حسین پارسایی از اجرای «آرزوهای کوچک» می‌گوید

خط قرمزم بچه‌ها بودند

شماره روزنامه: ۶۶۹۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۶۰۸۷ فرهنگ و هنر

حسین پارسایی کارگردان نمایش «آرزوهای کوچک» درباره چگونگی اجرای این اثر می گوید: ماجرا برای من همیشه یک نقطه آغاز مشخص داشته است: انسان، رنج‌هایش و کورسوی امیدی که هرگز خاموش نمی‌شود. وقتی سال‌ها پیش «الیور توئیست» را روی صحنه بردم، دیدم که قصه یک کودک بی‌سرپرست و رهاشده در خیابان‌های مه‌آلود لندن، چگونه می‌تواند قلب هزاران تماشاگر ایرانی را به لرزه بیندازد. بعدها در «بینوایان» با کوزت و گاوروش، این دغدغه عمیق‌تر شد. همیشه با خودم می‌گوفتم: ادبیات جهان پر از این آینه‌هاست، اما بچه‌های خودمان چه؟ کودکانی که هر روز سر چهارراه‌ها، در گوشه و کنار این شهر بزرگ و زیر بار زندگی قد خم می‌کنند، سهم‌شان از صحنه تئاتر چیست؟ ایده ساخت «آرزوهای کوچک» از همین‌جا جوشید تا یک بدهی عاطفی را به کودکان آسیب‌پذیر و محروم از پدر و مادر این سرزمین ادا کنیم.

خط قرمزم بچه‌ها بودند

او توضیح داد: خط قرمز من با نویسنده اثر این بود که بچه‌ها را محروم و قربانی صرف نشان ندهیم. من معتقدم رنج اگر بدون اراده و عاملیت انسانی تصویر شود، ترحم‌برانگیز و تحقیرآمیز است؛ اما اگر با امید، رویا و شجاعت زیستن پیوند بخورد، کرامت می‌سازد. ما اشک تماشاگر را هدف نگرفتیم؛ وجدان و بیداری او را نشانه رفتیم. دیالوگ‌ها بر اساس مویه‌های بی‌سرانجام کودکانه نیست بلکه بر پایه‌  حق زیستن و سرکشی معصومانه در برابر سرنوشت آنان شکل گرفت.

پارسایی در گفت‌وگو با ایسنا، در پاسخ به اینکه شخصیت‌پردازی در نمایش «آرزوهای کوچک» چقدر متکی بر مستندات واقعی و پژوهش میدانی بوده و چقدر تخیل نمایشی؟ گفت: قصه‌ها همه پرونده‌های واقعی است و اتفاق افتاده است؛کاملا برآمده از نبض واقعی جامعه امروز. من و گروه پژوهش متن و نویسنده ساعت‌ها پای روایت‌های مستند این کودکان نشستیم. اما درام این نمایش وفاداری کورکورانه به واقعیت عریان نیست؛ واقعیت ماده‌  خام این قصه‌هاست که در تخیل شاعرانه نویسنده و زبان موزیکال به نمادهایی ذهن آشنا تبدیل شدند.

او درباره عنوان «آرزوهای کوچک» گفت: آرزوهایی که برای من و شما معمولی‌ترین و بدیهی‌ترین عناصر زندگی روزمره‌اند برای کودکان محروم از پدر و مادر تبدیل به دست‌نیافتنی‌ترین رویاها شده‌اند. این عنوان طعنه‌ای است به وجدان جامعه که چطور ساده‌ترین نیازهای یک انسان در سایه‌  فراموشی ما به آرزوهایی محال تبدیل می‌شوند.

این کارگردان در پاسخ به اینکه عواید این اجراها دقیقا کجا می‌رود؟ پاسخ داد: تمامی درآمد حاصل از فروش بلیت‌های این نمایش، بدون کسر سود تجاری، مستقیما صرف امور نیکوکاری برای کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست می‌شود. برای این کار هم از طریق همراهی حامیان و نهادهای امین، مردمی و خیریه دیگر اقدام کردیم تا مطمئن شویم این کمک‌ها شفاف و هدفمند به دست بچه‌ها می‌رسد. حضور شبانه‌ چهره‌های هنرمند در پایان اجراها هم برای همین است تا تالار وحدت به یک پایگاه بزرگ همدلی برای ترویج فرهنگ نیکوکاری تبدیل شود.

او درباره اینکه چرا سراغ چهره‌هایی مثل غزل شاکری و سیامک صفری رفته است، نیز گفت: اساسا تئاتر موزیکال نیازمند بازیگرانی است که هم از عهده‌ی خوانش و ریتم بر بیایند و هم ریشه‌های دراماتیک متن را عمیقا درک کنند. سرکار خانم غزل شاکری در نقش «خانوم» با لحن آرام، اصالت و لطافتِ توأم با اقتدارِ مادرانه‌اش، گزینه‌ای بی‌نظیر برای این نقش بود تا میان دنیای سخت بیرون و معصومیت بچه‌ها پل بزند.  بازگشت سیامک صفری پس از چند سال دوری از صحنه و بازی  با تکنیک و قدرت بیان به لایه‌های خاکستری قصه در نقش « بابا » بسیار ستودنی است و البته دو بازیگر دیگر رایان سرلک و سایه پارسایی که نقش‌های کلیدی و موثری دارند.

 او درباره سهم بازیگران کودک و نوجوان در این پروژه گفت: قلب تپنده این نمایش، همین کودکان و نوجوانان مستعد هستند. این بچه‌ها ماه‌ها تمرین‌های فشرده‌ بدن، بیان، هم‌خوانی و ریتم را زیر نظر طراح حرکت و تیم کارگردانی پشت سر گذاشته‌اند تا بتوانند روی صحنه‌ بزرگ تالار وحدت، پابه‌پای بازیگران حرفه‌ای نقش‌آفرینی کنند. آنها فقط نقش بازی نمی‌کنند؛ خودِ حقیقتِ جاری در داستان‌اند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن