداری و تعمیرات نیز ممکن است با قطعه ای مواجه شود که زودتر از انتظار دچار شکست شده و باید علت آن بررسی شود.

تخصص فنی چه زمانی برای مشتری ارزش ایجاد می کند؟

فرض کنید دو فولاد از نظر قیمت یا حتی برخی مشخصات اولیه به یکدیگر نزدیک باشند. انتخاب میان آنها فقط با مقایسه اعداد موجود در یک جدول ممکن است کافی نباشد.

نوع بارگذاری، دمای کاری، میزان سایش، تنش، ابعاد قطعه، روش ماشین کاری و عملیات حرارتی می توانند روی انتخاب متریال اثر بگذارند.

در چنین موقعیتی، سوال اصلی مشتری دیگر فقط «چه محصولی موجود است؟» نیست، بلکه «کدام گزینه با شرایط کاری من سازگار است؟» خواهد بود.

برند صنعتی با حل مسئله ساخته می شود

در بازارهای مصرفی ممکن است تبلیغات نقش پررنگی در شکل گیری تصویر برند داشته باشند؛ اما در بازارهای صنعتی، تجربه مشتری و کیفیت تصمیم های فنی نیز بخش مهمی از این تصویر را می سازند.

مدیر خرید، مدیر تولید یا مسئول فنی زمانی یک تامین کننده را به عنوان مجموعه ای متخصص می شناسد که در موقعیت واقعی بتواند پاسخ قابل استفاده دریافت کند.

برای مثال، اگر مسئله یک مشتری شکست زودهنگام قطعه باشد، صرف معرفی چند گرید فولادی پاسخ کاملی به این نیاز نیست. باید مشخص شود شکست تحت چه شرایطی رخ داده، قطعه چه بارهایی تحمل کرده، متریال اولیه چه بوده و عملیات انجام شده روی آن چگونه بوده است.

رویکرد فنی حامیران چگونه تعریف می شود؟

در ساختار فولاد حامیران، تامین فولاد در کنار مجموعه ای از خدمات و ظرفیت های فنی تعریف شده است؛ رویکردی که هدف آن محدود کردن ارتباط با مشتری به مرحله خرید محصول نیست.

در این مدل، بررسی مشخصات متریال، مشاوره فنی، آزمایشگاه متالورژی و عملیات حرارتی می توانند در بخش های مختلف یک پروژه یا مسئله صنعتی مورد استفاده قرار گیرند.

برای نمونه، ممکن است متریال انتخاب شده از نظر نام گرید صحیح باشد، اما فرآیند عملیات حرارتی متناسب با هندسه و کاربرد قطعه طراحی نشده باشد. در موقعیتی دیگر، ممکن است مسئله به کیفیت یا مشخصات واقعی متریال مربوط باشد.

آزمایشگاه؛ جایی که ادعا باید به داده تبدیل شود

یکی از تفاوت های میان تصمیم گیری فنی و تصمیم گیری صرفا تجاری، نقش داده است.

اگر درباره ترکیب شیمیایی، ساختار متالورژیکی یا علت خرابی یک قطعه سوال وجود داشته باشد، پاسخ مناسب باید بر پایه بررسی فنی شکل بگیرد.

آزمایشگاه متالورژی در چنین فرآیندی می تواند برای بررسی ویژگی های نمونه، تحلیل مشکلات و ایجاد داده مورد نیاز برای تصمیم گیری استفاده شود.

وجود داده همچنین می تواند از تصمیم هایی که صرفا بر مبنای حدس، تجربه شفاهی یا ظاهر قطعه گرفته می شوند فاصله ایجاد کند.

عملیات حرارتی بخشی از عملکرد نهایی فولاد است

عملیات حرارتی بخشی از عملکرد نهایی فولاد است

انتخاب گرید مناسب پایان فرآیند نیست. بسیاری از فولادهای آلیاژی برای رسیدن به خواص مورد انتظار به فرآیند عملیات حرارتی مناسب نیاز دارند.

سختی، چقرمگی، مقاومت به سایش و رفتار قطعه در شرایط کاری می توانند تحت تاثیر این مرحله قرار بگیرند.

از این رو، جدا کردن کامل انتخاب فولاد از عملیات حرارتی در برخی پروژه ها می تواند تصویری ناقص از فرآیند ایجاد کند.

نگاه فنی به این موضوع یعنی متریال، شکل قطعه، شرایط کاری و فرآیند حرارتی در کنار یکدیگر بررسی شوند.

اهمیت شناخت مسئله پیش از پیشنهاد محصول

یکی از نشانه های رویکرد تخصصی در فروش صنعتی، نوع سوال هایی است که پیش از ارائه پیشنهاد مطرح می شوند.

اگر مشتری تنها نام یک گرید را اعلام کند، ممکن است نیاز واقعی او همچنان مشخص نباشد.

برای مثال، لازم است بدانیم:

  • قطعه در چه صنعتی استفاده می شود؟
  • چه نوع نیرویی به آن وارد می شود؟
  • آیا سایش، ضربه یا دمای بالا وجود دارد؟
  • ابعاد قطعه چقدر است؟
  • چه نوع عملیات حرارتی برای آن پیش بینی شده است؟
  • خرابی قبلی قطعه به چه شکلی رخ داده است؟

چرا این رویکرد برای مدیران خرید نیز اهمیت دارد؟

ممکن است تصور شود مسائل فنی بیشتر به مهندسان یا مدیران تولید مربوط هستند، اما نتیجه بسیاری از این تصمیم ها مستقیما روی فرآیند خرید نیز اثر می گذارد.

اگر متریال نامناسب انتخاب شود، هزینه مسئله فقط مبلغ خرید اولیه نیست.

دوباره کاری، توقف خط، تعویض قطعه، عملیات مجدد، ضایعات و تاخیر در تحویل محصول همگی می توانند بخشی از هزینه واقعی تصمیم باشند.

به همین دلیل، در خرید صنعتی مفهوم «هزینه» همیشه با مبلغ فاکتور برابر نیست.

تخصص چگونه به اعتماد تبدیل می شود؟

اعتماد در بازار صنعتی معمولا از ادعا شکل نمی گیرد؛ باید قابل مشاهده باشد.

کارشناس فنی، تجهیزات آزمایشگاهی، فرآیند مشخص بررسی مسئله، گزارش قابل استناد، تجربه پروژه و توانایی توضیح علت یک تصمیم، نمونه هایی از عواملی هستند که می توانند تخصص را برای مشتری ملموس کنند.

به همین دلیل، استفاده از عباراتی مانند «متخصص» بدون ارائه شواهد کافی برای ساخت اعتبار یک برند صنعتی کافی نیست.

مشتری باید این تخصص را در فرآیند همکاری تجربه کند.

از فروشنده فولاد تا همراه فنی پروژه

بازار فولاد نیز مانند بسیاری از بازارهای صنعتی در حال حرکت به سمت تصمیم گیری مبتنی بر اطلاعات است.

در چنین فضایی، تامین کننده ای که بتواند درباره انتخاب گرید، کیفیت متریال، عملیات حرارتی یا مسئله ایجاد شده در قطعه گفت و گو کند، نقش متفاوتی در زنجیره تامین پیدا می کند.

رویکرد فولاد حامیران نیز بر همین پیوند میان تامین و دانش فنی استوار است؛ یعنی مشتری بتواند در کنار دریافت محصول، برای بررسی مسائل مرتبط با متریال نیز از ظرفیت های تخصصی مجموعه استفاده کند.

این مدل الزاما به این معنا نیست که هر خرید نیازمند فرآیند پیچیده فنی است. بسیاری از سفارش ها مشخصات کاملا روشن دارند و مستقیما قابل تامین هستند. اما زمانی که مسئله فنی وجود دارد، دسترسی به دانش تخصصی می تواند بخشی از ارزش همکاری باشد.

وقتی تخصص بخشی از برند می شود

اعتبار برند صنعتی، در رفتار سازمان معنا پیدا می کند. اگر برندی خود را مجموعه ای فنی معرفی می کند، این تخصص باید فراتر از شعارهای تبلیغاتی، در نحوه پاسخ به سوال مشتری، بررسی مشخصات، ارائه اطلاعات و مواجهه با مسائل نیز قابل مشاهده باشد.

در صنعت ، تخصص دیگر یک عبارت در معرفی شرکت نیست؛ بلکه بخشی از تجربه ای است که مشتری در تعامل با برند دارد.

برای مجموعه هایی که با فولاد و قطعات صنعتی سروکار دارند، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ زیرا یک تصمیم فنی می تواند بر عمر قطعه، کیفیت محصول و تداوم فرآیند تولید اثر بگذارد.

به همین دلیل، آینده برندهای صنعتی تنها به گستردگی سبد کالا وابسته نیست. توانایی تبدیل دانش به یک تصمیم قابل استفاده برای مشتری نیز می تواند بخشی از هویت آنها باشد؛ هویتی که به جای ادعا، از مسیر حل مسئله شکل می گیرد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن