از حق انتخاب تا نوآوری؛ هزینه‌های پنهان انحصار در اقتصاد دیجیتال

رقابت، یکی از پایه‌های کارآمدی بازار است. زمانی که چند بازیگر برای جذب مشتری و حفظ سهم بازار با یکدیگر رقابت می‌کنند، طبیعتا کیفیت خدمات، بهره‌وری و توان پاسخ‌گویی به نیازهای بازار هم تقویت می‌شود. در مقابل، تمرکز و انحصار می‌تواند این فشار رقابتی را تضعیف کند و در نتیجه، بهره‌وری و کارآمدی بازار را کاهش دهد. از همین منظر است که وجود نهادهایی برای حفظ رقابت و مقابله با رویه‌های مخل آن اهمیت پیدا می‌کند.

اقتصاد دیجیتال؛ بازاری که باید دقیق‌تر رصد شود

بازارهای دیجیتال ویژگی‌های متفاوتی دارند. یک بنگاه ممکن است همزمان در چند بازار مرتبط فعالیت کند و رفتار آن در یک بخش بر بخش‌های دیگر اثر بگذارد. به همین دلیل، تشخیص وضعیت رقابتی صرفا با نگاه کردن به تعداد کاربران یا سهم بازار یک شرکت ممکن نیست.

برای ارزیابی وضعیت رقابتی، ابتدا باید محدوده و مختصات بازار مشخص شود. این موضوع در اقتصاد دیجیتال اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ساختار بازارها سریع تغییر می‌کند و ارتباط میان بخش‌های مختلف نیز پیچیده‌تر می‌شود. در نتیجه، بررسی این بازارها به داده‌های قابل اتکا، ابزارهای دقیق و روش‌های روزآمد نیاز دارد.

سرعت تحولات دیجیتال نیز ضرورت رصد مستمر بازار و رفتار بنگاه‌ها را افزایش داده است. رشد سریع این بازارها به این معنا نیست که تشخیص وضعیت رقابتی دشوارتر شده، بلکه اهمیت دقت و به‌روز بودن نظارت را بیشتر کرده است.

در بازارهای نوپا، زمان‌بندی نظارت اهمیت دارد

بازار خرید اعتباری یا BNPL یکی از بازارهای نوظهور اقتصاد دیجیتال است. در این حوزه، رویکرد نظارتی می‌تواند هم پیشینی و هم پسینی باشد. در مورد BNPL، رویکرد شورای رقابت به عنوان تنها نهاد تخصصی و فراقوه‌ای مقابله با انحصار، بیشتر بر نظارت پسینی استوار بوده؛ یعنی ابتدا نشانه‌هایی از یک رویه ضد رقابتی مشاهده شده، سپس موضوع از طریق شکایت مطرح و پس از انجام مراحل بررسی کارشناسی و رسیدگی، در نهایت رأی صادر شده است.

در همین راستا، قانون، اختیارات گسترده‌ای در اختیار شورا گذاشته است که اقداماتی همچون بازرسی از بنگاه‌ها و دفاتر و سوابق الکترونیکی، احضار طرفین برای تحقیق و دریافت اسناد را شامل می‌شود. همچنین پس از رسیدگی هم، دامنه تصمیمات شورا از فسخ قرارداد ضدرقابتی و دستور توقف یک رویه، تا اطلاع‌رسانی عمومی یا جریمه نقدی را در برمی‌گیرد.

با گسترش این بازارها، رویکرد تنظیم‌گر نیز می‌تواند متناسب با شرایط تغییر کند. این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ساختار بازارهای نوپا هنوز تثبیت نشده و تصمیم‌ها و رفتارهای امروز می‌توانند بر مسیر رقابت در سال‌های آینده اثر بگذارند.

انحصار فقط رقیب را حذف نمی‌کند

بحث درباره انحصار را نمی‌توان صرفا به رابطه میان چند شرکت محدود کرد. یکی از مهم‌ترین پیامدهای انحصار، اثری است که بر کاربر و قدرت انتخاب او می‌گذارد. در اقتصاد دیجیتال، این اثر می‌تواند حتی عمیق‌تر باشد؛ زیرا کاربر ممکن است نه ‌فقط از طریق قیمت و کیفیت، بلکه از طریق قراردادها، الگوریتم‌ها، محدودیت دسترسی به داده یا محدودیت همکاری کسب‌وکارها تحت تاثیر ساختار بازار قرار گیرد.

وقتی یک کاربر با گزینه‌های محدود مواجه باشد، قدرت او برای مقایسه و تغییر نیز کاهش می‌یابد. از سوی دیگر، تمرکز بازار می‌تواند ورود رقبای جدید را دشوارتر کند و انگیزه سرمایه‌گذاری و نوآوری را کاهش دهد. به بیان دیگر، هزینه انحصار فقط حذف یک نام از فهرست رقبا نیست؛ تضعیف سازوکاری است که بنگاه‌ها را به بهتر شدن وادار می‌کند.

مسئولیت رقابت فقط بر دوش نهاد ناظر نیست

یکی از نکات قابل‌تامل در نگاه شورای رقابت به این حوزه، این است که حفظ حق انتخاب کاربران را نمی‌توان صرفا وظیفه‌ای قانونی و بر عهده نهاد ناظر دانست. بازیگران بازار هم، فراتر از الزام قانونی، مسئولیتی اخلاقی در قبال رعایت قواعد رقابت دارند؛ مسئولیتی که منفعت بلندمدت خودشان را هم تضمین می‌کند.

در بازارهای دیجیتال، این مسئولیت اهمیت بیشتری دارد. اخلاق حرفه‌ای بنگاه‌ها می‌تواند یک گام جلوتر از حداقل الزامات قانونی قرار گیرد و مانع آن شود که منافع کوتاه‌مدت یک بازیگر، تعادل بلندمدت بازار را تحت تاثیر قرار دهد.

از سوی دیگر، افراد، کسب‌وکارها و متخصصان نیز می‌توانند نگرانی‌های خود را درباره رفتارهای احتمالی ضد رقابتی از طریق کانال‌های ارتباطی شورای رقابت و مرکز ملی رقابت مطرح کنند. وجود چنین مسیری، امکان شناسایی و بررسی زودتر مسائل رقابتی را فراهم می‌کند.

رقابت، شرط پویایی بازار

رقابت زمانی معنا دارد که بازیگران مختلف امکان حضور، رشد و به چالش کشیدن یکدیگر را داشته باشند و کاربر نیز بتواند میان گزینه‌های واقعی انتخاب کند. در اقتصاد دیجیتال، که بازارها سریع‌تر تغییر می‌کنند و اثرگذاری متقابل بنگاه‌ها بیشتر است، حفظ این تعادل اهمیت دوچندانی دارد. چرا که انحصار می‌تواند هم انتخاب امروز کاربران را محدود کند و هم فرصت‌های فردای بازار را کاهش دهد.

در پایان این نکته را باید خاطرنشان کرد که حفظ رقابت به معنای جلوگیری از بزرگ شدن یک شرکت نیست؛ بلکه به معنای حفظ بازاری است که در آن هیچ بازیگری از فشار بهتر شدن مصون نباشد و هیچ کاربری نیز از حق انتخاب محروم نشود. چنین بازاری، ظرفیت بیشتری برای نوآوری، بهره‌وری و رشد پایدار خواهد داشت.