به عنوان مثال اخیرا یورگن کلوپ رویه متفاوتی را در قبال یک بدرفتاری آشکار از بازیکنش در پیش گرفته است. سادیو مانه، بازیکن سنگالی لیورپول در جریان بازی این تیم بر منچستریونایتد تنها حدود یک ربع در زمین حضور داشت. او بازی را از روی نیمکت شروع کرد و این موضوع را دوست نداشت. بعد از پایان مسابقه هم زمانی که کلوپ برای خوش و بش و تبریک به بازیکنانش وارد زمین شد، به سمت مانه دست دراز کرد، اما او حاضر نشد با سرمربی لیورپول دست بدهد. این رفتار مانه با انتقاد شدید رسانه‌ها و پیشکسوتان باشگاه همراه شده است. به عنوان مثال می‌توانید حرف‌های مایکل اوون را بخوانید: «تو حق نداری با سرمربی‌ات چنین کاری کنی. فردای بازی می‌روی، در اتاقش را می‌زنی و اگر از تصمیماتش راضی نیستی حرفت را به او می‌زنی. فراموش نکنید که مانه بازی نکرد و سه بازیکن دیگر بازی کردند و آن سه بازیکن، صلاح، ژوتا و فیرمینو، هر چهار گل لیورپول را به ثمر رساندند. پس نمی‌توان گفت که کلوپ درباره بازی ندادن به او اشتباه کرده بود.» با این حال کلوپ سعی کرد با نوعی رفتار پدر و پسری، مانه را از این جهنم عبور بدهد. او در بخشی از سخنانش گفت: «برای من هم وقتی بازیکن بودم چنین اتفاقی افتاده، برای دیگر بازیکنان هم چنین اتفاقی افتاده است. امیدوارم که رئیس شما هم اگر یک بار به او بی‌احترامی کردید، بقیه چیزها را از یاد نبرد.» بالاخره این هم یک مدل رفتاری است. هنر مدیریت یعنی بدانی کجا از چه شیوه‌ای سود ببری.

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند